27 شهریور ماه، سالروز ورود نخستین هواپیماهای
F-4 فانتوم به خاک کشورمان را گرامی می داریم.
در سال های جنگ تحمیلی، این رزمندگان سلحشور و فرزندان خاک ایران همیشه آباد بودند که از قطعه قطعه این خاک و این مرز و بوم با خونشان پاسداری کردند و هرگز اجازه ندادند که این سرزمین به قدم های منحوس و نفیر شوم دشمنان این آب و خاک آلوده شود. نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران یکی از مهم ترین و بالقوه ترین وزنه های دفاعی کشور در جنگ تحمیلی بود؛ صلابت و قدرت ایمان خلبانان و غیورمردان این نیروی پر ارزش بود که توانست با اتکاء بر بنیه دفاعی مشتمل بر هواپیماهای پیشرفته با آخرین تجهیزات نظامی روز بر دشمن پیروز شود و ضربات مهلکی را بر پیکره تنه توخالی نیروی متخاصم وارد آورد. یکی از مهم ترین و با اهمیت ترین هواپیماهای جنگنده ای که در جنگ هشت ساله توانایی های واقعی خود را به نمایش گذاشت و در رکاب خلبانان ایرانی به میدان نبرد شتافت، هواپیمای F-4 Phantom از مدل های D، E و R بود. به مناسبت سالگرد ورود هواپیمای افسانه ای فانتوم به کشور عزیزمان و همچنین آغاز هفته دفاع مقدس و یادآوری یاد و خاطره شهیدانی که در راه این کشور شربت شهادت نوشیدند، این ویژه نامه هواپیمای F-4 فانتوم به خدمت شما عزیزان تقدیم می گردد:
چگونگی ورود فانتوم به ایران
پس از بریتانیا، ایران دومین کشوری بود که هواپیمای شکاری بمب افکن F-4 فانتوم را به خدمت نیروی هوایی خود در می آورد. نخستین فانتوم هایی که سفارش داده شدند، از نوع D بودند. بستن قرارداد ها با شرکت مکدانل داگلاس از سال 1967 شروع شد و خبر دریافت فانتوم ها توسط ایران برای نخستین بار در آبان سال 1346 در کشور منتشر گردید. سرانجام فرود نخستین شانزده فروند فانتوم F-4D در خاک ایران در 27 شهریور ماه سال 1347 صورت پذیرفت و هر شانزده فروند فانتوم تازه وارد به علاوه تعداد مشابهی که چندی بعد وارد ایران شدند بلافاصله به خدمت نیروی هوایی IIAF در آمدند. در سال 1351 ایران سفارش 177 فروند فانتوم F-4E جدید به همراه شانزده فروند فانتوم RF-4E که به مدل های شناسایی مشهور بودند و بیشتر آن ها را با عنوان «دم سفید» می شناختند را تسلیم آمریکا کرد. تا سال 1355 هجری شمسی، کلیه هواپیماهای سفارش داده شده به خدمت نیروی هوایی در آمده بودند.
چگونگی سریال دهی فانتوم های ایران
پس از تحویل نخستین سری فانتوم ها که از مدل D بودند، سازمان دهی و سامان دهی فانتوم ها در پایگاه های مختلف شکاری شروع شد. فانتوم های مدل D با شماره سریال های 67-14869 - 3-601 تا 68-6919 - 3-632 مشخص شدند. تا سال 1353، فانتوم های مدل D که هنوز در خدمت بودند دوباره سریال دهی شدند. اینبار شماره سریال ها از 665-3 شروع و به 691-3 خاتمه می یافت. گفته می شود که یک فروند فانتوم D و یک فروند فانتوم مدل E وجود دارد که هر دو دارای شماره سریال 668-3 هستند. در سال 1347 و پس از آغاز تحویل فانتوم های مدل D ایران سفارش 32 فروند فانتوم E را به آمریکا تقدیم کرد. تحویل این فانتوم ها با شماره سریال های 69-7711 - 3-633 تا 69-7742 - 3-664 در بهار سال 1349 به نیروی هوایی آن زمان آغاز شد. اولین سری فانتوم های E تحویل شده به ایران با موشک های هوا به زمین AGM-65 ماوریک که موشک های بسیار مرگ بار و تاثیر گذار در جنگ تحمیلی بودند سازگاری داشتند. اما مشکل این جا بود که این سری از فانتوم ها فاقد بالچه های لبه حمله برای مانورپذیری بیشتر بودند. این مشکل در اولین اورهال کلی فانتوم های ایرانی رفع شد و این سری ابتدایی فانتوم های E نیز به Leading Edge Slats مجهز گردیدند. سومین گروه فانتوم های ایرانی در سال 1349 سفارش داده شد. این گروه شامل 73 فروند هواپیمای فانتوم مدل E بود که با شماره سریال های 71-1094 تا 71-1166 و 73-1519 تا 73-1554 رجیستر شدند. کلیه هواپیماهای این گروه دارای بالچه های لبه حمله و البته کاملاً سازگار با موشک های هوا به زمین AGM-65 ماوریک بودند. 49 فروند از این هواپیماها از قبل به سیستم تشخیص دوست از دشمن یا IFF APX-80 و یک سیستم جدید ناوبری دیجیتالی مجهز بودند. نهایتاً آخرین گروه بزرگ فانتوم های مدل E در سال 1350 سفارش داده شد و این سری از فانتوم ها با سریال های 75-0222 تا 75-0257 ثبت گردیدند. اگر چه تحویل این سری از فانتوم ها کمی بیش از حد معمول طول کشید، برای مثال آخرین فانتوم این دسته در سال 1356 تحویل گردید، اما این فانتوم ها به بهترین و پیشرفته ترین تجهیزات روز مجهز بودند. این فانتوم ها نه تنها مجهز به حسگر های الکترواپتیکالی و تشخیص دوست از دشمن APX-80 بودند، بلکه از طراحی دوباره کاکپیت با جایگذاری سوئیچ ها و نشان دهنده ها این بار به شیوه ای منطقی تر و ارگونومیک تر که بعد ها مقدمه ساخت سیستم HOTAS نیز شد برخوردار بودند. سیستم سریال دهی فانتوم های مدل E ایران از سال 1354 تا کنون نامعلوم باقی مانده است. برای مثال سیستم سریال گذاری خاصی نیز موجود است که از 3-6501 اغاز و به 3-6691 پایان می پذیرد. این در حالیست که ایران 191 فانتوم E را دریافت نکرده است، بلکه تعداد فانتوم های این مدل از 177 فروند متجاوز نبوده است. این مسئله نشان می دهد که در سریال دهی این سری فواصلی نیز وجود دارد که هنوز ناشناخته مانده است.
.jpg)
هواپیمای فانتوم نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در حال شلیک موشک
شبح های تاریکی، فانتوم های شناسایی ایران
به قطع ماجرای فانتوم های RF-4E شناسایی ایران یکی از سری ترین و سر به مهر ترین رازهای تاریخ هواپیمای فانتوم است. در اوایل سال 1347 دو فروند فانتوم RF-4C از طرف آمریکا به ایران به امانت سپرده شد. این دو هواپیما با شماره سریال های 69-0369 و 69-0370 در حقیقت برای انجام یک سری ماموریت های فوق سری مشترک بین ایران و آمریکا در فراز مرزهای شوروی به ایران سپرده شده بودند. این دو هواپیما ظاهراً از پایگاه های آمریکا در اروپا به سمت ایران به پرواز در آمده بودند که بعد ها دوباره به همان پایگاه ها در آلمان و بریتانیا مراجعت کردند. جالب این جاست که درست یک ماه بعد از این جریانات، ایران شش فروند RF-4E را رسماً سفارش داد. بسیار جای تعجب دارد که در آن شرایط که شرکت مکدانل داگلاس که بازار بسیار گرمی داشت و مرتب از سوی کشورهای مختلف و البته نیروهای داخلی آمریکا به این شرکت سفارش می رسید، ساخت فانتوم های ایرانی را با سرعت هر چه تمام تر به پایان رساند. سه فروند فانتوم این گروه با شماره سریال های 72-0266 تا 72-0266 رجیستر شدند. باز هم عجیب بود که نخستین فانتوم ایرانی به آن سرعت در پاییز سال 1347 آماده شد و نخستین پرواز خود را نیز چندی بعد به انجام رساند. نخستین فروند از این فانتوم های شناسایی چند ماه بعد وارد ایران شد و این فرصت پیش آمد که آمریکا بتواند دو فروند فانتوم قرضی خود را دوباره به پایگاه های خود در اروپا بازگرداند. تعداد دقیق فانتوم های شناسایی ایران هنوز هم که هنوز است کاملاً فاش نشده است. در همان سال های نخست تحویل نمونه هایی شش تا دوازده فروندی از این فانتوم ها صورت پذیرفت که با تجهیزات بسیار پیشرفته شناسایی فوق سری تجهیز شده بودند و به دلیل پنهان بودن این موضوع حتی از دید برخی از خود غربی ها، این هواپیماها به Unknown Iranian Phantoms مشهور شده بودند. ظاهراً آمریکا برای پیشبرد اهداف شناسایی خود بر فراز خاک شوروی می بایست این فانتوم ها را به ایران تحویل می داد.

دو فروند فانتوم ایرانی بر فراز سد مهاباد
واحد های فانتوم های ایرانی در پایگاه های شکاری
در سال های دهه هفتاد میلادی ایران به شدت مشغول تجهیز ناوگان نیروی هوایی با هواپیماهای مختلف و پیشرفته آمریکایی بود و تنها انقلاب اسلامی بود که پایانی به وضعیت نامتعادل اسکادران های نیروی هوایی داد و آن هم به نوبه خود به دلیل قطع رابطه با آمریکا و ثبات نسبی هواپیماهای موجود در نیروی هوایی بود. در زمان آغاز جنگ، وضعیت واحد های فانتوم در خدمت در پایگاه های مختلف به صورت زیر بود:
یازدهمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه از فانتوم ها در پایگاه یکم شکاری مهرآباد مشغول به خدمت بودند. در این پایگاه، هواپیماهای فانتوم از مدل های F-4E و RF-4E به سر می بردند. یک زیر گروه کوچکتر از این فانتوم ها از سال 1359 در پایگاه چهارم شکاری خدمت می کردند. معمولاً هواپیماهای پایگاه یکم شکاری همیشه ثابت نیستند، برای مثال در حال حاضر بیشتر هواپیماهای خدمتی در پایگاه یکم از نوع MiG-29A هستند. تعداد محدودی فانتوم های مدل E برای اهداف آموزشی در این پایگاه موجود هستند که فعلاً دوران اورهال کلی خود را می گذرانند.
F-4E 3-6558: این هواپیما از نخستین فانتوم های ایرانی مجهز به توپ نصب شده در دماغه بود. این هواپیما در آغاز جنگ تحمیلی در یازدهمین وینگ شکاری های تاکتیکی مهرآباد خدمت می کرد. در مهر ماه سال 1359، این هواپیما موفق شد یک فروند MiG-23 عراقی را در چهار کیلومتری تهران سرنگون سازد.
هفت فروند فانتوم نیروی هوایی در حال برخاست همزمان از سطح باند
سی و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه از فانتوم های مدل E و RF-4E در پایگاه سوم شکاری موسوم به نوژه همدان یا شاهرخی سابق خدمت می کردند.
F-4E 3-6529: این هواپیمای فانتوم در دوران جنگ تحمیلی در خدمت پایگاه سوم شکاری نوژه بود و تا پایان جنگ نیز در همان پایگاه مشغول خدمت بود. این فانتوم یکی از سه فانتومی بود که در آبان 1359 به همراه دو فانتوم دیگر استادیوم بدره در عراق را که محل نشست و برخاست برخی هلیکوپتر های عراقی بود بمباران کردند.
F-4E 3-6570: این فانتوم یکی از مشهورترین فانتوم های ایرانی موجود در پایگاه سوم شکاری است. این هواپیما همان جنگنده ای بود که در حمله به محل کنفرانس ملی بغداد در تیرماه 1362 به خلبانی شهید عباس دوران و کاپیتان منصور کاظمیان به کار رفت. پس از اصابت موشک زمین به هوای پایگاه ضد هوایی SAM Roland-2 به این هواپیما، کاپیتان کاظمیان از هواپیما خارج شده و پس از آن نیز به اصارت در آمد، اما با نزدیک شدن هواپیما به فرودگاه بین المللی بغداد، شهید دوران به همراه هواپیما به برج مراقبت فرودگاه برخورد کردند و بدین وسیله امنیت پدافند مشهور بغداد را زیر سوال بردند.
F-4E 3-6684: این هواپیما به نود و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی در پایگاه هوایی بندر عباس تعلق داشت اما در پاییز سال 1360 به عنوان نیروی تجدید قوا به سی و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی نوژه همدان پیوست. اکثر خلبانانی که با این هواپیما پرواز کرده اند از آن خاطرات خوشی به یاد دارند، این هواپیما موفق به شکار یک فروند MiG-21 عراقی نیز شده است.
RF-4E 2-6510: از جمله هواپیماهای فانتوم شناسایی بود که در جنگ تحمیلی و در آن هشت سال طولانی نبرد به آن آسیبی نرسید. در دوران جنگ، این هواپیما نیز در پایگاه سوم شکاری نوژه همدان مشغول به خدمت بود. در سال 1351 در ماموریتی شناسایی که به وسیله یکی از خلبانان نیروی هوایی شاهنشاهی ایران و یک وایزوی نیروی هوایی آمریکا بر فراز شوروی انجام می شد، چیزی نمانده بود که این هواپیما توسط یک فروند MiG-21SMT نیروی هوایی شوروی رهگیری شود. وایزوی آمریکایی با استفاده از قدرت جنگ الکترونیک فوق العاده فانتوم شناسایی، مانع رهگیری این هواپیما از فاصله دور شد و خلبان MiG-21 شوروی مجبور شد برای انجام رهگیری تا فاصله کوتاهتری به فانتوم ایرانی نزدیک شود، که البته باز هم خلبان روس نتوانست کاری از پیش ببرد.
سی و دومین وینگ شکاری های تاکتیکی: این وینگ شکاری نیز در سال های ابتدایی جنگ در پایگاه سوم شکاری نوژه همدان یا همان شاهرخی سابق به سر می برد. دو اسکادران از هواپیماهای F-4 فانتوم اما اینبار از مدل D در این وینگ شکاری در حال خدمت بودند. در همان ابتدای جنگ، دو اسکادران فانتوم های D به هفتاد و یکمین وینگ شکاری تحویل شده و در عوض این گروه شکاری مجهز به هواپیماهای پیشرفته تر F-4E گردید. همچنین، تعداد چهار فروند هواپیماهای شناسایی RF-4E نیز به این وینگ تحویل شد که تا امروز در موقعیت خود مشغول خدمت اند. هواپیماهای این وینگ شکاری به طور مرتب در زمان جنگ در پایگاه چهارم شکاری، پایگاه وحدتی نزدیک دزفول نیز انجام خدمت می کردند و گاه به پایگاه نهم شکاری نیز فرستاده می شدند. در حال حاضر پایگاه سوم شکاری نوژه پایگاه اصلی هواپیماهای F-4E و RF-4E می باشد.

هواپیمای فانتوم D که در تصویر بالا مشاهده می کنید، نخستین هواپیمای فانتوم تحویل شده به ایران است. این هواپیما در سال نخست ورود به خدمت تحویل سیصد و هشتمین اسکادران تاکتیکی نیروی هوایی IIAF گردید و با شماره سریال 601-3 رجیستر شد. در سال 1352 این فانتوم به یادماندنی به پایگاهی در نزدیکی شیراز فرستاده شد و به خدمت هفتاد و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی در آمد. در سال 1354 این هواپیما دوباره به همان پایگاه سوم شکاری یا پایگاه هوایی شاهرخی رجعت کرد و اینبار با شماره سریال 6697-3 شماره گذاری شد. این هواپیما نیز مانند دیگر فانتوم های D مجهز به سیستم هدایتگر لیزری AVQ-9 و بمب های هدایت لیزری GBU-10 بود. این هواپیمای فانتوم در جنگ های داخلی عمان و جنگ کردستان ایران به سلامت ماموریت های خود را به انجام رساند و در جنگ تحمیلی نیز در پایگاه های نوژه، دزفول و تبریز خدمت کرد.
F-4D -3-6712: تا به حال اطلاع دقیقی از نحوه سریال دهی این فانتوم در دست نبوده است. به این دلیل که تا زمان انقلاب اسلامی دوبار و از آن زمان تا کنون دوبار دیگر فانتومهای D سریال دهی شده اند، تشخیص سریال های اصلی که نیروی هوایی آمریکا در آن زمان برای این فانتوم ها در نظر گرفته بود تقریباً غیر ممکن است. این فانتوم یکی از فانتوم های مدل D ایران بود که در سال های پایانی حکومت پیشین به سیستم های پیشرفته RHAW مجهز شد. این سیستم به این فانتوم ها این قابلیت را می داد که به راحتی کار هدف گیری موشک های زمین به هوای عراقی را تحت نظر بگیرند و بدین صورت هواپیماهای دیگر آرایش پروازی را به مناطقی هدایت کنند که کمترین خطر ایشان را تهدید کند. به همین دلیل این فانتوم در بیشتر ماموریت های نفوذی عمیق در خاک عراق شرکت داشت و نقشی عمده را برای نیروی هوایی در زمان جنگ ایفا نمود. در زمان جنگ این هواپیما در اختیار هفتاد و یکمین و هفتاد و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی بود و توانست در پاییز سال 1359 یک فروند MiG-21MF عراقی را سرنگون کند. این هواپیما نیز به سلامت از جنگ تحمیلی فارغ شد و هنوز هم در خدمت باقی است.
از سال 1379 تا کنون، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران پس از اورهال کلی، جنگنده ها را با رنگ آمیزی جدیدی که ترکیبی از رنگ آبی آسمانی و خاکستری است تحویل می دهد. یکی از جنگنده هایی که به این رنگ در آمده است، یک فروند RF-4E با سریال نامعلوم است. این شیوه رنگ آمیزی قبلاً در F-14A ها و MiG-29A های اورهال شده نیز دیده شده است.
شصت و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه جنگنده های تاکتیکی از شصت و یکمین و شصت و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی در پایگاه ششم شکاری مستقر هستند و عمدتاً نیز مجهز به هواپیماهای F-4E می باشند. در این پایگاه هواپیماهای RF-4E نیز به انجام عملیات پرداخته اند. از سال 1352 تا سال 1369 شصت و یکمین اسکادران مجهز به چهار فروند RF-4E و شصت و دومین اسکادران مجهز به بیش از هشت فروند فانتوم شناسایی تا سال 1371 بوده است.
F-4E 3-6611: این فانتوم یکی از شش فانتوم متعلق به پایگاه شکاری بوشهر است که با استفاده از موشک های مرگبار ماوریک AGM-65A در پاییز 1359 نیروی دریایی عراق را در عملیات مروارید عملاً فلج ساختند و بخش بزرگی از این نیرو را از میان برداشتند.
F-4E 3-6645: این هواپیما نیز یکی از شش فروند فانتوم شرکت کننده در عملیات مروارید بود که به خلبانی سرهنگ یاسینی بسیاری از قایق های نیروی دریایی عراق را غراق نمود.
RF-4E 2-6507: این فانتوم شناسایی یکی از شناخته شده ترین «دم سفید» های ایران یا همان فانتوم های شناسایی فوق پیشرفته است که مستقیماً از انبار مهمات نیروی هوایی آمریکا به ایران آمده است. در سال های دهه 50 شمسی، این هواپیما بارها و بارها برای انجام ماموریت های شناسایی وارد خاک شوروی سابق گردید و در زمان جنگ نیز یکی از پرکارترین هواپیماهای شناسایی ایران بود که در ماموریت های زیادی بر فراز عراق شرکت جست. این هواپیما نیز متعلق به پایگاه شکاری بوشهر بود.
هفتاد و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه جنگنده های شکاری با در اختیار داشتن هفتاد و یکمین اسکادران جنگنده های تاکتیکی مشتمل بر هواپیماهای F-4E در پایگاه حر در نزدیکی شیراز به خدمت مشغول بود.
.jpg)
دو فروند فانتوم ایرانی در حال حمل موشک های مرگبار AGM-65 ماوریک
نود و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه از هواپیماها در پایگاه نهم شکاری بندرعباس با در اختیار داشتن نود و یکمین اسکادران جنگنده های تاکتیکی موسوم به «کوسه ها» و نود و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی مجهز به هواپیماهای فانتوم F-4E مشغول خدمت بودند. این وینگ شکاری در سال 1367 که هواپیمای C-130 حامل خدمه پروازی در نزدیکی بندرعباس سقوط کرد و همه مسافران آن کشته شدند، منحل گردید. اگر چه این پایگاه در حال حاضر هیج واحد فانتومی را در خدمت ندارد، اما هنوز هم یکی از مهمترین پایگاه های هواپیمای فانتوم به شمار می رود. گاهی گروهایی از فانتوم های پایگاه سوم شکاری و پایگاه دهم شکاری برای انجام ماموریت هایی به این پایگاه ملحق می شوند.
صد و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه جنگنده های نیروی هوایی در پایگاه دهم شکاری چابهار مستقر و مجهز به هواپیماهای F-4E بودند. پس از شروع جنگ، با توجه به این که در آن شرایط وجود جنگنده هایی در آن منطقه عملاً بدون استفاده به نظر می رسید، کلیه خدمه پروازی این پایگاه به همراه هواپیماهایشان به واحد های شکاری دیگر در مناطق استراتژیک تر فرستاده شدند. در سال 1369 این پایگاه دوباره سامان دهی شد و هواپیماهای F-4D سالم باقی مانده از جنگ تحمیلی به این پایگاه فرستاده شدند. یکی دیگر از تغییراتی که در سال آغاز جنگ تحمیلی صورت گرفت تحویل کلیه فانتوم های مدل D به هفتاد و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی در پایگاه حر در نزدیکی شیراز بود که بدینوسیله هفتاد و یکمین و هفتاد و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی شکل گرفتند. البته بیشتر هواپیماهای این وینگ شکاری در زمان جنگ به پایگاه های نزدیک تر به میدان نبرد فرستاده شدند. 120 فروند هواپیماهای F-4E در زمان جنگ در سه پایگاه مهرآباد، نوژه و بوشهر تمرکز یافته بودند در حالی که پایگاه حر شیراز تنها مجهز به هواپیماهای فانتوم D در معیت هواپیماهای رهگیر F-14A بود. هواپیماهای شناسایی فانتوم در آن سال ها در همان سه پایگاه مهرآباد، نوژه و بوشهر به همراه هواپیماهای F-4E به عملیات می پرداختند اما در حال حاضر، تصور می شود که کلیه فانتوم های شناسایی به پایگاه سوم شکاری نوژه همدان تحویل شده باشند.
منبع:دوست خوبم آرمان از وبلاگ هوانوردی ایر
زماني كه عراقي ها براي برگزاري كنفرانس سران كشورهاي غيرمتعهد در بغداد از شوق، بال در آورده بودند، يك جنگنده ايراني در سحرگاه سي ام تير ماه 1361 بالهاي آهنين خود را بر فراز حريم هوايي بغداد مي گشايد و پالايشگاه «الدوره» در ضلع جنوبي بغداد را نشانه مي رود. تمام بمبها روي هدف خالي مي شود؛ اما هواپيما مورد اصابت موشكهاي ضدهوايي قرار مي گيرد و از تعادل خارج مي شود. خلبان مصمم است از اين پرواز باز نگردد تا بتواند حقوق ملت مظلوم ايران را از حلقوم زورگويان بعثي بيرون كشد لذا به هدفش مي رسد. اوكسي نيست جز شهيد سرلشكر خلبان «عباس دوران» كه پيكر پاكش بعد از سالها دوري از وطن به همراه 569 تن ديگر از لاله هاي خونين دفاع مقدس، بر دوش ملت بزرگ ايران تشيع شده است.
زماني كه جنگ در سال 59 آغاز شد من در پايگاه بندرعباس بودم و بنا به درخواست خودم به پايگاههاي همدان، دزفول و بوشهر مامور شدم. زماني كه رفتم پايگاه بوشهر، در آنجا با شهيد بزرگوار «عباس دوران» آشنا شدم و در آنجا دو تا پرواز با هم انجام داديم كه هر دوي آنها موفقيت آميز بود. بعد در سال 1360 به همدان مامور شدم و اين همزمان بود با مامور شدن شهيددوران به همدان، كه از آنجا ديگر بيشتر وقتها با هم بوديم و پروازهاي زيادي انجام داديم به خصوص در عمليات فتح المبين كه پروازهاي ارتفاع بالا انجام مي داديم. حال اگر بخواهم از خصوصيات اخلاقي شهيد دوران بگويم يك مسئله را بايد متذكر شوم و آن اينكه ايشان آدم بسيار ساكتي بود اما بسيار با دل و جرات. بگونه اي كه هر نوع ماموريتي به او محول مي شد با آگاهي به اينكه درصد كشته شدن زياد است ولي قبول مي كرد و هميشه در اينگونه ماموريتهاي خطرناك پيشقدم مي شد. زمان عمليات رمضان بود كه صحبت از برگزاري كنفرانس غيرمتعهدها در بغداد شد و قرار بر اين بود رئيس كنفرانس صدام باشد. ايران اين موضوع را قبول نمي كرد و مي گفت: «به علت اينكه عراق در جنگ است، بغداد ناامن است.» ولي سخنگويان صدام در بغداد مي گفتند: «نه !بغداد محل خوبي براي برگزاري اين كنفرانس مي باشد و از نظر زميني و هوايي امنيت كامل دارد به طوريكه در آسمان بغداد يك پرنده هم جرات پر زدن ندارد. به همين منظور شب 29 تير 61 دستور ماموريت به پايگاه همدان ابلاغ شد. من همان شب «آماده شب» بودم و فردايش به اداره رفتم. حدود ساعت 11 بود كه شهيد دوران با من تماس گرفت و گفت: «بيا پست فرماندهي». من هم رفتم و بعد از 10 دقيقه شهيد دوران كه قرار بود با من پرواز كند به همراه «شهيد ياسيني» مسئول عمليات پايگاه و «شهيد خضرايي» فرمانده پايگاه و خلبانان اسفندياري، باقري، توانگريان و خسروشاهي، به اتفاق هم به پست فرماندهي آمدند و در مورد چگونگي انجام عمليات صحبتهايي كردند و نتيجه جلسه بر اين شد كه سه تا هواپيما تا لب مرز با هم پرواز كنند و وقتي به لب مرز رسيديم يكي از هواپيماها برگردد و دو تاي ديگر با ارتفاع كم وارد خاك عراق شوند. يعني يك حالت ايذايي ايجاد گردد و رادارهاي عراق نشان بدهند هواپيماها برگشتند. صحبتهاي اصلي كه تمام شد،، كابين هاي جلو و عقب صحبتهاي خصوصي را با هم انجام دادند. شهيد دوران به من تاكيد كرد كه: «شما بيشتر حواست به هواپيماهاي دشمن باشد كه به ما حمله نكنند و اگر زماني هواپيما دچار نقص شد و نتوانستيم به پروازمان ادامه دهيم، شما به تنهايي اجكت كن و من به ماموريتم ادامه مي دهم.»

شهید عباس دوران، شهید دوران همراه شیهد عباس بابایی
اين صحبتها كه تمام شد رفتيم منزل براي استراحت. 30 تير 1361 مصادف بود با 30 ماه رمضان و آن شب مشخص نبود كه فردا روزه است يا عيد روزه با اين حال آن شب بلند شديم و سحري خورديم. قرار بر اين بود كه ماموريت ما ساعت 5 و 30 دقيقه آغاز شود آن هم بدون تماس گرفتن با برج مراقبت و رادار، چرا كه هدف اين بود تا سكوت راديويي رعايت شود و از طرف عراقي ها شنود نگردد. ساعت 5 صبح بود كه جيپي آمد در منزل و من رفتم. همه خلبانان داخل جيپ بودند. رفتيم گردان و از آنجا به اتاق چتر و كلاه. چتر و كلاه را برداشتيم و به سمت هواپيما حركت كرديم. در اين هنگام احساس مي كردم ديگر بر نمي گردم و اسير مي شوم ولي صددرصد مطمئن نبودم. همينطور كه مي رفتم گفتم: «خدايا! اگر واقعاً قراره برنگردم زماني كه رفتيم پاي هواپيما، هواپيما يك اشكال جزيي داشته باشه.» وقتي رسيديم مكانيكهاي هواپيما به ما خوش آمد گفتند. شهيد دوران اطراف هواپيما شروع كرد به گشت زدن و چك كردن بمبها و دستگاههاي بيروني هواپيما و من هم رفتم داخل كابينها تا دستگاههاي داخلي را چك كنم مشغول بررسي بوديم كه متوجه شدم سمت نما و حالت نماي هواپيما در حال گردش است، در صورتي كه اينجوري نبايد مي بود و بايد ثابت مي ايستاد. مكانيكها آمدند و گفتند: «فعلاً نمي توانيم درست كنيم. شما مي توانيد پرواز نكنيد.» اما عباس مي گفت: «اين سمت نما وحالت نما در هواي صاف و بدون ابر اصلن كاربرد ندارد و ما در اين هوا نياز به اين وسيله نداريم و مي رويم سر باند و به عنوان شماره 3 آماده پرواز مي شويم. در اصل ما شماره 1 بوديم و شماره 3 هواپيمايي بود كه كه قرار شد برگردد . لذا ابتدا شماره 2 بلند شد و شماره 3 دچار نقص فني بود و نتوانست بلند شود لذا ما بعد از شماره 2 بلند شديم. معمولن ما در ايران به خاطر اينكه مصرف سوخت كم باشد، با ارتفاع بالا و سرعت كم مي رفتيم يعني با ارتفاع 15000 پا و سرعت 350 مايل به سمت بغداد حركت كرديم. وقتي به مرز رسيديم به خاطر اينكه رادارهاي عراق ما را نگيرند ارتفاعمان را به 10 تا 15 متري زمين رسانديم و سرعتمان را به خاطر اينكه از برد موشكهاي سام-7 (استرلا) در امان باشيم به 450 مايل افزايش داديم. وقتي از مرز رد شديم در يك آن ديدم كه موشك سام به طرف هواپيماي شماره 2 پرتاب كردند. به آنها گفتم: «موشك براتون پرتاب كردند، مواظب باشيد.» ولي خب خوشبختانه موشك به سرعت هواپيما نرسيد و در 300 متري هواپيما منفجر شد. بعد از مدتي از دستگاههاي داخل هواپيما متوجه شدم رادارهاي عراق ما را گرفتند، لذا موضوع را به شهيد دوران اطلاع دادم و گفتم: «رادارهاي عراق ما را گرفتند.» گفت: «مساله اي نيست.» هواپيماي شماره 2 هم اين موضوع را به ما اخطار كرد كه شهيد دوران به شوخي خطاب به آنها گفت: «مي فرمائيد كه من برم زير زمين پرواز كنم!» قرار ما بر اين بود كه از شرق بغداد به سمت جنوب شرق بغداد حركت كرده و سپس به سمت پالايشگاه «الدوره» كه به شهر بغداد چسبيده برويم و در آنجا بمبها را روي هدف تخليه كنيم تا پس از ماموريت مستقيم به سمت ايران بيائيم و مجبور نشويم گردشي داشته باشيم و مورد اصابت گلوله قرار گيريم. حدود 5 يا 10 مايلي بغداد بود كه متوجه شديم بايد از ديوار آتشي كه در اطراف شهر درست كرده اند عبور كنيم لذا وقتي ديوار آتش را رد كرديم شهيد دوران به من گفت: «موتور راستمون نشون ميده آتيش گرفته.» گفتم: «مسئله اي نيست فعلاً بريم جلو از شهر كه رد شديم يا موتور را خاموش مي كنيم يا يك كار مي كنيم تا از اين مسئله جلوگيري بشه.» به پالايشگاه كه رسيديم از دور و اطراف پالايشگاه با موشكهاي سام، شروع كردند به زدن ما. من هم با يك دستگاهي كه هواپيما محهز به آن است مشغول از كار انداختن رادارهاي آنها شدم تا لااقل موشك نزنند. به بالاي پالايشگاه كه رسيديم با موفقيت كامل بمبها را تخليه كرديم و در حال برگشت بوديم كه من يك لحظه برگشتم به پالايشگاه نگاه كنم ديدم هواپيما از دم تا پشت سر من آتش گرفت و دارد مي سوزد. سريع به شهيد دوران گفتم: «هواپيما آتيش گرفته، آماده باش بپريم.» و نگاه كردم ديدم دستگاههاي جلوي چشمم هم سياه شده و همان زمان بود كه من داشتم مي رفتم بيرون از هواپيما. همه اين اتفاقات در عرض يك ثانيه رخ داد. حالا روايت بر اين است كه احتمالاً آتش هواپيما به بمبهاي زير صندلي رسيد و صندلي من خودش عمل كرد و مرا از آن آتش نجات داد. من كه پريدم بيرون بيهوش بودم و وقتي بهوش آمدم تو وزارت دفاع عراق بودم و يكي داشت لبم را كه پاره شده بود بخيه مي كرد. در اين لحظه به خودم گفتم: «خدايا! من تو هواپيما بودم. اينجا كجاست؟» بعد از مدتي براي امنيت من لباس پروازم را درآوردند و دشداشه به تنم كردند و مرا به بيمارستان بردند. از آن جا هم دوباره به وزارت دفاع آوردنم. به آنها گفتم: «جناب دوران كو؟» گفتند: «از هواپيما نپريد و کشته شد.» من باور نكردم چون معلوم نبود كه آنها راست مي گويند يا دروغ، ولي خيلي دنبال اين مسئله بودم و مي خواستم برايم روشن شود كه چه اتفاقي افتاده است.
.jpg)
هواپیمای فانتوم نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در حال شیرجه
حدود 15 روز مرا در وزارت دفاع نگه داشتند آنجا خيلي شكنجه ام كردند. بعد از آن تحويلم دادند به سازمان امنيت شان آنجا هم 45 روز بودم تا اينكه سپردنم به دژباني شان تا مرا به اردوگاه اعزام كنند. در آنجا يك سربازي بود كه كمي انگليسي بلد بود. به من گفت: «تو همان خلباني نيستي كه هواپيمايت را زدند؟» گفتم: «بله! چقدر از اين موضوع خبر داري؟» گفت: «بعد از اينكه پالايشگاه بمباران شد، هواپيما در حالي كه آتش گرفته بود به طرف شهر مي آمد يك هو ديدم از داخل آن چتري بيرون پريد و بعداز مدتي كه هواپيما جلوتر رفت منفجر شد.» بعدها كه من از خلبانهاي ديگر سئوال كردم كه: «آيا امكان دارد هواپيما بر اثر آتش خودش در هوا منفجر شود؟» گفتند: «نه، مگر اينكه موشك به آن اصابت كند منفجر شود.» خلاصه مرا بردند اردوگاه. در اردوگاه از چگونگي حادثه پرس و جو كردم آنها گفتند: «بيست دقيقه قبل از اينكه شما به بغداد برسيد آژير خطر را زدند و زماني هم كه پالايشگاه را مورد هدف قرار داديد فردايش عكس سانحه را روزنامه هاي عراق چاپ كردند و بدين صورت بود كه تكه هاي هواپيما نزديك يكي از ميدانهاي شهر به زمين خورد و از شهيد دوران پوتين و دستكشش مشخص بود.» آنجا بود كه برايم مسجل شد عباس دوران به شهادت رسيده است.
صبح ۳۱ تيرماه ،۱۳۶۱ خلبان شهيد، عباس دوران، كه در تعداد پرواز جنگى در نيروى هوايى ركورد داشت و عراق، براى سرش جايزه تعيين كرده بود، پس از بمباران پالايشگاه بغداد، هواپيما را كه آتش گرفته بود به هتل محل برگزارى اجلاس سران غيرمتعهدها مى كوبد و بدين ترتيب با شهادت خود كارى كرد كه اجلاس سران غيرمتعهدها به علت فقدان امنيت در بغداد برگزار نشد. ديگر خلبان اين هواپيما، منصور كاظميان، به دست نيروهاى عراقى اسير شد. دوران در نامه هاى اين ماموريت، مقابل اسم پدافندهاى مختلفى كه عراق از كشورهاى اروپايى خريده بود، نوشته است:
نود درصد احتمال برگشت نيست... .
منبع:دوست خوبم آرمان از وبلاگ هوانوردی ایر

سوخوی30 ام (Su-30M) یک جنگنده چندمنظوره ی دونفره است که به طور کامل با جنگنده ی لاکهید مارتین F-15E ایالات متحده برابری می کند. مدل MK نوع ویژه ی صادراتی این جنگنده است. سوخوی30 یک مدل توسعه یافته از خانواده ی جنگنده های موفق سوخوی27 (فلانکر) است که توسط دفتر طراحی سوخو در مسکو به انجام رسیده و به وسیله ی شرکت ایرکوت (IRKUT) تولید شده است.
در این جنگنده از ادوات آویونیک و سیستم های ناوبری مشابه استفاده شده در سوخوی37 جهت ایجاد برتری هوایی و مانورپذیری بالا استفاده شده است. این جنگنده به موشکهای هوا به زمین بسیار دقیق مجهز شده است که یک مدل از این موشکها بردی برابر 120 کیلومتر دارد!
نیروی هوایی هندوستان 40 فروند از این جنگنده را در سال 1996 سفارش داد سپس 10 فروند دیگر را نیز به سال 1998 بر آن افزود. به سال 2006 ، 18 فروند SU-30K به سطح تکنولوژیکی مدل MKI ارتقا داده شدند. اولین 10 فروند نمونه ی آماده شده ی از مدل MKI مجهز به سیستم تغییر بردار رانش (یعنی خروجی متغیر موتورها) و رادار بهبود یافته در سپتامبر 2002 آماده گشتند ولی مرحله نهایی تکامل این جنگنده تا سال 2004 به طول انجامید.

صنایع هوای فضای هندوستان (HAL) پس از اطمینان از کیفیت بی نظیر این جنگنده، قراردادی را با روسیه برای تولید (مونتاژ) 140 فروند از این هواپیما تحت نظارت شرکت سوخو در هندوستان بین سالهای 2003 تا 2017 به امضاء رساند. اولین نمونه ی مونتاژ شده در هندوستان در نوامبر 2004 به نیروی هوایی هند تحویل گشت.
تعداد 38 فروند SU-30MKK و 24 فروند مدل ناونشین SU-30MK2 که قابلیت تغییر بردار رانش ندارند، هم اکنون در نیروی هوایی چین مشغول خدمت می باشند.
در سال 2003 مالزی سفارش 18 فروند SU-30MKM را به روسیه داد که قرار است بین سالهای 2006 تا 2007 تحویل داده شوند. این در حالی است که کشور مالزی پیشتر جنگنده های F/A-18C از ایالات متحده دریافت کرده بود و پس از قیاس، جنگنده ی سوخوی30 را بسیار بالاتر تشخیص داد.
کابین خلبان
کابین خلبان دو نفره است. سیستم های آویونیک سوخوهای مخصوص نیروی هوایی هند (SU-30MKI) توسط شرکت RPKB ساخته شده اند. (Ramenskoye Design Bureau)
نمایشگرهای LCD درون کابین ساخت شرکت تالس (Thales) (همان سکستانت فرانسه= Sextant Avionique) هستند که شامل 7 نمایشگر LCD رنگی و یک نمایشگر سربالا (Head Up Display) مدل VEH3000 می باشند. شش نمایشگر 127 در 127 میلی متری و یک نمایشگر 152 در 152 میلی متر است. SU-30MKI همچنین یک مکان یاب جهانی با دقت بسیار بالا ساخت شرکت ساژم (SAGEM) فرانسه و یک مکان یاب لیزری دارد. در کابین عقب نیز، یک صفحه ی نمایش تک رنگ بزرگ جهت هدایت موشکهای هوا به زمین تعبیه شده است.
ZHUK-27
SU-30M یا با رادار بسیار قدرتمند N010 ZHUK-27 ساخت فازاترون مجهز می شود یا از رادار پالس – داپلر NIIP N011M بهره می برد.
در مدل SU-30MKI از رادار N011M استفاده شده است که می تواند همزمان تا 15 هدف هوایی را رهگیری کند. همچنین سنسورهایی برای کنترل فضای پشت هواپیما تعبیه شده و اطلاعات آن در صفحه ی رادار منعکس می شود.
N011M
تسلیحات
این جنگنده به مسلسل بسیار قدرتمند 30 میلی متری GSH-301 با 150 تیر فشنگ مجهز شده است.
در این جنگنده 12 مکان حمل تسلیحات پیش بینی شده است که می تواند تا میزان 8000 کیلوگرم مهمات را به همراه غلافهای هدایت لیزری و سیستم منحرف کننده ی موشکهای ضدهوایی حمل کند.
موشکهای هوا به هوا
SU-30M همانند مدل SU-30 می تواند هم زمان دو هدف هوایی را رهگیری کند. این جنگنده حداکثر تا 6 موشک هوا به هوای میان برد از نوع R-27RE (این موشک در ناتو به نام َAA-10C یا ALAMO-C شناخته می شود) می تواند حمل کند.
همچین موشکهای R27TE (نام ناتو = AA-10D یا ALAMO-D) و موشکهای ویمپل RVV-AE (نام ناتو = AA-12 ADDER) نیز از جمله ی تسلیحات است.
AA-12
R-27
در یک ماموریت رهگیری هوایی به طور معمول از دو موشک میان برد AA-10D و شش موشک بردکوتاه حرارت یاب از نوع ویمپل R-73E (نام ناتو = AA-11 یا ARCHER) استفاده می شود.
R-73
تسلیحات هوا به زمین
این جنگنده یک سیستم با صفحه ی نمایش بزرگ هدایت موشکی دارد.
موشکهای هوا به زمین شامل چهار موشک ضدرادار، شش موشک بسیار دقیق هدایت لیزری یا شش موشک بردکوتاه هدایت تلویزیونی می شوند.
این هواپیما همچنین دارای جایگاه مخصوص پرتاب موشک دوربرد 120 کیلومتری نیز می باشد. برای پرتاب به سوی اهداف دور از موشکهای KH-29 (نام دیگر: AS-14) استفاده می شود که برای این مسافتهای دور همزمان از دو صفحه ی نمایش هدایتی استفاده می شود. این موشک بسیار قدرتمند دارای سرجنگی 317 کیلوگرمی می باشد.
KH-29
از دیگر موشکهای دوربرد می توان به موشک KH-31A (نام دیگر: AS-17 یا Krypton) و موشک KH-59M (نام دیگر: AS-18 یا Kazoo) اشاره کرد.
جنگنده ی سوخوی30 چینی هنگام شلیک موشک KH-31A
KH-31A


برای ماموریتهای ضدکشتی از یک موشک مافوق صوت به نام Raduga 3M80E Moskit استفاده می شود.
موشک Moskit
سایر تسلیحات قابل حمل
از دیگر مهمات هوا به زمین این جنگنده می توان انواع بمب، راکت و غلافهای راکت انداز را نام برد.
همچنین این جنگنده می تواند بمب های AB-500 ، KAB-500KR و KAB-1500KR و راکتهای 80 میلی متری و 130 میلی متری و 250 میلی متری (موسوم به S-25) را حمل و پرتاب کند.
قابلیت عملیات ضدعمل الکترونیک
این جنگنده مجهز به یک رادار ضدعمل الکترونیک پیشرفته می باشد که توسط وزارت دفاع هند به اسرائیل سفارش داده شده و اکنون در هند ساخته می شود.
موتورها
SU-30MK به وسیله دو موتور ساخت ساترن AL-37FP با قابلیت تغییر بردار رانش (خروجی موتور تغییر جهت می تواند بدهد) به پرواز در می آید. این همان موتوری است که بر روی جنگنده ی سوخوی37 نیز نصب شده است.
سیستم هدایت و کنترل این جنگنده بر اساس محاسبات و کنترل سیستم بردار تغییر جهت هر موتور عمل می کند. خروجی های موتور تا 15 درجه در طرفین می توانند تغییر جهت دهند. در هنگام معیوب شدن این سیستم، خروجی های موتور توسط سیستم هیدرولیک هواپیما به حالت عادی بازگردانده می شوند.
این جنگنده به طور معمول 5090 کیلوگرم سوخت را در سه محل تعبیه شده در داخل بدنه ی هواپیما می تواند حمل کند که با احتساب مخازن سوخت خارجی این مقدار به عدد 9400 کیلوگرم می رسد.
این جنگنده همچنین مجهز به غلاف مخصوص سوختگیری هوایی است. برد عملیاتی این جنگنده تا 3000 کیلومتر است که با استفاده از امکان سوختگیری هوایی این مقدار به 5200 کیلومتر افزایش می یابد.
سیستم فرود
این جنگنده از سیستم هیدرولیکی برای جمع کردن سه چرخ هواپیما استفاده می کند که توسط شرکت Hydromash ساخته شده است. برای جلوگیری از داغ شدن چرخها پس از ترمز از یک سیستم خنک کننده الکتریکی استفاده می شود.
همچنین یک چتر ترمز برای کاهش سرعت هنگام فرود در انتهای بدنه تعبیه شده است.

داستان پرفراز و نشیب SU-30MKI در نیروی هوایی هند
جنگنده ی سوخوی30 نخستین بار برای تامین نیاز اتحاد شوروی پیشین تکمیل شد. اما به علت دارا بودن امکانات و طراحی فوق العاده با موفقیت تمام توانست به بازار هواپیماهای چندمنظوره دست یابد. (Multi Role)
با این وجود، نخستین مشتری این هواپیما، یعنی کشور هند دشواری های بسیاری با آن داشته است و تحویل این جنگنده به هند به علل عدم تکمیل طرح، تا به حال چندین بار به تعویق افتاده است.
هواپیمای سوخوی30 (فلانکر) در ابتدا Su-27PU نامیده می شد. این هواپیما از نمونه ی دوسرنشینه و آموزشی Su-27 به نام Su-27UB برگفته شده بود. نمونه ی اصلی Su-27 اگرچه تک سرنشینه بود، ولی برد و مداومت پروازی زیادی داشت که این مداومت پروازی در مدل دوسرنشینه Su-27UB به علت گنجایش کمتر مخازن سوخت، بسیار کمتر بود ولی مدل UB بازهم یک هواپیمای دوربرد به شمار می آمد. در سال 1985، Su-27UB وارد خط تولید شد و در همین سال نیز کار روی تغییر آن به یک جنگنده ی بسیار دوربرد آغاز شد.
برنامه ی Su-27UB در سال 1986 آغاز شد. باید برد Su-27UB با سوختگیری هوایی باز هم بیشتر می شد تا این جنگنده بتواند در اعماق خاک اروپای غربی به عملیات بپرازد. بنابراین یک غلاف سوختگیری هوایی در سمت چپ بدنه نصب شد. با اضافه شدن این غلاف، سیستم جستجوگر Infrared یا IRST (سیستمی که بدون رادار و با استفاده از حرارت موتور هواپیمای دشمن، آن را رهگیری می کند) به سمت راست هواپیما منتقل شد و با این کار زاویه ی دید بهتری نیز برای خلبان ایجاد شد.
دومین نمونه ی Su-27UB به عنوان نخستین جنگنده ی عملیاتی رهگیر و دوربرد و با نام Su-27PU استفاده شد. در جریان یکی از پروازهای آزمایشی دوربرد، این هواپیما در مدت 15 ساعت و 24 دقیقه، مسیر 13440 کیلومتری بین مسکو و کامسامولسک را با انجام 4 سوختگیری هوایی پیمود و دوباره به پایگاه خود بازگشت.
آزمایشها بسیار موفقیت آمیز بودند و نشان دادند که Su-27 باید توانایی انجام پروازهای دوربردتر نیز داشته باشد. بنابراین باید به سیستم های آویونیک دوربرد بسیار دقیق و مطمئن و راحتی خلبان توجه بیشتری می شد.
بدین ترتیب تغییرات دیگری نیز در دو پیش نمونه ی Su-27PU داده شد. تقویت بخش مرکزی و سیستم لندینگ (ارابه ی فرود) برای تحمل وزن برخاست بیشتر از جمله تغییراتی بود که ناشی از حمل سوخت بیشتر ناشی شده بود. در پایان پروژه ی تکمیل مدل UB در 31 دسامبر 1989، نخستین پرواز خود را با ترکیب و تغییرات جدید انجام داد.
به دنبال پایان آزمایشها در کارخانه و سفارش این نمونه به وسیله نیروی هوایی هند، هردو Su-27PU به مرکز پژوهشهای پروازی روسیه تحویل شدند. نخستین هواپیمای تولید شده در 14 آوریل 1992 اولین پرواز خود را انجام داد. این هواپیما به همراه دومین نمونه ی تولیدی Su-27PU برای انجام آزمایشات بیشتر در کارخانه و نیروی هوایی هند استفاده شدند. در آن زمان این دو هواپیما سیستم های جنگ افزاری نداشتند اما توانایی سوختگیری هوایی و تجهیزات هدایت و آویونیک دوربرد و دقیق خود را حفظ کرده بودند و با رنگهای سفید، قرمز و آبی دوباره رنگ آمیزی شده بودند.
این هواپیماها با عنوان Su-27PUD به گروه آکروباتیک خلبانان آزمایشگر در ژوکوفسکی تحویل داده شدند. در بین سالهای 1992 تا 1998 تنها تعداد انگشت شماری از این هواپیما ساخته شد.
سوخوی به امید این که سرمایه گذاری روی یک هواپیمای جدید، آسانتر صورت می گیرد، این سوخوی27 جدید را Su-30 نامید اما مشتری اصلی با این طرح موافقت نکرد و به زودی سرمایه گذاری روی این طرح قطع شد. بنابراین تنها 5 فروند PU به هند تحویل داده شدند و 8 فروند دیگر به دلیل نبود سرمایه جهت تکمیل، در کارخانه متروک ماندند. این شکست سنگین، سوخوی را ناامید نکرد و این شرکت به بازاریابی برای این هواپیما جهت مشتریان جدید پرداخت و آن را Su-30K نامید.
سوخوی در عین حال که مدل Su-27PU را تکمیل می کرد، یک نمونه ی تک سرنشین با نام Su-27P نیز طراحی کرد و ساخت. سیستم های این نمونه نیز همانند Su-27PU بود. اما تک سرنشین بودن آن سبب شد که بهره برداری کامل از مداومت پروازی بالای این هواپیما غیرممکن شود و این نمونه به هیچ یک از مشتریان ارائه نشد. البته دو فروند از این نمونه به گروه خلبانان آزمایشگر موسسه پروازی گروموف تحویل شد و با نام Su-27PD به Su-30 های قبلی این گروه پیوستند. با پیش بینی نیاز اندونزی، یک نمونه ی تک سرنشینه ی دیگر به عنوان اثبات گر تکنولوژی بالای سوخوی27 به نام Su-30KI ساخته شد.
از آنجا که برای هواپیمای دوسرنشینه و رهگیر Su-30KI مشتری پیدا نشد، سوخوی توانایی هوا به زمین محدودی به آن افزود و Su-30M (در این حالت M مخفف کلمه ی Multipurpose است) را تولید کرد. این نمونه با نام گذاری مجدد به نام Su-30MK فقط برای ارائه به مشتریان خارجی در نظر گرفته شد.
سوخوی در نمایش این جنگنده – بمب افکن درنگ نکرد و آن را با جنگ افزارهای نمایشی در نمایشگاه هوایی پاریس در سال 1993 به نمایش گذاشت. با وجود رنگ آمیزی زیبا و خوشبینی مقامات سوخوی به فروش بالای این جنگنده، پس از مدتی کارشناسان و مقامات رسمی نمایشگاه متوجه شدند که این هواپیما یک فروند Su-27UB با کابین بدون تغییر بوده است! با وجود اینکه گفته می شود Su-27PU پیش نمونه و الگوی ساخت Su-30MK بوده است، اما به نظر می رسد که این هواپیما در آن زمان وجود خارجی نداشته است!
در سال 1994 با تغییر یک فروند از هواپیماهای Su-30 ، تکنولوژی بالای این جنگنده به نمایش درآمد. این هواپیما دارای غلاف سوختگیری هوایی، سیستم های جهت مداومت پروازی طولانی تر و تجهیزات آویونیک دوربردتر بود. اما هنوز فاقد سنسورهای لازم برای شناسایی اهداف زمینی و حمله به آنها بود و صفحات نمایشی LCD نداشت. این هواپیما برای شرکت در یک نمایش مهم در کشور شیلی، سراسر اقیانوس آتلانتیک را بدون سوختگیری هوایی! پیمود و پس از آن در نمایشگاه سال 1994 برلین و سپس در نمایشگاه فارنبرو شرکت کرد.
Su-30MK با جگ افزارهای هوا به زمین نمایشی در این نمایشگاهها شرکت کرد و نمایشهای آن بسیار مورد توجه قرار گرفت. احتمال می رود علاقه ی هند نیز از نمایشهای همان سال سرچشمه گرفته باشد.
نیروی هوایی هند (IAF) به منظور تکمیل و جایگزینی جنگنده های قدیمی خود نظیر میگ21 و میگ27 همواره از مشتریان خوب جنگنده های روسی بوده است. پیشتر از این، صنایع هوافضای هند تحت لیسانس شرکت میگویان گیرویچ، هواپیماهای میگ21 و میگ27 را تحت لیسانس تولید (مونتاژ) کرده بود. در آن زمان قرار بود جنگنده های MiG-29A جایگزین میگهای21 و فرسوده ی ناوگان هوایی هند شوند و شمار زیادی از این میگهای29 در هند مونتاژ شوند. با این وجود، هنوز درباره ی توانایی رزمی مدل A این جنگنده نکات مبهم و تردیدهای زیادی وجود داشت به خصوص پس از جنگ خلیج فارس و نبرد بالکان، توانایی هایی میگ29 بسیار مورد تردید قرار گرفته بود. هند به یک جنگنده ی چندمنظوره با توانایی حمل مهمات و برد پروازی زیاد نیاز داشت که این امر به هیچ وجه از پس جنگنده ی ضعیف MiG-29A بر نمی آمد. برخی از مقامات نیروی هوایی هند بر این عقیده بودند که به جای مدل A مدل MiG-29M خریداری شود که توانایی خوبی در Ground Attack دارد و سوختگیری هوایی نیز در آن پیش بینی شده است. اما مقامات عالیرتبه ی هند با این خرید موافقت نکردند (شاید دلائل سیاسی وجود داشت) افزون بر این، با توجه به سیاست سازمان صادرات جنگ افزار روسیه، پشتیبانی و خدمات خوب و مناسبی از میگ29 صورت نمی گرفت (؟) و این موضوع در اعتبار دفتر طراحی میگ تاثیر بسیار منفی گذاشته بود. بدین ترتیب هندی ها احساس کردند Su-30MK می تواند جانشین خوبی برای MiG-29M باشد. از سوی دیگر با توجه به اینکه سوخوی30 از همان نوع رادار سوخوی27 استفاده می کرد که برای هدایت مهمات هوا به زمین خود از سنسورهای ناشناخته ای استفاده می کرد این عقیده به وجود آمد که سیستم های هدایت تلویزیونی و هدایت راداری این جنگنده از MiG-29M ضعیف تر است. همچنین در نیروی هوایی با سابقه ای از جنگنده های دو نفره داشتند، دید مثبتی به این جنگنده وجود نداشت.
اما سوخوی از سفارش هند برای خرید سوخوی30 تقریبن مطمئن شده بود به خصوص که پیشتر از این نیروی هوایی هند جنگنده ی Su-27IB را جایگزین سوخو24 های قدیمی و ضعیف خود کرده بود. با ادعای شرکت سوخوی مبنی بر توانایی های فوق العاده ی سوخوی30 ، علاقه ی هندی ها به سوخوی30 بازهم بیشتر شد.
بالاخره در 30 نوامبر 1996 قرارداد 8/1 میلیارد دلاری برای خرید 40 فروند Su-30MK امضاء شد. در ضمن این قرارداد سوخوی متعهد شد این جنگنده ها را همگی با استاندارد ثابت MKI تحویل دهد. قرار شد نخستین گروه هواپیماهای تحویلی به هند از نوع Su-27K باشند که Su-30MK-I (سری 1) نیز نامیده می شوند و این گروه نخست از سوخوها برای آموزش و آشناسازی خلبانان هندی از مارس 1997 به کار گرفته شوند. به دنبال تحویل این نمونه های اولیه، 8 فروند از نمونه ی Su-30MK-II (سری 2) نیز در سال 1998 مجهز به سیستم های الکترونیکی ساخت Sextant Avionique فرانسه تحویل شدند. سیستم فرانسوی شامل LCD های رنگی، سیستم GPS ، تجهیزات ضدعمل الکترونیک ساخت اسرائیل و سیستم هدفگیری تصویری بسیار دقیق و یک گیرنده ی و هشداردهنده ی راداری بود که به خلبان اطلاع می داد توسط رادار دشمن مورد رهگیری قرار گرفته یا موشکی بر روی جنگنده قفل شده است. قرار شد که 12 فروند دیگر Su-30MK-III (سری 3) در سال 1999 و آخرین گروه 12 فروندی دیگر یعنی Su-30MK-IV (سری 4) با موتورهای بسیار پیشرفته ی تغییر دهنده خروجی AL-37FP در سال 2000 تحویل شوند.
سیستم تغییر دهنده ی خروجی موتورها در این شکل به خوبی معلوم است:
بدین ترتیب در مارس 1997 هند چهار فروند Su-30MKI دریافت کرد. ولی بسیاری از متخصصین هندی عقیده داشتند که این هواپیما تفاوتی چندانی با مدل Su-27UB ندارد.
عملیاتی شدن Su-30MKI در هند
پس از مونتاژ اولیه در هند، نخستین اسکادران این هواپیماها در نیروی هوایی هند در 11 ژوئن 1997 وارد خدمت شدند. در مارس 1998 این هواپیماها با شرکت در یک تمرین سخت و مهم با بمب های سقوط آزاد (غیرهدایت شوند) به 11 هدف حمله کردند.
نیروی هوایی هند این توانایی را ناشی از تکنولوژی پیشرفته ی سوخوی30 می دانست ولی ناظران بی طرف نظامی، تنها توانایی خلبانان هندی را در این امر موثر می دانستند.
و اما تحویل گروه 8 فروندی سری دوم در سال 1998 به دلیل آزمایشات هسته ای هند از طرف روسیه معلق ماند. ولی برخی ناظران نظامی دلیل این تاخیر را ناتوانی نیروی هوایی هند در تکمیل سیستم های الکترونیک پروازی مناسب برای این هواپیما دانسته اند. زیرا بر پایه ی قرارداد فی مابین هند و روسیه، سازمان پژوهش و توسعه ی دفاعی هند مامور تکمیل سیستم های کامپیوتری و الکترونیکی این هواپیما شده بود که در عمل به دلیل ناتوانی تکنولوژیکی هیچگاه موفق به اینکار نشد و نهایتن یک سیستم جایگزین از روسیه خریداری و نصب شد.
همچنین نصب سیستم هدآپ (نمایشگر سربالا که اطلاعات پروازی را روی شیشه جلوی خلبان منعکس می کند) و همچنین سایر سیستم ها نظیر GPS ، سیستم های ناوبری دقیق، سیستم های ضدعمل الکترونیک، سیستم غلاف سوختگیری هوایی و . . . تا پایان سال 1998 به تعویق افتاد. هرچند وزیر دفاع هند این تعویق ها را به دشواری های موجود در زمینه اجازه ی واردات این گونه ادوات حساس از کشورهای غربی اعلام کرد.
در سال 1999 تعداد درخواستی هند از روسیه از 8 فروند به 18 فروند افزایش یافت که با توجه به تاخیرهای ایجاد شده بسیاری از مقامات هندی این موضوع را توجیه ناپذیر می دانستند.
در 28 دسامبر 2000 قراردادی برای تولید 140 فروند Su-30MKI با موتورهای تغییر دهنده ی خروجی AL-31FP در مدت 17 سال و نرخ تولیدی حدود 10 تا 12 فروند در سال با روسیه به امضاء رسید. ضمنن هند حق صادرات این جنگنده را نداشت اما به دلیل مشارکت مالی در تولید این جنگنده این اجازه را یافت تا سوخوی بدون هماهنگی هند اقدام به فروش این جنگنده به کشور دیگری نکند و در صورت فروش به کشور ثالث، هند در تولید آن مشارکت داشته باشد.
بدین ترتیب نیروی هوایی هند تاسیساتی را با سرمایه گذاری 160 میلیون دلاری تاسیس کرد تا این جنگنده ها در آنجا مونتاژ شوند و در کل، محاسبات نشان داد که این مونتاژ حدود 10 درصد از قیمت تمام شده ی هر سوخوی30 را می کاهد.
در سال 2000 دو فروند آواکس روسی A-50 با خدمه ی مجرب روسی به همراه یک اسکادران از سوخوهای هندی به کار گرفته شدند و ضمن این آزمایش مشخص گردید که توان رهگیری این هواپیما بدین ترکیب بسیار افزایش می یابد اما فرمانده نیروی هوایی هند با خرید A-50 مخالفت کرد و به جای آن خرید هواپیمای پیش اخطار فالکن ساخت اسرائیل را در نظر گرفت. فالکن اسرائیلی اکنون به نام کندر و برپایه ی هواپیمای ایلیوشین76 روسی برای نیروی هوایی هند ساخته می شود.
A-50 روسی
Phalcon Delivered to India = Condor
مخالفان هندی به بهانه ی اینکه این هواپیما بیش از حد پرهزینه و برد آن بیش از اندازه ی مورد نیاز هند است! به مخالفت با برنامه ی ساخت این هواپیما در هند پرداختند. ولی فرمانده ستاد هوایی هند در دفاع عنوان کرد که این جنگنده افتخار نیروی هوایی هند است.
در برنامه ی رهگیری و شکار هوایی این جنگنده در نیروی هوایی هند، این جنگنده با چهار موشک دوربرد RVV-AE و چهار موشک بردکوتاه AA-11 تجهیز می شود. هرچند عنوان می شود که موشک RVV-AE هنوز عملیاتی نیست و بر روی هیچ جنگنده ای نصب نشده است.
طبق آزمایشات خلبانان آزمایشگر نیروی هوایی هند، برد رادار این جنگنده 300 کیلومتر اعلام شد! که از برد رادار تمام جنگنده های غربی (منجمله رپتر و نایت هاوک) بسیار بیشتر است و می تواند به عنوان یک پیش اخطار آواکس، انجام وظیفه نماید.
همچنین یک خلبان آزمایشگر هندی دیگر نیز ادعا کرد که تنها با 40 فروند از این هواپیما می توان تمام 700 فروند هواپیمای دیگر نیروی هوایی هند را در نبرد هوایی به راحتی نابود کرد.
یک خلبان میگ29 هندی نیز دو نفره بودن سوخوی30 و حمل همزمان 12 موشک هوا به هوا را یک امتیاز بزرگ می داند که این امر (دو نفره بودن) از درگیری ذهنی شدید خلبان هنگام نبرد می کاهد هرچند ابعاد بزرگ این جنگنده، شناسایی جشمی و راداری آن را آسان می سازد.
استاندارد روسی MKI
تکمیل استاندارد MKI با مشکلات فراوانی همراه بود. پیش نمونه ی Su-30MKI با بکار گیری موتورهای تغییر دهنده ی خروجی AL-31FP و سیستم های الکترونیک روسی و رادار جدید فازاترون بر روی یک Su-27PU شکل گرفت و اولین پرواز خود را در یکم ژوئیه ی 1997 انجام داد. دومین پیش نمونه ی Su-30MKI روسی نیز در 23 آوریل 1998 پرواز کرد اما در جریان نمایش هوایی پاریس به سال 1999 ، کنترل هواپیما بر هم خورد و خلبانان مجبور به اجکت شدند.

گفته می شود نخستین مدل عملیاتی هندی Su-30MKI اولین پروازش را در 23 سپتامبر سال 2000 انجام داده است. این نخستین پرواز Su-30MKI هندی بود که دارای سیستم های الکترونیک پروازی ساخت فرانسه، روسیه، اسرائیل و . . . بود!
دومین پیش نمونه ی هندی Su-30MKI ستاره ی نمایشگاه هوایی سال 2001 هلند شد. این اولین نمایش پروازی جنگنده ی استاندارد و تکمیل شده ی Su-30MKI هندی بود. در جریان این نمایشگاه، فرمانده نیروی هوایی هند با آن پروازی نمایشی انجام داد و سپس در مصاحبه با خبرنگاران آن را بسیار تحسین نمود.
امروزه انتظار می رود 50 فروند نمونه ی کامل و استاندارد شده ی Su-30MKI در نیروی هوایی هند مشغول خدمت باشند که بدین ترتیب رقیب نیروی هوایی هند یعنی پاکستان هیچ توانی برای روبه رو شدن با نیروی هوایی هند ندارد و از قبل شکست خورده به حساب می آید.
اکنون گفته می شود هند در حال ارتقا این هواپیماست که گاهن با نام Su-35UB یا Su-37VB از آن یاد می شود.
همکاری روسیه و هند، نمونه ی بسیار خوبی برای دست یابی کشورهای جهان سوم به جنگنده های پیشرفته و نسل پنجم محسوب می شود. چنین همکاری مشترکی، انبوهی از تجارب گرانبها را در اختیار نیروی هوایی ضعیف هند قرار داد.

مشخصات کلی
کشور سازنده: روسیه
شرکت سازنده: سوخوی
قیمت: 35 میلیون دلار آمریکا
هواپیماهای معادل: سوخوی34 ، سوخوی33 ، سوخوی37، F-15E و F-14D
طول بدنه: 94/21 متر
ارتفاع از سطح زمین: 36/6 متر
وزن خالص: 17700 کیلوگرم
وزن نرمال: 25670 کیلوگرم
حداکثر وزن: 34000 کیلوگرم
حداکثر وزن مهمات قابل بارگذاری: 8000 کیلوگرم
وزن نرمال بارگذاری: 1400 کیلوگرم
حجم سوخت: حداکثر 5090 کیلوگرم در مخازن داخلی
حجم کلی سوخت: 9400 کیلوگرم
موتور: دو موتور توربوفن AL-31
سرعت نرمال: 1380 کیلومتر بر ساعت
حداکثر سرعت: 2125 کیلومتر بر ساعت (3/2 ماخ در ارتفاع 10000 فوتی)
درجه ی اوج گیری: 230 متر بر ثانیه
برد عملیاتی: 3000 کیلومتر
حداکثر برد با سوختگیری هوایی: 5200 کیلومتر
حداکثر برد عبوری: 6990 کیلومتر
مسافت لازم جهت برخاست: 550 متر
مسافت لازم جهت فرود: 670 متر
حداکثر شتاب g قابل تحمل: 9+
منبع:دوست خوبم رضا از وبلاگ میلیتاری
موشک هارپون یکی از معروفترین و قویترین سلاح های ضد کشتیست که با وجود عمر طولانی آن هنوز یکی از موشک های اصلی ضد کشتی در نیروی دریایی آمریکا و بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایران است(هارپون به معنی نیزه ی شکار نهنگ است)
موشک هارپون بسور اختصاصی و تنها برای مقابله با کشتی ها ساخته شد و اولین بار به خدمت نیروی زمینی و دریایی آمریکا در آمد موشک هارپون بدلیل نیاز شدید نیرو های هوایی و دریایی در مدل های مختلف به تولید انبوه رسید بعدها موشکSLAM که به معنی (Stand-off Land Attack Missile) است از روی آن تولید گردید
در 1965 نیروی دریایی بصورت آزمایشی در قالب یک طرح پژوهشی بر روی موشک برای مقابله ی سطحی با زیر دریایی ها و با برد 45 کیلومتر شروع به بررسی نمود پس از نابودی رزم ناو اسرائیلی Eilat توسط دو ناوچه ی موشک انداز ساخت روسیه در 1967 احمیت این پروژه دوچندان شد چرا که نیاز به یک موشک ضد کشتی قوی در برابر اهداف سطحی بسیار حس میشد با سرعت گرفتن رشد پروژه در 1970 اولین نمونه ی هارپون تحت عنوان ZAGM-84A مورد آزمایش قرار گرفت با این وجود نتیجه ی آزمایشات رضایت بخش نبود در نتیجه سال بعد این قرار داد طی مناقصه ای به شرکت McDonnell-Douglas اعطا گردید بدنبال این امر مکدانل داگلاس طی مدت کوتاهی سه مدل مختلف از این موشک را تدوین نمود و سریعا اولین تست ها انجام شد نمونه ی اولیه در 1972 آزمایش شدمدل هایی که مکدانل داگلاس ارائه کرد به این ترتیب بود موشک هوا به دریا مدل پایه AGM-84A و موشک دریا به دریا RGM-84A و زمین به دریا UGM-84A ولی طرح ایراداتی نیز داشت از جمله برد کم در حالی که حد اقل نیاز به دامنه برد 90 کیلومتر می بود که بعدها اصلاح شد
اولین مدل در 1977 وارد خدمت شد و اولین نمونه هم نمونه ی دریا به دریا بود پس از آن اولین نمونه ی هوا به دریا (AGM-84A ) در 1979 بر روی هواپیما های P-3 اوریون نصب شد اولین نمونه ی زمین به دریا هم در 1981 وارد خدمت گردید.
از تعداد و امادگي اين نوع موشك در نيروي دريايي ايران اطلاعات زيادي دردست نيست و سياست ايران در ضمينه موشك هاي دريايي برپايه موشك هاي كروز قرار دارد.موشك هارپون در مدلهاي مختلفي توليد گشته و ما مشخصات موشك هاي تحت اختيار ايران را در زير قرار مي دهيم.
مشخصات:
نوع: موشك ضد كشتي
طول: 4 متر 55 سانتيمتر
وزن: 5/661 كيلوگرم
برد: 60 مايل
سرعت: 855 كيلومتر بر ساعت

برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید
2-موشك كروز دريايي كوثر(C-701)
اين موشک ترکيبي از تکنولوژي بومي و برداشتهايي از نمونه ي چيني C-701 است اين موشک به يک سرجنگي الکترو اوپتيک مجهز است که به همراه يک رادار جستجوي ميليمتري کنترل آن را انجام ميدهد
موشک کوثر مناسب براي شليک از شناور هاي گشتي کوچک تا متوسط لانچر هاي زميني هليکوپتر ها و جنگنده ها يا هواپيماهاي گشت درياييست (مانند اوريون)
از توانايي هاي اين موشک ميتوان به اصلاح اتوماتيک مسير شليک انتخاب اتوماتيک هدف بعدي(نزديک ترين هدف در صورت خارج شدن هدف اول از دسترس يا قفل رادار بطور کلي بازيافت البته امکان هدايت اپتيکي تلوزيوني هم هست)
مشخصات:
نوع: موشک ضد کشتي
برد بيشينه:15 تا 19 کيلومتر
طول:2.6 متر
وزن سرجنگي: 29 کيلوگرم با توانايي ضد زره براي ورود به قسمت هاي داخلي تر(تاخير در انفجار)
وزن کلي: 100 کيلوگرم
موتور: يک بوستر سوخت جامد با سوخت ذخيره
سرعت: 0.8 ماخ
نوع کنترل گر: کنترل گر تصويري يا رادار موج ميليمتري به همراه رادار خانگي Sea skimmer 
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید
-موشك كروز دريايي نور(بهينه شده c-802)
موشك كروز نور از جمله موشك هاي ساخت داخل ميباشد كه با الگو برداري از موشك هاي چيني c-802 توسط متخصصان داخلي توليد شده .اين موشك در ايران در سال 80 به صورت توليد انبوه در اختيار نيروهاي مسلح قرار گرفت.در سال 1385 و در رزمايش پيامبر اعظم(ص) نوع بهينه شده اي از موشك نور مورد ازمايش قرار گرفت و با موفقيت ازمايش شد.موشك بهينه نور بدون نياز به سيستم OTHT با حداكثر برد به سمت اهداف سطحي شليك ميشود.جمهوري اسلامي ايران اولين كشوري است كه توانست موشك نور(c-802) را بر روي بالگرد نصب كند و ما نخستين كشوري هستيم كه اين تكنولوژي را دارا ميباشيم.
مشخصات:
برد:120 كيلومتر
ورن كلاهك جنگي:165 كيلوگرم 
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید
4-موشك حوت
در سال 1385 و در رزمايش پيامبر اعظم(ص) موشكي را ازمايش كرد كه باعث حيرت بيش از پيش جامعه جهاني گشت.ايران در اين رزمايش موشكي با سرعت 100 متر بر ثانيه را ازمايش كرد.موشك انداز هاي اين موشك كامل رادار گريز بوده و از ديد رادارهاي دشمن مخفي ميمانند.توان رزمي اين موشك برابر با موشك VA-111 Shkval ساخت روسيه است و تنها دو كشور ايران و روسيه فناوري لازم را براي ساخت چنين موشك هاي به دست اورده اند.هنوز مشخص نيست كه آيا "حوت" بر پايه shkval ساخته شده است يا خير.سرعت متوسط اين موشك 4 برابر اژدر معمولي زير ابي است.
اين موشك با توليد حبابهاي بخار كه از نوك دماغه و پوسته خود خارج مي كند لايه اي از گاز در اطراف خود شكل مي دهد و بدين ترتيب خود را از تماس مستقيم با آب و پساي قابل ملاحظه ناشي از آن دور مي كند.
اين موشك قابليت پرتاب از روي شناور و يا زيردريايي در عمق 100 متري را دارد. با سرعت حدود 50 نات (93 كيلومتر بر ساعت) كپسول پرتاب خود را ترك مي كند. با فرو رفتن در آب و رسيدن به عمق مناسب، موتور خود را روشن كرده و به سمت هدف راهي مي شود.
از چالش هاي فني توسعه چنين موشكي مي توان به كاويتاسيون اشاره نمود كه لازم است ميزان حبابهاي كاويتاسيون براي حفظ و پايدار نگهداشتن لايه گاز اطراف موشك ونيز رسيدن به كمترين پسا كنترل شود. در همين رابطه توجه به تداخل گازهاي خروجي از راكت و نيز سطوح كنترل موشك با لايه گاز ايجاد شده در اطراف آن، پيچيدگيهاي اين مساله را روشن تر مي سازد. به ويژه زمان شروع به كار موتور و شرايط گذار (Transision) ناشي از آن از اين حيث قابل توجه است.
سيستم هدايت چنين موشكي نيز با چالشهاي خود روبرو است. تغيير محيط سيال اطراف موشك، شكست امواج و نيز سرعت خودموشك از مواردي است كه هدايت آن را با مشكلات عديده اي مواجه مي سازد 
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید
5-موشك سانبرن(SS-N-22 Sunburn,Moskit)
موشك جهت شكست دادن سيستم راداری دفاعی آمريكا طراحی شده است . يك ناو آمريكايی در حالت دفاعی به هر صورت در جريان شناسايی موشك SUNBURN كه به طرف آنها در حركت است تنها زمان كافی برای محاسبه و پيدا كردن راه حل شليك را دارد نه وقت كافی برای منهدم كردن موشك SUNBURN را. به همين خاطر از نوعی اسلحه جديد كه میتواند 3000 گلوله اورانيوم را در يك دقيقه شليك كند ولی اين سلاح بايد هماهنگی دقيقی را برای نابودی موشك به موقع انجام دهد كه بسيار مشكل است .
تركيب سرعت مافوق صوت و اندازه بمب آن انرژی تخريبی زيادی را هنگام برخورد با كشتی ايجاد میكند . يكعدد از اين موشكها میتواند يك كشتی جنگی را غرق كند. تنها راه ناوهای آمريكايی برای دفاع از خودشان در مقابل سلاحهای مهيبی چون SUNBURN اين است كه قبل از رسيدن جنگنده پرتاب كننده بمب به محدوده پرتاب موشك آن را نابود كنند. SUNBURN میتواند يك بمب اتمی 200 كيلو تنی يا يك كلاهك 750 پوندی را در حدود 100 مايل حمل كند. بيش از دو برابر ميزانی كه EXOCET میتواند. SUNBURN میتواند سرعتی دو برابر سرعت صوت داشته و با قابليت تنظيم مسير پروازی كه میتواند از كنار موانع عبور كند تا خود را به استحكامات دشمن برساند. اين موشك قابليت شليك از زير دريايي ساحل و ناوهاي جنگي را بر خوردار است.مدل هوايي ان نيز قابليت شليك از جنگنده su-27k يا su-33 رادارا ميباشد كه نام ديگر ان Kh-4 مي باشد.
مطابق گزارش وزير دفاع ايران "علی شمخانی” در سال 2001 هنگام بازديد از مسكو در خواست پرتاب آزمايشی آن را كرد كه روسها هم با روی باز ترتيب آن را داده و علی شمخانی كه مجذوب آن شده بود سفارش تعداد نا محدود از اين موشك را به روسها داد.
از تعداد موشك هاي ايران اطلاعاتي در دست نيست.
مشخصات:
طول: 9 متر
وزن:450كيلوگرم
وزن كلاهك:320 كيلوگرم
سرعت: 3 ماخ
برد نهايي: 250 كيلومتر
نوع رادار: فعال 
برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید
6-موشك اگزوسه(Exocet)
طراحي موشك اگزوسه در سال1967 اغاز گرديده و نوع دريا پايه ان كه با كد MM 38 شناخته مي شود در سال 1975 وارد خدمت گرديد.نوع هواپايه ان كه با كد AM 39 شناخته مي شود طراحي ان از سال 1974 اغاز گرديد و در سال 1979 تحويل نيروي دريايي فرانسه گشت.اين موشك در جنگ فالكلند از يك جنگنده ارژانتيني شليك شده و باعث غرق شدن ناو جنگي انگلستان گشت و در جنگ اول خليج فارس جنگنده هاي نيروي هوايي عراق اين موشك را به سمت يك ناوچه امريكايي شليك كرد و قبل از اينكه ناو امريكايي بتواند كاري از پيش ببرد موشك به ان برخورد كرده و ان را به دونيم ميكند.
ايران درسال 2003 سفارش تعداد نامحدودي از اين نوع موشك را به فرانسه داده است.از دريافت سفارس ايران اطلاعاتي در دست نيست ولي منابع مطلع تعداد اين موشك هاي ايران را 500 عدد اعلام كرده اند.اين موشك به وسيله جنگنده هاي ميراژ فرانسوي كه در اختيار نيروي هوايي قرار دارد قابل شليك است.
مشخصات:
سال ورود:1979
انداره: 580 سانتيمتر
وزن: 855 كيلوگرم
وزن كلاهك:168 كيلوگرم به همراه زره تاخير انداز در انفجار
سرعت: 0.93 ماخ
برد: 63 كيلومتر
رادار:ESD ADAC رادار فعال
-موشک ضد کشتی رعد(HY-2)
در سال 2004 ایران یک مدل جدید از موشکهای ضد کشتی را بر مبنای موشک چینی کرم ابریشم را با برد و سرعت بیشتر طراحی نمود و به تولید انبوه رساند
این موشک با توجه به سرعت زیاد آن یکی از خطرناک ترین موشک های ضد کشتی است که امکان هر گون تحرکی را از حریف صلب میکند
مشخصات:
نوع: موشک ضد کشتی
سرعت: بین0.8 تا 1 ماخ
طول:7.8 متر
وزن: 2998 کیلوگرم
برد: 135 تا 200 کیلومتر
ارتفاع پرواز:30 تا 50 متر
نوع سیستم راداری: رادار مونو پالس (فعال)
وزن سر جنگی: 512 کیلوگرم
موتور: یک موتور سوخت مایع بهمراه یک بوستر سوخت جامد

برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید
ضد کشتی نصر:
این موشک ماهیتی همچنان نامشخص دارد اما اولین بار در نمایشگاه هوایی ایران در سال 2004 به نمایش درآمد این موشک یک موشک تاکتیکی جدید بحساب می آید
این موشک در حالت راداری تا 35 کیلومتر برد دارد با این وجود همچنان اطلاعات چندانی از آن در دست نیست
9-موشک ضد کشتی فجر دریا:
این موشک نیز یکی از موشک هاییست که اطلاعات کمی در مورد آن انتشار یافته این موشک یک موشک ضد کشتی هوا پرتاب است و تاکنون شلیک آن از هلیکوپتر های سی کینگ نیروی دریایی آزمایش گردیده
منبع: وبلاگ فناوري موشكي
B-2 Spirit

بمب افکن فوق پيشرفتهء B-2 موسوم به Spirit يا «روح»، جهت پاسخگويي به نياز نيروي هوايي ايالات متحده در نبردهاي قرن آينده، طراحي و ساخته شده است. آنچه که براي برنامهريزان پنتاگون مسجل شده است، تجهيز روزافزون کشورهاي متخاصم ايالات متحده، به انواع موشکهاي دوربرد و دقيق زمين به هواست که ميتواند مانع مهمي براي عملياتهاي آتي نظامي آمريکاييها قلمداد شود. از اين رو، نسل جديد هواپيماهاي رزمي، ميبايست حداکثر پنهانکاري از رادار را حفظ نمايند. بمبافکن B-2 و در کنار آن هواپيماهايي مانند F/A-22 Raptor و F-117 Nighthawk با چنين ديدگاهي پا به عرصهء وجود نهادند.
B-2 Spirit که به وسيله کمپاني معظم «نورثروپ – گرومن» ساخته شد، يک بمب افکن پنهانکار (استيلت)، و چندکاره (Multirole) محسوب ميشود که قادر است انواع بمبهاي معمول و اتمي را پرتاب کند. اين بمبافکن، مرحلهء مهمي از برنامهء توليد بمبافکنهاي پيشرفته در ايالات متحده به حساب ميآيد. B-2، گرانقيمتترين هواپيمايي است که تاکنون در تاريخ جهان ساخته شده است؛ قيمتي که براي هر فروند آن تخمين زده مي شود، رقمي بين 1.157 تا 2.2 ميليارد دلار را بالغ ميشود. اين رقم، با توجه به دورهء ساخت هواپيما، از زياد به کم تغيير کرده است. تکنولوژي پنهانکاري، روشي است جهت نفوذ به سيستمهاي دفاعي که تا پيش از آن، توسط هواپيماهاي رزمي، غيرقابل نفوذ محسوب ميشد. توليد اوليهاي به تعداد 135 فروند، در نهايت در اواخر دههء 1980، به تعداد 75 فروند کاهش داده شد؛ اما بالاخره توسط پرزيدنت بوش (پدر)، تعداد نهايي جهت خريد، به 21 فروند رسيد و اين موضوع در جريان سخنراني سالانهء وي به تاريخ ژانويهء 1991 به اطلاع عموم رسانده شد. اين 21 فروند، به تدريج از تاريخ دسامبر 1993، به تدريج، به پايگاه هوايي «وايت من» (Whiteman) در ميسوري (Missouri) تحويل شدند. در سه سال اول ورود به خدمت، B-2 ها به حدود 90% توان عملياتي خود دست يافتند. در جريان يک ارزيابي به عمل آمده توسط نيروي هوايي ايالات متحده که نتايج آن نيز منتشر شد، دقت بمباران دو فروند B-2 مسلح شده، برابر 75 فروند هواپيماي معمول از نوع ديگر است!
خصوصيات
مهمترين ويژگي B-2، بينيازي از سوختگيري هوايي بر فراز اقيانوس آرام است. جهت برآوردن نياز نيروي هوايي به حملات اتمي عليه اتحاد شوروي، نياز به بمبافكني بود كه بتواند بدون سوختگيري هوايي، خود را از طريق اقيانوس آرام به مرزهاي شوروي برساند و حملات اتمي خود را انجام دهد. مطابق دكترين دفاعي ايالات متحده، چين و كرهء شمالي هم از دشمنان بالقوهء آمريكا محسوب ميشوند. با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، چين و كرهء شمالي در زمرهء دشمنان درجهء اول ايالات متحده قرار ميگيرند كه بازهم براي رسيد به فضاي اين كشورها، نياز به همان مسير عبوري اقيانوس آرام است.
قابليت سوختگيري هوايي، هنگامي مورد استفاده قرار ميگيرد که به روغنکاري موتورها (به دليل روغن موجود در بنزين) و همچنين افزايش مداومت پروازي، نياز باشد. با وجود در اختيار بودن بمب افکنهاي B-52 و B-1B، نيروي هوايي ايالات متحده، درخواست توليد B-2 را به عنوان بمبافکني سرنشيندار با قابليت ماندهگاري ذاتي بالا، ارائه نمود. اين بمبافکن، بايد داراي قابليت کمتر ديده شدن (توسط رادار) بوده و يا به عبارتي پنهانکار (استيلت) باشد و به اهدافي که محافظت فراواني از آنها انجام مي شود، (بدون دغدغه) حمله کند. اين خصيصهاي است که بسيار در قرن 21 ام، مفيد واقع خواهد شد.
طرح انقلابي ادغام دو خصيصهء «کمتر مشاهده شدن با حفظ بازدهي بالاي آئروديناميک» و «توان بالاي بارگذاري مهمات»، امتيازات بسيار مهمي است که باعث تمايز B-2 از بمبافکنهاي پيشين ميشود. برد عبوري B-2 برابر 11000 کيلومتر بدون سوختگيري هوايي ميباشد. همچنين، قابليت کمتر مشاهده شدن توسط رادار، آزادي عمل بسيار بالايي در ارتفاعات بالا به اين بمب افکن ميبخشد، به همين دليل، برد هواپيما افزايش يافته و ميدان عمل بسيار باز و راحتي جهت سنسورهاي هدفياب هواپيما فراهم ميشود.
با استفاده از «سيستم هدفياب جهاني» (GATS) كه تركيبي است از سيستم مكانياب جهاني (GPS) و بمبهاي هوشمند هدايت شونده به وسيلهء ماهواره مانند JDAM، بمبافكن B-2 ميتواند از رادار بسيار پرقدرت APQ-181 جهت تصحيح خطاهاي سيستم هدفياب جهاني، بهره ببرد و دقت بسيار بيشتري به هنگام استفاده از بمبهاي هوشمند هدايت ماهوارهاي نسبت به بمبهاي معمول هدايت ليزري كسب كند. بدين طريق، بمبافكن B-2 قادر است 16 هدف زميني را همزمان مورد اصابت قرار دهد.
GATS مخفف GPS Aided Targeting System
JDAM مخفف Joint Direct Attack Monition
قابليت پنهانكاري B-2 تركيبي است از كاهش موارد زير:
* تشعشعات مادون قرمز
* صداي موتورها
* تشعشعات الكترومغناطيس
* لكهء ايجاد شده بر صفحهء رادار
كه همگي موارد فوق، باعث دشوار شدن رهگيري و شناسايي اين هواپيما ميشود. بسياري از مشخصات رادارهايي از نوع كمتر قابل شناسايي، محرمانه باقي مانده است؛ با اين حال استفاده از مواد كامپوزيتي (تركيبي)، پوشش مخصوص روي بدنه و طرح موسوم به «بال پرنده»، مواردي هستند كه در افزايش قابليت پنهانكاري اين بمبافكن، تاثيرگذار ميباشند.
بمبافكن B-2 دو خدمه دارد؛ يك نفر خلبان در سمت چپ و فرمانده ماموريت كه در سمت راست قرار ميگيرند، این دو نفر، تواني برابر چهار خدمهء بمبافكن B-1B يا پنج نفر خدمهء B-52 دارند:

تاريخچهء عملياتي
تاريخ حيات بمبافكن B-2 از پروژهاي به نام Black Project كه برنامهاي جهت ساخت «بمبافكن نفوذ كننده در ارتفاع بالا» يا HAPB بود، آغاز ميگردد. اين برنامه، سپس به ساخت «بمبافكن با تكنولوژي پيشرفته» يا ATB، تغيير جهت داد و داراي كد پروژهاي به نام Senior Cejay گرديد كه در نهايت منجر به توليد B-2 Spirit شد. در طول دههء 1980، رقمي بالغ بر 23 ميليارد دلار، صرف تحقيق و توليد B-2 گرديد. همچنين با تغيير جهت هدف پروژه كه در سال 1985 از ساخت بمبافكن ارتفاع بالا به يك بمبافكن ارتفاع پائين تغيير يافته بود، هزينهها به شدت افزايش يافتند، زيرا به يك طراحي مجدد عظيم نياز بود. به دليل پنهانكاري شديدي كه در طول مدت طراحي و ساخت B-2 اعمال ميشد و پروژهء ساخت آن، يكي از محرمانهترين برنامههاي نيروي هوايي ايالات متحده به شمار ميرفت، هيچ فرصتي جهت انتقاد از حجم سنگين هزينههاي اين پروژه در نزد افكار عمومي ايجاد نشد.
HAPB مخفف High Altitude Penetrating Bomber
ATB مخفف Advanced Technology Bomber
اولين هواپيماي B-2 به تاريخ 22 نوامبر 1988 از آشيانهء خود در تاسيسات شمارهء 42 پايگاه هوايي Palmdale در كاليفرنيا (مكاني كه در آنجا ساخته شد) بيرون آورده شد و به نمايش عموم درآمد. اولين پرواز B-2 به تاريخ 17 جولاي 1989 انجام پذيرفت.
مراكز ذيل كه همگي در كاليفرنيا واقع هستند، عهدهدار انجام تستهاي پروازي، مهندسي، طراحي و توليد اين هواپيما بودند:
* Combined Test Force
* Air Force Flight Test Center
* Edwards Air Force Base
روح میسوری
اولين هواپيماي B-2 كه به نام «روح ميسوري» يا Spirit of Missouri نام گذاري شده بود، به تاريخ 17 دسامبر 1993 تحويل نيروي هوايي شد. دپوي تعمير و نگهداري اين هواپيما، بر عهدهء يك پيمانكار طرف قرارداد نیروی هوایی ايالات متحده است كه اين هواپيماها را در مركز لجستيك نيروي هوايي واقع در پايگاه هوايي Tinker در شهر اوكلاهاما پشتيباني و سرويس مينمايد.
پیمانکاران تولید B-2
پیمانکار اولیهء B-2 جهت طراحی کل سیستم ها و یکپارچه سازی بین آنها، بخش یکپارچهسازی سیستمهای کمپانی معظم نوروثوروپ – گرومن است. شرکتهای فرعی ذیل نیز در تولید B-2 شرکت داشته اند:
* Boeing Integrated Defense Systems
* Hughes Aircraft
* General Electric Aircraft Engines
پیمانکار دیگر، شرکت سازندهء ادوات آموزشی جهت خدمهء این بمب افکن است. این ادوات آموزشی، شامل «سیستم آموزش تسلیحات» و «سیستم آموزش ماموریت» می باشد که ساخت آن توسط شرکت Link Simulation & Training انجام شده است. این شرکت، شاخه ای از کمپانی L-3 Communications محسوب می شود که L-3 نیز در گذشته جزئی از بخش آموزشی کمپانی هیوز موسوم به HTI یا Hughes Training Inc محسوب می شده است.
شرکت Link که در گذشته با نام دیگر CAE یا Link Flight Simulation Corp شناخته می شد، همچنین عهده دار توسعه، تعمیر و نگهداری و آشناکردن خدمه با این سیستمهای آموزشی نیز شد.
مقاطعهكاران توليد B-2 توسط لابيهاي پرنفوذ، نمايندگان كنگرهء ايالات متحده را مجاب كردند تا مخارج عظيم توليد اين بمبافكن را مورد حمايت قاطع قرار دهند.
پايگاههاي B-2
تا اوائل سال 2003، پايگاه نيروي هوايي ايالات متحده به نام وايتمن واقع در ميسوري، مركز اصلي عملياتي بمبافكنهاي B-2 محسوب ميشد. سپس تاسيسات ويژهء تعمير و نگهداري B-2 ها در پايگاه نظامي مشترك بريتانيا و ايالات متحده به نام ديگوگارسيا واقع در اقيانوس هند ساخته شد. به دنبال آن و در سال 2005، اين تاسيسات در جزيرهء گوآم نيز استقرار يافتند. تجهيزات ويژهء اين تاسيسات، در پايگاه نيروي هوايي بريتانيا به نام Fairford در Gloucestershire انگلستان ساخته شدند.

B-2 بر فراز پایگاه هوایی وایت من
* جزيرهء ديگوگارسيا يا Diego Garcia متعلق به بريتانيا ميباشد و در اقيانوس هند – حدود 1600 كيلومتري جنوب هندوستان - واقع است.
* جزيرهء گوآم يا Guam، متعلق به ايالات متحدهء آمريكا ميباشد و در غرب اقيانوس آرام قرار دارد.
* گلوسترشر يا Gloucestershire شهري در جنوب غربي انگلستان است.
پايان كار B-2 ؟
سوالي كه باقي ميماند دربارهء افزايش هزينههاي برنامهء توليد بي-2 ميباشد. برخي كارشناسان بر اين اعتقاد هستند كه دليل صرف هزينههاي سنگين ممكن است درنظر گرفتن توليد بمبافكنهاي ديگري در لواي پروژهء black projects باشد. البته هزينههاي صرف شده ميتواند بر اساس تعداد هواپيماي توليد شده و تحقيقات فراوان انجام شده جهت توليد بي-2 توجيهپذير شود.
در طول دوران جنگ سرد، بمبافكنهاي سنگين تنها به جهت پرتاب بمبهاي هستهاي طراحي و ساخته شدند و با افزايش مخارج نظامي، حمايت از توليد آنها كاهش يافت. به تاريخ مي 1995، بر طبق مطالعاتي كه انجامش توسط كنگره درخواست شد، «موسسهء تحليل دفاعي» به اين نتيجه رسيد كه پس از فروپاشي اتحاد شوروي، نيازي به توليد B-2 هاي بيشتر نميباشد.
سابقهء شركت در جنگ واقعي
از نظر بسياري از كارشناسان، ريسك استفاده از بي-2 در پيكار حقيقي به دليل گراني بيش از حد، تمسخرآميز است و توجیه منطقی ندارد. اما اين در حالي است كه بي-2 تاكنون در سه عمليات جداگانهء رزمي شركت داشته است.
اولين مورد استفاده از بي-2 در جريان جنگ كوزوو به سال 1999 بود. در جريان اين نبرد، هواپيماهاي بي-2 بسيار موفق عمل كردند و براي اولين مرتبه در جهان، بمبهاي هدايت ماهوارهاي JDAM را به جهانيان معرفي كردند. به دنبال موفقيت عمليات كوزوو، اين بمبافكنها در عمليات آزادسازي افغانستان از دست طالبان و همچنين عمليات آزادسازي عراق شركت جستند.

بي-2 اولين هواپيمايي جنگي بود كه تاخت و تاز خود را بر فراز افغانستان آغاز كرد. بي-2 ها پس از فرو ريختن هزاران تن بمب بر روي مقرهاي اصلي رژيم طالبان، خود را به پايگاه هوايي واقع در جزيرهء ديگوگارسيا ميرساندند و پس از فرود، سوختگيري و تعويض خدمه، پرواز بعدي خود را بلافاصله آغاز ميكردند. اين عمل، با فشردگي بيشتر، در جريان جنگ عراق نيز از پايگاه ديگوگارسيا به اجرا درآمد. هرچند ماموريت گروهي ديگر از بي-2 ها برفراز عراق، از محل پايگاه هوايي وايتمن واقع در ميسوري انجام پذيرفت.
ماموريتها بر فراز عراق، همگي به بيش از 30 ساعت پرواز مداوم نياز داشتند كه گاه در برخي ماموريتها، اين زمان به فراتر از 50 ساعت پرواز مداوم ميرسيد. در اين گونه پروازهاي طولاني مدت، خدمهء بي-2 ها به منظور غلبه بر خواب، مجبور به استفاده از قرصهاي محرک و ضدخواب موسوم به Modafinil يا Amphetamine ميشدند تا قابليتهايشان در جريان پروازهاي طولاني، حفظ شود.
مرکز آزمایش و ارزیابی عملیاتی پنتاگون در گزارش سالانهء خود به سال 2003 گزارش داد که تعمیر و نگهداری بمب افکن های اسکادران YF03 به شکل مطلوبی انجام نمی شود؛ دلیل این امر، به وجود مواد به کار گرفته شده جاذب امواج رادار یا ادواتی است که باعث حفظ وضعیت «کمتر دیده شدن» در این هواپیما می شود. در این گزارش همچنین ذکر شده است که سیستم های آویونیک دفاعی این بمبافکن، در برابر بروز تهدیدات جدید، برای اعلام اخطار مناسب، دچار نقصان میباشند. با وجود این مشکلات، بی-2 ها با حداکثر میزان آمادگی، در عملیات آزادسازی عراق به سال 2003 شرکت جستند و در جریان این جنگ، 583 عدد بمب هدایت ماهوارهای از نوع JDAM به سوی اهداف از پیش تعیین شده پرتاب کردند.
رادار کنترل آتش
شرکت نورثروپ – گرومن، یک رادار جدید برای این بمب افکن طراحی کرده است که دارای خاصیت پوشش جذب تشعشعات می باشد تا ویژگی رادارگریزی بی-2، هنگام به کارگیری موثر سیستم رادار، کاهش نیابد. این مواد جدید که در اصطلاح Alternate High-Frequency Material یا AHFM نامیده می شوند، به وسیلهء چهار روبات پاشیده می شوند.
به وسیلهء رادار AN/APQ-181 ساخت Raytheon، که یک رادار ضربتی از نوع مخفی می باشد و در J-band کار می کند، خلبان بی-2 قادر است تا هواپیما را در پوشش عوارض طبیعی زمین نظیر کوهها و تپه ها به پرواز درآورد. این امر با پرواز بی-2 در ارتفاع 200 فوتی در پایگاه هوایی ادوارد مورد آزمایش و اثبات قرار گرفته است.
به تاریخ نوامبر 2007، کمپانی سازنده رادار، Raytheon، قراردادی را جهت توسعهء رادار جدید از نوع AESA که در باند Ku کار می کند، بدست آورد. این رادار جدید جهت جلوگیری از تداخل کار رادار بی-2 با سیستم های ماهواره ای تجاری، قرار است پس از سال 2007 ساخته و تا پایان سال 2010 در بی-2 ها نصب شود.
جهت آشنایی با رادار مخصوص بی-2 که APQ-181 نام دارد به بخش الکترونیک هوایی سایت مراجعه فرمائید:
خواندن مطلبی در مورد رادار APQ-181
سیستم های اقدام الکترونیکی متقابل یا ECM
* گیرندهء اخطار راداری (RWR) ساخت لاکهید مارتین
* سیستم کمکی و مدیریت دفاعی Defensive Management System یا DMS ساخت نورثروپ – گرومن و لاکهید مارتین به نام AN/APR-50
سیستم های ناوبری و ارتباطات
مجموعهء سیستم ناوبری بی-2، شامل موارد زیر است:
* سیستم ناوبری تاکتیکی هوایی ساخت راک ول کالینز به نام Rockwell Collins TCN-250
* «ابزار ویژهء فرود» یا ILS به نام VIR-130A Instrument Landing System
سیستم ارتباط رادیویی بی-2 ساخت شرکت راک ول کالینز (Rockwell Collins) است. سیستم Milstar که یک مجموعهء بسیار پیشرفتهء استراتژیکی و تاکتیکی رلهء امواج ماهواره ای می باشد، در بی-2 های سری Block 30 نصب شده است.
کابین
کابین برای جای دادن دو خدمه ساخته شده است. در کابین بی-2، از یک نمایشگر رنگی 9 کاناله موسوم به electronic flight instrumentation system یا EFIS استفاده شده است. بر روی این نمایشگر، اطلاعات پرواز، موتورها، داده های کسب شده به وسیلهء حسگرها و وضعیت مهمات هواپیما به نمایش گذاشته می شود. خلبان به وسیلهء تنها یک کلید سه حالته، می تواند هواپیما را در حالت برخاستن (Takeoff mode)، حالت جنگی (go-to war mode) و حالت فرود (Landing mode) قرار دهد.

تسليحات
تمامی مهماتی که در بی-2 نصب می شوند، درون محفظه های داخل بدنه و در 2 محل جداگانه در مرکز هواپیما جای می گیرند. بی-2 قادر است تا 40000 پاوند مهمات شامل تسلیحات معمول و هسته ای، بمب های هدایت شوندهء بسیار دقیق از نوع JDAM، بمب های سقوط آزاد و تعدادی جنگ افزار ویژهء ماموریتهای دریایی با خود حمل کند.
هر جایگاه درونی مخصوص نصب مهمات، مشتمل بر یک «محل پرتاب چرخشی» (Rotary Launcher Assembly) و دو «محل قفسه ای شکل» (Bomb Rack Assembly) حمل بمب می باشد.
* تا 40000 پاوند (18000 كيلوگرم) بمب 500 پوندي از نوع Mk82 به تعداد حداكثر 80 عدد نصب شده در محل BRA
* تا 27000 پاوند (12000 كيلوگرم) بمب 750 پوندي از نوع CBU به تعداد حداكثر 36 عدد نصب شده در محل BRA
* تا 16 بمب، هر كدام حداكثر به وزن 2000 پوند از نوع بمبهاي Mk84 و JDAM-84 و JDAM-102 در محل RLA
* تا 16 عدد بمب هستهاي سقوط آزاد از نوع B61 يا B83 در محل RLA
* بمب هسته ای بسیار پرقدرت «استحکام شکن» یا «نفوذگر به داخل زمین» به نام B61-11 جهت استحکامات حفاظت شدهء نصب شده در زیر زمین.
* موشک کروز استراتژیک بسیار پیشرفتهء AGM-129؛ با برد 1500 مایل (2400 کیلومتر).
* 16 بمب هدایت ماهواره ای JDAM
(محل قفسه ای حمل مهمات (Bomb Rack Assembly) در بی-2، اخیرن توسط کمپانی نورثورپ – گرومن مورد بهینه سازی قرار گرفته است و در این محل، اکنون می توان 80 عدد بمب JDAM نصب کرد.)
خواندن مطلبی در مورد بمب های JDAM
به كارگيري سيستمهاي جديد الكترونيكي در Block 30 B-2A، استفاده از تسلیحاتی نظير JSOW و بمب های هدایت لیزری GBU-28 را فراهم كرده است:
* بمب هدایت شوندهء موسوم به JSOW یا AGM-154 Joint Standoff Weapon
* موشک هوا به سطح JASSM یا Joint Air-to-Surface Stand-off Missiles
* بمب هدایت شوندهء WCMD یا Wind Compensated Munitions Dispenser
تصویری از یک بمب JSOW

یک «سیستم رابط تسلیحاتی» جدید موسوم به GWIS یا Generic Weapons Interface System در هنگام ارتقاء بی-2 ها به استاندارد Block 30 در آنها تعبیه شده است. به کمک این مجموعهء دیجیتال جدید، بی-2 قادر می شود تا مخلوطی از تسلیحات گوناگون مبتنی بر تکنولوژی Stand-Off (همانند JSOW) و direct attack munitions (همانند JDAM) را هم زمان و در یک سورتی پرواز، حمل نماید. بدین جهت، بی-2 می تواند هم زمان به 4 نوع از اهداف مختلف در یک ماموریت حمله کند.

موتور
4 موتور توربوفن F118-GE-100 ساخت جنرال الکتریک، در داخل بدنهء بالها، جاسازی شده اند. در قسمت اگزوز این موتورها، سیستم خنک کننده ای تعبیه شده است تا میزان حرارت و بالطبع میزان لکهء حرارتی ایجاد شده توسط بی-2، کاهش یابد. این موتورها، بی-2 را با وزن ناخالص معادل 336500 پاوند قادر می سازند تا به راحتی از باند برخاسته و به حداکثر سرعت زیرصوت دست یابد.

غلاف مخصوص سوختگیری هوایی، در مرکز هواپیما و پشت کابین تعبیه شده است:
بي-2 در نمایشگاه هوايي
به علت قيمت سرسامآور بي-2، نمايش آن در انظار عموم در آيندهء نزديك محتمل به نظر نميرسد. به سال 2004 و در جريان انجام آزمايشات درجا (Static)، بي-2 در محل موزهء نيروي هوايي ايالات متحده در نزديكي ديتون در ايالت اهايو به نمايش عموم درآمد. اين آزمايشات به منظور سنجش سازهء بدنه و همچنين تست فشار تخريبي وارد بر يك نقطه انجام شدند. تيم ترميم كنندهء اين موزه، به مدت بيش از يكسال، جهت نصب دوبارهء قسمتهاي آسيب ديدهء بدنه صرف كردند. اين وصلههاي بدنه، به طور واضحي تنها قسمتهاي ظاهري بي-2 را شامل ميشدند، زيرا انجام آزمايشات درجا بر روي بدنه، به قسمتهاي داخليتر، نتوانسته خسارتي وارد آورد. اگر اين آزمايشات بر روي يك بي-2 واقعي و عملياتي انجام ميشدند، اين نمايشگاه، ميتوانست به عنوان نمايش دهندهء گرانترين مصنوع دست بشر شناخته شود.
يگانهاي به خدمت گيرندهء بي-2
* گردان 509 ام، مستقر در پايگاه هوايي وايتمن (Whiteman) شامل اسكادرانهاي بمبافكن 13 ام، 393 ام و اسكادران آموزشي 394 ام
* گردان 53 ام، مستقر در پايگاه هوايي اگلين (Eglin) شامل اسكادران 72 ام آموزش و ارزيابي متعلق به پايگاه وايتمن
* گردان 57 ام، مستقر در پايگاه هوايي نليس (Nellis) شامل اسكادرانهاي مسلح شدهء 325 ام و 715 ام (غيرفعال)

موضوعات متفرقه
* هر بي-2 كه با وزن متعارف 71668 كيلوگرم به پرواز درميآيد، 30 دلار بر هر گرم، يا معادل دو برابر قيمت طلا، بر ماليات دهندگان آمريكايي هزينه ايجاد كرده است.
* همهء بي-2 ها با نامهاي ايالات گوناگون آمريكا اسم گذاري شدهاند. اين نام گذاري به صورت عبارت «روح + نام ايالت» معرفي شده است. اين موضوع دو استثناء دارد: هواپيماي شمارهء يك (AV-1) كه به نام «روح آمريكا» يا Spirit of America و هواپيماي شمارهء 19 (AV-19) كه به نام روح كيتيهاوك يا Spirit of Kitty Hawk اسم گذاري شدهاند.
* بي-2، همانند بمبافكن F-117، بر پايهء قابليت كمتر ديده شدن يا ايجاد لكهء بسيار كوچك بر روي صفحهء رادار، ساخته شده است.
* به دلائلي كه هنوز محرمانه نشدهاند، لبههاي حملهء بالها در بي-2، به وسيلهء يك جريان الكتريكي بسيار پرقدرت كه منشا آن با جريان خروجي اگزوزهاي بي-2 متفاوت است، شارژ ميشوند.
* تقويت موتورهاي كم كشش بي-2 توسط كارشناسان Jane's Defence مورد پيشنهاد قرار گرفته است.
* امروزه ثابت شده است كه گازهاي يونيزه شده (پلاسما) كه توسط آنتن رادار بي-2 ساطع ميشوند، تاثيري به مراتب بيش از اندازهء شكل ظاهري يك جسم جامد در افزايش سطح مقطع راداري، ايفا ميكنند. ممكن است دليل القاي ولتاژ قوي به لبههاي حمله در بي-2، كاهش اين تشعشعات باشد. دليل ديگر ميتواند كاهش ميزان اصطكاك (پسا) باشد؛ زيرا هنگامي كه قسمتهاي متحرك لبهء حمله (نظير اسلتها) در جهت خاصي خم ميشوند، هواي يونيزه شدهاي كه به درون فضاي خالي ايجاد شده نفوذ ميكند يا ايجاد ميشود، به وسيلهء ولتاژ قوي القاء شده، اثرش كم شده يا از بين ميرود. به بیانی ديگر، صحت اين امر – يعني القاي ولتاژ بسيار قوي به لبهء حمله جهت كاهش ميزان پسا در سرعتهاي مافوق صوت – پیشتر و به سال 1968، در جريان آزمايشاتي كه در داخل تونل باد انجام گرفته، توسط مهندسين عاليرتبهء کارخانهء نورثروپ، به اثبات رسيده بود. این آزمایشات القای ولتاژ قوی به لبه های حمله، همچنین به منظور کاهش صدای ایجاد شده ناشی از برخورد جریان باد به بالها انجام شده بودند. (چگونگی و حقیقت این امر بر میزان کاهش صدای برخورد باد به بالهای بی-2، هنوز مشخص نشده است.)
* بمب افکن بی-2، رسمن به عنوان یک هواپیمای زیرصوت شناخته می شود؛ به همين جهت نميتواند خود را به سرعت به يگانهاي عملكننده برساند. اين نقيصه، حقيقتي است كه در اغلب اوقات، ناديده گرفته ميشود.
* تيم فوتبال «كانزاس سيتي بريگاد»، از طرح هواپيماي بي-2 به عنوان آرم باشگاه استفاده ميكند.
* به تاريخ 2 سپتامبر 1996، در يك بحث جنجالي، صنايع هوافضاي بريتانيا (BAe) يك فيلم ويدئويي به نمايش درآورد. در آن فيلم نشان داده ميشد كه بمبافكن رادارگريز B-2 كه در ارتفاع كم در حال پرواز بود، توسط سيستم دفاع هوايي بسيار قديمي رپير (Rapier SAM system) در محل پايگاه هوايي فارنبرو (Farnborough) مورد رهگيري و شناسايي قرار گرفته است. اين سيستم قديمي رپير، به تازگي مورد بهينهسازي رادار و سيستمهاي شناسايي قرار گرفته است و بر طبق ادعا و مستندات مقامات Bae، ميتواند چنين هواپيماهايي را به راحتي مورد شناسايي و رهگيري قرار دهد.

سیستم دفاع هوایی رپیر
مشخصات عمومي B-2A سري Block 30
خدمه: 2 نفر
طول: 20.9 متر = 60 فوت
فاصلهء دو سر بالها: 52.12 متر = 172 فوت
ارتفاع: 5.1 متر = 17 فوت
مساحت بالها: 460 متر مربع = 5000 فوت مربع
وزن خالي: 71700 كيلوگرم = 158000 پاوند
وزن بارگذاري شده: 152600 كيلوگرم = 336500 پاوند
حداكثر وزن مجاز براي برخاستن: 171000 كيلوگرم = 376000 پاوند
پيشرانه: 4 موتور توربوفن ساخت جنرال الكتريك به نام F118-GE-100 با كشش هركدام 17300 پاوندفيت = 77 كيلونيوتن
قابليتها
حداكثر سرعت: 764 كيلومتر بر ساعت = 475 مايل بر ساعت = 410 نات بر ساعت
برد: 12000 كيلومتر = 6500 مايل = 5600 ناتيكال مايل
سقف پرواز خدمتي: 15000 متر = 50000 فوت
وزن بارگذاري بال: 329 كيلوگرم بر مترمربع = 67.3 پاوند بر فوت مربع
نسبت كشش به وزن: 0.205

فهرست بمبافكنهاي B-2
شناسنامهء كلي
نوع هواپيما: بمبافكن استيلت (مخفي از رادار)
سازنده: نورثروپ – گرومن
اولين پرواز: 17 / 07 / 1989
ورود به خدمت: آوريل 1997
وضعيت: عملياتي
كاربر: نيروي هوايي ايالات متحده آمريكا
تعداد ساخته شده: 21 فروند
قيمت: 1.157 تا 2.2 ميليارد دلار (در سال 1998)
منابع جهت اطلاعات بیشتر:
B-2 Wikipedia
B-2 Airforce Technology
منبع: وبلاگ هوانوردی قرن۲۱
جنگنده
F-35 نتیجه برنامه JSF (جنگنده ضربتی دفاعی) وزارت دفاع آمریکا پنتاگون است که طالب ساخت جنگنده ای که هوا به زمین با استعداد در گیری هوایی نیز باشد . در خواست وجود چنین جنگنده ای در میان بسیاری از ارگانهای نظامی آمریکا که قابلیت انجام عملیات برای پشتیبانی هوایی انجام پرواز از روی ناو هواپیمابر و نیز امکان در گیری هوایی را داشته و امکان بهینه سازی آن برای آینده موجود و دارای قابلیت نابودی دقیق با هزینه ساخت کمتر باشد مطرح شده بود .در نتیجه با استفاده از فناوری های مشابه در ساخت F-22 این پرنده ساخته شد . جنگنده F-35 مجالی است برای استفاده دقیق و مشترک از سرمایه های موجود برای حصول بیشترین کارایی در صنعت ساخت جنگنده.
پس از رقابت شرکت های مختلف برای در یافت امتیاز ساخت این پرنده سر انجام شرکت لاکهید مارتین که پروزه سری X-35 را در دست انجام دارد و نیز مبتکر فناوری Life-FanSTOVL (توربوفنی که با نسبت کنار گذار زیاد تنهابه منظور افزایش نسبت برا به تراست به کار می رود- برای ساخت هواپیماهای عمود پرواز)و ممتاز بودن خود را در این فناوری در ساخت بوئینگ ثابت کرده توانست امتیاز ساخت این پرنده را به دست گیرد .Life-fan قدرت خود را از یک میله متصل به موتور اصلی تامین می کند این فناوری در حال حاضر باعث افزایش قدرت رقابت پذیری شرکت لاکهید مارتین شده است به طوری که تنها رقیب اصلی این شرکت یعنی DoD نتیجه گرفت که به دلیل دستیابی لاکهید مارتین به ای نفناوری مجبور به خروج از عرصه رقابت با این شرکت است .فناوری Life-Fan دارای اهمیت بسیار بالا ست چرا که روشی مسلم برای افزایش بهره وزنی در تمام جنگنده ها می تواند محسوب شود.
لاکهید مارتین
F-35 را برای نیروهای دریایی و هوایی ایلات متحده و همچنین نیروی هوایی بریتانیا به یک شکل طراحی کرده و تمامی سلاح های ان در داخل بدنه جای می گریرند تا کمترین بازتابش راداری را داشته باشد. تمامی نسخه های این جنگنده دارای محل نگه داری سلاح در داخل و طراحی بدنه یکسان وابسته به قواعد هندسی ونیز بالهای پهن همسان ونیز سکان های عمودی قابل قیاس از هم می باشند.سلاح ها در دو مخزن موازی جداگانه در کنار چرخ های عقب پرنده قرار گرفته اند .پوشش شفاف روی اتاق خلبان ورادار و سیستم صندلی پرتاب و سیستم تحتانی ونیز سیستم الکترونیکی هواپیما در تمامی نسخه های این جنگنده یکسان بوده و موتور ان بر پایه موتور F-119 ساخته شده است .سیستم هایی که قابلیت سوار شدن بر روی این جنگنده را دارند عبارتند از
1- سیستم رادار اسکن الکترونیکی چند منظوره و پیش رفته
Northrup Grumman2- تجهیزات الکترنیکی والکترومغناطیسی پیشرفته راداری برای از کار انداختن رادار های دشمن و ایجاد فضای مغناطیسی
Snader/Litton Amecon3
- سیستم نشانگر نوری - الکترونی لاکهید مارتین4- سیستم هدفگیری حرارتی و نیز سیستم سنسور مادون قرمز درگیری های هوایی
Northrup Grumman5- سیستم دید پیشرفته بین المللی نصب شده بر روی کلاه خلبان
helmet-mountedانواع
F-35 در نیروهای مختلفنیروی هوایی آمریکا
USAF(united states air force)نیروی هوایی آمریکا اولین نیرویی بود که در انتظار خرید بیش از 1763 عدد از جنگنده
F-35 بود تا متمم جنگنده F-22 راپتور گردند ونیز با جنگنده بمب افکنF-16 جایگزین شوند .همان طور که گفته شد جنگنده مجهز به سیسیتم نگهداری سلاح در داخل خود بوده و از یک سنسور مادون قرمز برای قفل کردن روی هدف ونیز یک ره گیر لیزری استفاده می کند .این تنها یکی از فناوری های ساده در ساخت این پرنده است .نیازی به کشیده شدن یا پرتاب برای پرواز ندارد (برخلاف جنگنده های موجود بر روی ناو های هواپیما بر )قدرت سازه ان نیز برای فرود با سرعت زیاد افزایش یافته و ترمزهای آن نیز تقویت شده.و هم زمان این پرنده مجبور خواهد بود استاندارد موجود f-16 را بهینه سازی کند. جایگزینی هواپیمای F-16 با F-35 نیازمند کاهش کارایی هواپیمای F-16 خواهد بود که در حال حاضر اتفاق افتاده و امریکا F-16 های کهنه خود را نوسازی و بفروش میرساند تا با F-35 جایگزین کند. در نهایت بدلیل سختی بدنه f-35 موجود در نیروی هوایی آمریکا به بیشتر از یک اصابت (شلیک توسط موشک )برای نابودی آن نیاز است
نیروی دریایی امریکا
USN(united states navy)
نیاز به انجام عملیات در دریا و پرتاپ از روی ناو باعث ایجاد کمی تفاوت در این پرنده با نسخه موجود در نیروی هوایی شده است بزرگ شدن بالها و نیز بالا آمدن سکانهای عمودی باعث شده که این جنگنده توانایی برخاست با سرعت کم از روی یک ناو را بدست اورد . با کمی دقت مشاهده می کنیدکه نوع طراحی و شکل بدنه نیز به عنوان یک بال کمکی می تواند به برخاستن هواپیما کمک کند همچنین بالهای بزرگ نسخه موجود در نیروی دریایی باعث افزایش کارایی هواپیما در برد و کاهش مصرف سوخت نیز خواهد شد .برای ساپرت کردن فشار ناشی از فرود کوتاه به وسیله ترمزهای کابلی ونیز پرتاب سریع به وسیله کشنده موجود بر روی ناوهای هواپیمابر سازه داخلی هواپیمای متعلق به نیروی دریایی بشدت تقویت شده است. همچنین چرخ های پرنده نیز دارای کورس دراز ونیز قدرت تحمل بالا در هنگام نشست است.والبته یک قلاب متوقف کننده نیز به ان اضافه شده است .درمقایسه با
F-18 پرنده f-35 با سوخت داخلی دارای بردی دوبرابر بیشتر از F-18است .همچنین طراحی بهینه ان باعث تامین نیاز کلیدی نیروی دریایی یعنی افزایش قابلیت مقاومت به هنگام استفاده در دریا و طولانی بودن عمر سازه گشته است .همچون نسخه موجود در نیروی هوایی امریکا نسخه موجود در نیروی دریایی امریکا نیز مجهز به مخزن تسلیحات داخلی و سنسورهای مادون قرمز به همراه ره گیر لیزری است .این جنگنده جدید توسط نیروی دریایی امریکا به همرا جنگنده F-18 در نخستین روز حمله به صورت ترکیبی استفاده خواهد شد (در بسیاری از جنگ ها اولین روز حمله خود تعیین کننده برنده نبرد است) .نیروی دریایی امریکا قصد خرید 480 فروند از این پرنده را در نظر دارد.تفنگداران دریایی امریکا
USMC(united states marine crops)
بارزترین ویزگی نسخه موجود از
F-35 در نیروهای تفنگ داران دریایی امکان برخاست سریع و فرود عمودی است (stovl) در این صورت نمی توان تسلیحات ان را در داخل هواپیما جاسازی کرد ولی می توان تسلیحاتی را در زیر بالها نصب کرد .این نسخه از پرنده نیازمند قابلیت کنترل بر روی تمامی محورهای موجود در هنگام پرواز است و نیز باید دارای یک طراحی برای ساپورت ضربه بحرانی به هنگام نشست بر روی زمین به صورت عمودی باشد همچنین باید قابلیت شناور بودن و متوقف بودن در هوا بدون حرکت نیز به آن افزوده گردد. تفنگداران دریایی امریکا از ترکیب این هواپیما با جنگنده های F-18 و Av-8 هارییر (هواپیمای عمود پرواز)در نبردها بهره خواهند گرفت .نیروهای تفنگداران دریایی امریکا در نظر دارند تا تعداد 480 فروند از این هواپیما را در ارگان های خود به خدمت گیرند .نیروهای دریایی و سلطنتی بریتانیا
این نسخه از هواپیما بسیار شبیه به نسخه ارائه شده به نیروی تفنگداران دریایی آمریکا است ارتش بریتانیا قصد خرید 60 فروند از این هواپیما را دارد .
خصوصیات
نوع هواپیما جنگنده بمب افکن
پیمانکاران لاکهید مارتین و بوئینگ
گونه های مختلف برای نیروی هوایی آمریکا تفنگداران دریایی آمریکا وبریتانیا نیروی دریایی امریکا
خصوصیات گونه ها سیستم پرواز و فرود عادی سیستم پرواز وفرود سریع عمود پرواز
قیمت هر گونه
28 میلیون دلار 35 میلیون دلار 38میلیون دلارنوع موتور
baseline ساخت کمپانی Pratt&Whiteny بکارگرفته شده در F-119 و مشتق شده از موتور F-22 به همراه موتور یدکی ساخت General Electricوزن غیر مسلح 10000 کیلوگرم
وزن سوخت قابل حمل 6800 کیلوگرم
بار قابل حمل 6000 کیلوگرم
حداکثر وزن پرواز 22600 کیلوگرم
طول
13.71 مترطول بال هواپیما 10.97 متر 9.14 متر
ارتفاع
سقف پروازی
سرعت مافوق صوت
شعاع عملیاتی 600 مایل دریایی
تعداد خلبان یک
تاریخ اولین پرواز 1999
تاریخ آغاز خدمت 2008









منبع:وبلاگ هوانوردی قرن۲۱

ماهواره افق ۳
افق-1 به کارفرمایی صنایع هوایی اسرائیل ساخته شد و در ژانویه سال 1989 از مدار خارج شد . سه ماه بعد از آن اسرائیل دومین ماهواره خود به نام افق-2 را در سوم آوریل 1990 به وزن 160 کیلوگرم در مدار بیضوی 1580*120 کیلومتری و همان زاویه مداری قرار داد . این ماهواره نیز 40 روز در مدار بود و در آن فناوری ماهواره افق-1 دوباره آزمایش و درستی عملکرد آن تایید شد .
اسرائیل سومین ماهواره خود را در 15 آوریل 1995 به نام افق-3 از پایگاه پالماخیم در مدار بیضوی 729*368 کیلومتر با زاویه میل 37 درجه قرار داد که مدت زمان دوران آن به دور زمین 90 دقیقه بود . این ماهواره بعد از افق 2 دومین ماهواره ای بود که بر اساس افق 1 ساخته شد و یک دوربین پیشرفته با قدرت تفکیک 5/2 متر روی آن نصب شده بود . عمر پیش بینی شده برای این ماهواره جاسوسی 2 سال بود .

مسیر حرکت ماهواره افق
اسراییل به منظور آنکه در طی مراحل پرتاب یا سقوط موشک حامل یا ماهواره در کشورهای عرب همسایه سقوط نکند و همچنین حد اکثر استفاده از چرخه دوران برای عکسبرداری و کسب اطلاعات از کشورهای همسایه را داشته باشد ، ماهواره افق خود را در خلاف جهت حرکت دورانی زمین پرتاب میکند .
ماهواره بر شاویت در ژانویه 1998 هنگام حمل ماهواره افق 4 سقوط کرد و ماهواره در مدار قرار نگرفت . ماهواره افق-4 قرار بود جای ماهواره افق-3 را پر نماید . پرتاب مجدد افق-4 برای سال 2000 پیش بینی شده بود که به علت کمبود بودجه وزارت دفاع اسرائیل به تعویق افتاد . در 28 می سال 2002 ، ماهواره افق-5 توسط موشک سه مرحله ای سوخت جامد شاویت -3 از پایگاه پرتاب پالماخیم در خلاف جهت دوران زمین پرتاب شد و در مدار به ارتفاع 350 کیلومتر و زاویه انحراف از استوا 143 درجه قرار گرفت . این ماهواره دارای وزن 300 کبلوگرم و ارتفاع 3/2 متر و قطر 2/1 متر است . عمر این ماهواره 4 سال و از نوع ماهواره های کوچک و سبک است و حرکت دورانی آن از شرق به غرب 5/1 ساعت طول میکشد .

مراحل پرتاب افق
این ماهواره از نوع ماهواره های جاسوسی و با قدرت تفکیک بالا در حدود یک متر است و بیشترین سطح پوشش را بر روی کشورهای همسایه خاورمیانه دارد .

ماهواره بر شاویت در حال پرتاب از پایگاه پالماخیم
برنامه فضایی و جاسوسی اسرائیل با قرار دادن ماهواره جاسوسی افق -5 وارد یک دوره جدید شده است . به طوریکه ادعا شده ، اطلاعات کاربردی ان توانایی اعلان خطر تهدید حمله موشکی از کشور های منطقه را داراست . علاوه بر این اسرائیل پس از سقوط افق-4 در سال 1998 تصمیم گرفت بودجه ای در حدود 10 میلیارد دلار در طی ده سال هزینه کند و چندین ماهواره در مدارهای LEO قرار دهد تا به کمک آنها در هرلحظه ، از کشورهای خاورمیانه تصویر و اطلاعات دقیق داشته باشد .
ماهواره بر شاویت یک ماهواره بر سه مرحله ای سوخت جامد است که در مرحله اول و دوم آن از موتور موشک اریحا-2 استفاده شده است . هر دو مرحله اول و دوم آن دارای سازه کامپوزیتی با وزن یکسان حدود 13 تن است . مرحله سوم آن که توسط شرکت رافائل ساخته شده است به شکل کروی و از آلیاژ تیتانیوم ساخته شده است . وزن کل آن 6/2 تن ، رانش آن 59 کیلو نیوتن و زمان سوزش کل آن 5/92 ثانیه است . تچهیزات سامانه کنترل و هدایت در زیر این مرحله
قرار دارد و قبل از روشن شدن این سامانه از آن جدا میشود .

ماهواره برهای شاویت از آغاز تا کنون
اسرائیل در برنامه حمل ماهواره به مدار GEO در نظر دارد که یک مرحله دیگر به شاویت-3 اضافه کند که این کار با همکاری شرکت تحقیقاتی آتلانتیک امریکا انجام می شود . این مرحله جدید از نوع رانش مایع با استفاده از اکسیژن مایع ( به عنوان اکسید کننده ) و هیدروژن مایع (به عنوان سوخت ) است و رانشی در حدود یک تن داراست .
اسرائیل تمایل دارد با ارتقائ ماهواره بر شاویت آن را به ماهواره بر تجاری تبدیل کند . صنایع هوایی اسرائیل در می سال 1998 اعلام کردند که با شرکت تحقیقاتی کلمن واقع در فلوریدا برای توسعه ماهواره بر شاویت و تبدیل آن به ماهواره بر کوچک تجاری به توافق رسیدند که محموله 800 کیلوگرم را در مدار LEO قرار دهد .
با توجه به اینکه بازار جهانی به استفاده از ماهواره های کوچک برای کارهای تجاری ، سنجش و ارتباطات در کاربرد های غیر نظامی تمایل دارند ، اسرائیل با همکاری شرکت کلمن آمریکا در نظر دارند تا طی طرح LEOLINK ماهواره بر شاویت را به یک به وسیله ای تجاری برای حمل ماهواره های کوچک تبدیل کند . برای این کار تغییرات لازم را بر روی شاویت دادند و انواع جدید آن را با نام های Lk-A و LK-1 و Lk-2 ساختند ، که در این طرح با با پیشرفته کردن مرحله اول شاویت -1 و بالا بردن توان استحکامی سوخت آن به نوع جدید آن یعنی LK-1 رسیدند . در ماهواره بر LK-2 یک مرحله به LK-1 (موشک شاویت -2 بهینه سازی شده ) اضافه کردند که این مرحله موتور Aus-51 سوخت مایع و از نوع هیدرازینی است .

IRIS و پدید آمدن برنامه فضایی ایران (قسمت اول )
چند نکته قبال از خواندن مقاله
مطمئنا نظرات نویسنده با نظرات مترجم یکی نیست
در این مقاله موشک IRIS معادل موشک شهاب 3 دی فرض شده که آن هم به نوبه خود معادل موشک نو دونگ کره شمالی را در اختیار گرفته
موشک IRIS ویا شهاب 3 دی اولین موشک ماهواره بر سبک ایران فرض شده اند (پراکنده بودن اطلاعات اجازه سخن قطعی را نمیدهد )
موشک شهاب پنج معادل تائه دو پونگ دو کره شمالی فرض شده (البته از سوی نویسنده آن که آمریکایی هستند ) و عنوان اولین ماهواره بر سنگین ایران را بر دوش میکشد

تصویری از ماکت ارائه شده از ماهواره بر ایرانی در نمایشگاه صنایع هوایی
نخستین ظهور موشک ماهواره بر IRIS/IRSL-X-1:
با وجود ادعاهای ایران مبنی بر عدم بالابردن برد شهاب 3 دولت ایران در حال حاضر مشغول به ساخت و توسعه نخستین ماهواره بر خود موسوم به IRIS میباشد .
پرتابگر ماهواره IRIS در ظاهر دارای ترکیب ساختمانی از موشک بالستیکShahab3 است که در مرحله اول از طراحی
ان بهره میبرد و در مرحله دوم پرتابگر دارای دوقسمت موتور جامد و نیز محل حمل ماهواره (قسمت سوم) توسط پرتابگر است که قطر این مرحله از مرحله اول کمی بیشتر است و میتواند ماهواره های مخابراتی و علمی را در مدار زمین قرار دهد .
.پرتابگر IRIS با پیکر بندی انجام شده بر روی آن پرتابگریست ایده آل به عنوان کاوشکر یا موشک اکتشافی که میتواند برای حمل کلاهک جنگی و یا توسعه کلاهک های فضایی قابل بازگشت و یا در نهایت برای ارسال محموله های علمی به فضا مورد استفاده قرار گیرد .البته این پرتابگر درحال حاضر نمیتواند ماهواره ها و یا محموله های با جرم بالا را به سمت مدار پرتاب کند . مگر اینکه مرحله سومی نیز به آن اضافه شود تا تبدیل به یک پرتابگر سنگین گردد .
با توجه به آزمایش موشک چند مرحله ای شهاب 3 نویسنده بر این عقیده است که در صورتی که پرتاب آز مایشی موشک Shahab-3D نخستین پرواز آزمایشی پرتابگر IRIS باشد در آن صورت پرتابهای موشک های
Shahab - 5 دومین و سومین مرحله از برنامه ساخت یک پرتابگر ماهواره ای است که ایران ادعا دارد در حال توسعه آن است .
اولین تصویر از موشک IRIS در یکی از نمایشگاههای هوا و فضای ایرانیان در اندازه یک ماکت یک متری به نمایش گذاشته شد . نویسنده ادعا دارد که تستهای ناموفق پرتابی این موشک علت اصلی به تاخیر افتادن توسعه موشک حامل پرتابگر شهاب 5 تا کنون بوده است ولی با تردید بیان میکند که فقط زمان قادر به روشن ساختن این مطلب میباشد .
نویسنده مقاله ادعا دارد که اختمال توسعه نوع جدیدی از موشک های بالستیک از روی این نسخه پرتابی با نامهای جدیدتر از Shahab - 3d وجود دارد ، ونیز باتوجه به موتور سوخت جامد مورد استفاده در مرحله فوقانی و نیز تمام اطلاعاتی که از موشک شهاب 3 در اختیار است ، طراحی نمایش داده شده از IRIS یقینا طرحی مناسب با استفاده از طراحی موشک بالستیک شهاب 3 است . هرچند که پرتاب این سیستم آزمایشی پیشرفته که پیش از این در غرب و شرق مورد استفاده قرار گرفته و از متدهای غربی و شرقی نیز برای توسعه استفاده کرده برای ملل چیز چندان غیر عادی نخواهد بود ، ولی به سرعت بخشیدن برای توسعه اولین ماهواره بر سنگین ایران قبل از پرتاب کمک شایانی خواهد کرد .
نویسنده در ادامه با بیان شباهت موجود بین شهاب 3d و نسخه های دوم و سوم موشک تائه دو پونگ کره شمالی این پرسشها
را مطرح میکند که آیا شهاب 3D میتواند نسخه اصلاح شده از ماهواره بر ایرانی IRIS باشد که تست نخست خود را سپری کرده است ؟ آیا این موشک همان نسخه بالستیک فضایی از موشک تائه دو پونگ 2 کره شمالی وترکیب ماهواره بر شهاب 5 است و یا اینکه موشک بالستیکی ساخت ایران است ؟
شاید تاحد زیادی بتوان گفت که ایران در حال همکاری با کره شمالی برای ساخت نسخه دوم و سوم ماهواره بر شهاب 5 است و هر دو در انجام این طرح مشارکت جدی دارند. کره شمالی که در سال های پایانی قرن 20 نسخه جدید و بهسازی شده ای از موشک تائه دو پونگ 1 را آزمایش کرده بود در بین 26 Juan و 2 Julay سال 2001 نخستسن نمونه پرتابی از موشک تائه دو پونگ دو را برای پرتاب بر روی سکوی تاسیسات پرتاب خود قرار داده بود .
این کاملا واضح است که موشک شهاب 3 دی چند ثانیه پس از پرتاب و قبل از پایان مرحله اول در اولین تست خود در آسمان منفجر شد . با وجود طراحی متناسب موتور سوخت جامد آن و نیز پوشش آیرو دینامیک موشک متاسفانه انفجار باعث جلوگیری از آزمایش این قسمت ها گردید . در کل باید به این نتیجه رسید که در صورت تداوم برای ساخت و تکمیل شهاب 5 گلی به یاد ماندنی برای مردم ایران در بخش فضا به ثمر خواهد رسید .

از راست به چپ
موشک ماهواره بر ایران - موشک تائه دو پونگ کره شمالی - موشک شهاب ۳ - موشک شهاب ۳ دی
اما مشخصات موشک IRIS
حد اکثر بار قابل حمل توسط کلاهک موشک (کیلوگرم ): 760-987-1,158 بار فضایی و یا کلاهک جنگی .
حداکثر برد ( کیلومتر ) : 1500
تعداد مراحل : 2
قطر موشک (متر ) : 1.32 - 1.35 – 1.85
ارتفاع موشک : 17.1 متر
وزن در حالت پرتابی سبک : 16000 کیلوگرم
وظیفه : برای پرتاب محموله های فضایی علمی و تحقیقاتی و نیز ماهواره ها
اطلاعات مربوط به مرحله اول موشک
ارتفاع : 14 متر
قطر : 1.32 – 1.35 – 1.85 متر
جرم :15092 کیلوگرم
تراست : موثر 26051 کیلوگرم بر فوت مربع - واقعی 26,760-26,600 کیلوگرم بر فوت مربع
زمان سوخت : 110 ثانیه
نوع سوخت : TM-185 (20% Gasoline + 80% Kerosene)
نوع اکسید کننده : AK-27I (27% N2O4 + 73% HNO3 + Iodium Inhibitor)
جرم سوخت :12912 کیلو گرم
اطلاعات مربوط به مرحله دوم موشک
ارتفاع : 3 الی 4 متر در کل
قطر : 1.3 ای 2 متر
وزن : نا معلوم
تراست موتور : نامعلوم
مدت زمان سوخت : 100 ثانیه
نوع سوخت : جامد
لطفا اگر کسی تصویری از این پرتابگر داره در انجمنهای میلیتاری قرار بده
ادامه دارد ..........
منبع:وبلاگ هوانوردی قرن۲۱
پس از تكميل مطالعات زياد كه كارخانجات نورث روپ (North Rope)در راه تشكيل يك هواپيماي بر جسته هوائي (رهگير)بعمل آورد موفق شد در 30 جولاي 1959 زحمات خود را به ثمر رسانده و جنگنده ي پر قدرت جديدي بنام ان-156-اف(N-156-F)به جهان پرنده هاي آتشين عرضه كند كه بعدا نام آن به اف-5-آ تغيير نمود اين جنگنده ها بنام مستعار فريدوم فايتر(Freedom Fighter)بمعناي جنگنده ي آزادي معروف شد و شايد بهتر بود اسم آنرا جنگنده ي آزادي به سبك آمريكايي ميگذاشتند!.
در 25 آوريل 1962 نيروي هوايي آمريكا اعلام كرد كه اف-5-آ را در برنامه ي جديد تسليحات نظامي قرار داده و بالاخره در ژانويه ي 1963 هواپيماي اف-5-آ در نيروي هوائي آمريكا به پرواز در آمد و بعد از آن اولين كشور كه اف-5-آ تحويل گرفت ايران بود كه در سال 1343 (1965) نيروي هوايي خود را با جت ما فوق صوت اف-5 مجهز نمود و بعد از آن عربستان سعودي،كشورهاي آفريقاي جنوبي و تركيه نيز اف-5-آ دريافت نمود

بعد از مدتي كمپاني نورث روپ تصميم به تكميل اف-5-آ گرفت و اف-5-ئي يا تايگر-2 (Tiger-2) را توليد نمود كه در سال 1970 به عنوان شكاري بين المللي انتخاب و سفارش توليد 325 فروند اف-5-ئي به نورث روپ داده شد كه براي كشورهاي تايلند-تايوان-ويتنام جنوبي و كره جنوبي بود.پرواز آزمايشي اف-5-ئي براي اولين بار در سال 1972 انجام شد و اولين توليد كلي آن از سال 1973 شروع گرديد.براي دسترسي به اطلا عات جامعتر درمورد اف-5 به اينجا مراجعه كنيد
بعد از مطالعه زياد روي اصول آيروديناميكي و امكاناتپرواز هواپيماهاي ديگر و تجاربي كه از اف-۵-آ بدستآمده بود نورث روپ تصميم به انجاماصلاحاتي روي اف-۵-آ گرفت كه اولين آنها اضافه كردن رادار روي آنبود.و بعد از آن استفاده از فلاپهاي مانور كننده در دو طرف لبه ي حمله و عقب بال هواپيما است. اين فلاپها سبب ميشود كه هواپيما در زاويه ي حمله ي معين نسبت به نمونه ي قبلي دچار پساي كمتري گردد و تعادل خود را از دست ندهد و (برا)ي بيشتر بدست آورد بدون آنكه در كنترل هواپيما خللي وارد شود و در نتيجه استفاده از آنها اف-5-ئي ميتواند در15000 پا 10.3 درجه در ثانيه بگردد و در صورتي كه اف-5-آ و هواپيما عاي مشابه در ثانيه 8.9 درجه ميگردند و ميزان گردش گود را نيز از 15.5 درجه در ثانيه به 17.5 درجه افزايش داده و شعاع گردشهاي پايدار نيز از 4500 به 2800 پا كاهش يافته و به عبارت ديگر 38 درصد كم شده.با اضافه كردن يك رديف كمپرسور به موتور بدون اينكه در شكل يا حجم آن تغيير زيادي داده شود 23 درصد به قدرت موتور آن افزوده شده .اصلاح موتور باعث گشته كه 15 اينچ به طول هواپيما و 16 اينچ به فاصله ي دو نوك بال اضافه شود.دهانه ي ورود هوا نيز بزرگتر شده تا ورود هواي بيشتر را امكان پذير سازد. با افزايش حجم بدنه بر ظرفيت مخازن سوخت داخلي 570 پوند اضافه شده و همچنين از آسيب پذيري آن در مقابل آتش مسلسل جلوگيري شده. قدرت هر يك از موتورها در سطح دريا 5000 پوند است و در مصرف سوخت نيز كاهش قابل توجهي داده شده و تغيير عمده در موتور همان اضافه شدن يك رديف كمپرسور استتغييرات فني در موتور باعث شده كه موتور به اصطلاح زودتر جواب بدهد. و يا به عبارت ديگر زودتر دور بردارد.لذا طول باند لازم براي برخاستن از7300 پا به 5300 پا كاهش يافته . با كليه تجهيزات براي رهگيري (دو سايدوينر و دو توپ) طول لازم براي بلند شدن با وزن 16050 پوند 2050 پا است سرعت اوجگيري نيز از 28700 پا در دقيقه به 31600 پا افزايش يافته. اف-5-ئي داراي شعاع عمل زيادتري نسبت به اف-5-آ است. مثلا قادر است 3200 پوند بمب را در مسافت 400 مايلي بريزد و به پايگاه برگردد

ماكت اف-۵ ساخت ايران
اف-5-ئي به دلايل ذير شكاري برگزيده ي جهان است.هواپيماي ما فوق صوت يك نفره ..سبك ..داراي سهولت عملياتي فوق العاده و مشخصات پروازي و امكتنات رزمي برجسته بوده.ارزاني و سهولت نگهداري نيز يكي ديگر از دلايل ميباشد.
اف-۵ قادر به حمل بمبهاي ۳۵۰ يا ۵۰۰ ،۷۵۰ و ۱۰۰۰ پوندي و يا بمبهاي ام-كا-۳۶(m-k-36)است و قادر به حمل بمبهاي ناپالم وراكتهاي ۲.۷۵ ميليمتري نيز هست.اف-۵ براي ماموريت رهگيري داراي دو موشكآ-اي.ام.۹(AIM-9) و دو توپ ۲۰ ميليمتري از نوع ام-۲۹(M-29)با هر كدام ۲۸۰ تيراست.
اف-۵-ئي داراي يك رادار كوچك از نوع امرسون(Emerson)با برد ۲۰ مايل است و براي بدست آوردن زاويه و مسافت شكاري هاي دشمندر جنگ هاي هوائي به كار ميرود.
اف-۵ همچنين مجهز به سيستم كشف هدف ليزريگرديده. اين سيستم به خلبان امكان ميدهد تا از وجود هواپيماي دشمن در فاصله دورآگاهي پيدا نمايد و خود را براي درگيري آماده سازد و ضمنا اطلاعاتي از هواپيمايدشمن را در اختيار خلبانان ميگذارد كه بوسيله سايت چشمي كه بر روي كلاه نصب ميشود ودر اختيار خلبان قرار ميگيرد. بعضي از مدلهاي متاخر اف-۵ ئي قادر به حمل موشكهايماوريك با سيستم هدايت تلويزيوني نيز هستند.
اف-۵-آ به تعداد ۱۲ فرونددر اتيوپي ،۴۰ فروند يونان كه بعدا با اف-۵ ائي تعويض شد.
۷ فروند ليبي،۱۵ فروند فيليپين ،۴۵فروند كره جنوبي،۷۰ فروند تايوان،۲۵ فروند تايلند ،۱۴۰ فروند تركيه و ضمنا كانادا واسپانيا نيز اف-۵ مونتاژ مي كنند. كانادا ۸۹ فروند براي خود و ۱۵ فروند برايونزوئلا ساخته است. اسپانيا ۳۶ فروند براي خود ساخته است. اف-۵-بي كه مدل ۲ نفره ياف-۵-آ است ۳۲ فروند در نروژ و كانادا نيز ۳۰ فروند براي هلند ساخته است.۳۴ فروندنيز در اسپانيا موجود است و ۲۴ فروند نيز توسط كانادا براي ونزوئلا ساخته شده و ازاف-۵-ئي ۱۱۲فروند در ايالات متحده آمريكا كه ۵ فروند آن در نيروي دريايي خدمتميكنند.
۳۶ فروند برزيل ،۲۵ فروند شيلي،۱۲فروند اتيوپي و ۳ فروند يونان ،۱۵۰ فروند ايران ،اردن و مالزي و كنيا ۱۴فروند،مراكش ۲۴ فروند. عربستان سعودي ۷۰ فروند ...سوئس ۰ ۶فروند و ۴۰ فروند تايلندو تايوان دارا هستند.
اف ۵ های ایران:
اولين نيروي هوايي دنيا كه اف ـ۵اي را دريافت كرد نيروي هوايي ايران بود. در بين سال هاي دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ نيروي هوايي ايران به بزرگترين و مجهزترين نيروي هوايي منطقه (نيروي هوايي) اولين اسكادران از اين هواپيما به تعداد ۱۳ فروند را اوايل فوريه ۱۹۶۵ به خدمت گرفت. در آن تاريخ ۱۱ فروند اف ـ۵اي و دو فروند اف ـ۵بي در پايگاه يكم شكاري در مهرآباد جايگزين اف ـ۸۴ تاندرجت شدند تا نقش تهاجمي نيروي هوايي را برعهده بگيرند.
اف ـ۵اي هاي ارتش ايران به استانداردهاي بالا تجهيز شده بودند، اين تجهيزات پيشرفته سيستم ناوبري آنبرد ليتون و كامپيوتر مركزي تسليحات بود. در آن زمان ايران مدل هاي قبلي اف ـ۵ (اف ـ۵اي و بي)را به كشورهاي يونان، تركيه، اتيوپي، ويتنام جنوبي و اردن فروخت، اما چند فروند براي انجام پروازهاي تمريني در ايران نگه داشته شدند.
با شروع جنگ و متعاقب آن تحريم تسليحاتي غرب عليه ايران، ايران به دليل عدم توانايي خريد قطعات و لوازم يدكي به سرعت در حال از دست دادن تعداد هواپيماهاي عملياتي خود بود. اما بعدها كه ايرانيان به پيشرفت هاي زيادي در صنايع هوايي دست يافتند، خود به ساخت و تهيه قطعات موردنياز براي تعمير و عملياتي نگه داشتن اين هواپيماها زدند ايران در پروژه اي به نام »افق« اين هواپيماها را به روز كرده است از جمله مي توان به دوبرابر كردن برد رادار اي پي كيو ـ۱۵۹ و سواركردن سيستم پرتاب موشكي پي ال ـ،۷ اي اي ام ـ۹ پي سايدوايندر و آرـ۶۰ آميدز اشاره كرد. به هرحال عمر عملياتي اين جنگنده ها كه در كنار اف ـ۴ به افسانه هاي فراموش نشدني جنگ تبديل شدند رو به پايان است و ايران به دنبال جايگزيني براي آنهاست
طراحی منحصر به فرد این هواپيما توانايي های استثنايی به آن می بخشد. اندازه آن حدود F-15 است و از دو موتور توربوفن F404 جنرال الکتريک بهره می برد و توانايي سوخت گيری هوايی آن را به هواپيمایی با برد نا محدود تبديل کرده است.
در ضمن ‹‹نايت هاوک›› اولين هواپيمای استيلت قابل بهره برداری (operation) جهان است.اين هواپيمای تک نفره به منظور حملات پيشگيرانه و نفوذهای سريع و عميق به نقاط استراتژيک دشمن و نابودی اهدافی که از آنها به شدت محافظت می شود طراحی گرديده است.
مهمات گوناگونی بر روی آن قابل نصب است و دارای سيستم های هدايتی - تهاجمی پيشرفته ای است که باعث دقت در حمله و کاهش کار خلبان می گردد. به طوري كه قادر است بمب هاي هدايت ليزري را در شب با اختلاف فقط 1 متر به هدف بزند.

به طور عمده از المينيوم ساخته شده و پنل های بدنه آن صاف هستند که وظيفه آنها انعکاس دادن امواج راداری در جهتی خلاف فرستنده و منحرف کردن آنهاست که از ديده شدن هواپيما در رادار جلوگيری می کند.کليه سطوح و اجزای اين هواپيما با مواد گوناگونی که امواج راداری را جذب می کنند پوشيده شده است. برای کاهش بيشتر بازتاب امواج راداری لبه های آن را با زوايای خاصی طراحی کرده اند.
در اين هواپيما براي جلوگيري از ديده نشدن (رادار گريزي) زاويه دوم ان كمتر از 90 درجه مي باشد، به طوري كه شكل ان به صورت ‹‹V›› به نظر مي رسد. همچنين باعث افزايش مانور پذيري هواپيما نيز مي شود.
ورودی پره و خروجی باريک موتور اين هواپیما که به (platypus) معروف است از قطعات کوچکی که جاذب گرمايند پوشانده شده است. اين طراحی باعث کاهش شناسايی آن توسط سنسور های حرارتی می شود.
همچنين براي ايجاد نشدن رد سفيد پشت سر هواپيما، موادي را همراه گازهاي خروجي مي فرستند تا مانع ايجاد ان بشود.

در اين زمان ۳۰۰۰ توپ ضدهوايی و ۶۰ سايت پرتاب موشک های زمين به هوا از شهر بغداد محافظت می کرد.ولی با اين وجود اين هواپيما با انجام ۶۹۰۰ ساعت پرواز بيش از ۲۰۰۰ تن بمب را بروی اهداف تعيين شده پرتاب کرد.
در جنگ يگسلاوی اين هواپیما از پايگاه های خود در ايتاليا و آلمان به پرواز در می آمد. در دو شب اول حمله اين هواپیما به ۹۰ هدف تعيين شده حمله و انها را نابود کرد.در جريان همين حملات بود که اولين فروند از آنها مورد اصابت موشک قرار گرفت و سقوط کرد.
به گفته تعدادي از كارشناسان، اين هواپيما مورد اصابت يك فروند موشك زمين به هواي روسي
(احتمالا از نوع سام-6 فرار گرفته است) كه توسط يك رادار ساخت روسيه رهگيري شده بود نابود شد.

مشخصات
نوع هواپيما: بمب افكن تهاجمي
تعداد خدمه: 1 نفر
آخرين قيمت: 128 ميليون دلار
نوع و نام موتور: دو تا جنرال الكتريك 404-GE-F1D2 توربوفن با پس سوز با حداكثر رانش 10800lb
ابعاد
طول: 20.3 متر
دهانه بال: 13.3 متر
ارتفاع: 3.8 متر
وزن خالي: 13608 كيلو گرم
حداكثر وزن برخاستن: 23625 كيلو گرم
كارايي
حداكثر سرعت: +1ماخ (هر ماخ معادل 300 متر بر ثانيه است)
حداكثر ارتفاع پروازي: 60000 فوت
حداكثر برد: قابليت سوخت گيري هوايي دارد (نامحدود)
حداقل سرعت برخاستن: 310 كيلومتر بر ساعت
حد اكثر سرعت فرود: 290 كيلومتر بر ساعت
تسليحات
2 MK84 2000-pound
2 GBU-10 Pave way II
2 GBU-12 Pave way II
2 GBU-27 Pave way III
2 BLU 109
2 WCMD
2 Mark 61
اين هواپيما توانايي انداختن هر نوع بمب از لحاظ متعارف و غير متعارف دارد. همچنين داراي سيستم هاي جنگ الكترونيك است.اين هواپيما داراي شعله نما نيز مي باشد كه براي گمراه كردن رادار هاي فروسرخ
است.
اولين هواپيماي رادار گريز نيز مي باشد و جالب است بدانيد كه در ان هيچ انحنايي وجود ندارد
منبع:دوست خوبم از وبلاگ هواپیماهای جنگنده

برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید
هواپیمای F-15 مشهور به عقاب آسمان ها
باز هم باید به سال های جنگ سرد برگردیم، چرا که بی شک در این سالها، بزرگترین تحولات در علم هوانوردی روی داد و برای تشریح این تحولات، توصیف حال و هوای آن دوران، امری اجتناب ناپذیر است. در آن دوران، پس از آشکار شدن ضعف هواپیمای اف-4 فانتوم در برابر جنگنده های جدید روسیه، هواپیمای اسطوره ای اف-14 تامکت به خدمت نیروی دریایی آمریکا در آمد، اما نیروی هوایی همچنان از فانتوم های قدیمی استفاده می کرد. بسیاری از جمله خود شرکت گرومن به نیروی هوایی به خدمت گرفتن تامکت را پیشنهاد کردند، اما چه بهتر که نیروی هوایی هیچگاه این پیشنهاد ها را نپذیرفت چرا که نتیجه آن شد که هواپیمایی نوین به نام اف-15 ایگل که مخصوصاً برای نیروی هوایی و جنگ های هوا به هوا طراحی شده بود، متولد گردید.

برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید
هواپیماهای F-15 در حال حمل موشک های اسپارو و در حال پرواز جمع
به راستی F-15 چگونه جنگنده ای بود
هواپیمایی که توسط شرکت مک دانل داگلاس طراحی شده بود، می توانست به شایستگی از عهده هر گونه جنگ هوایی برآید، خواه که این نبرد یک نبرد نزدیک یا Dog Fight یا خواه یک نبرد دور یا ماورای دید بصری یا BVR بود. شرکت مک دانل داگلاس برای طراحی اف-15، از شیوه های طراحی بال با جدید ترین متد های آیرودینامیکی بهره جست. اما با وجود این، در نخستین پروازهای این جنگنده که از 27 جولای 1972 آغاز شد، اشکالاتی همچون ناپایداری و لرزش شدید در بال ها در سرعت های نزدیک به سرعت صوت ظاهر گشت که بعداً با طراحی دوباره لبه حمله و لبه فرار بال و همچنین تغییراتی در پروفیل آن، این مشکلات نیز تا حدود زیادی برطرف گردید. اگرچه استفاده از فلز تیتانیوم که به مراتب از فولاد سبک تر و مقاوم تر است و همچنین به کاربردن دریچه های ورودی موتور متغیر، اجازه دستیابی به سرعت های بالای 2.5 ماخ را به اف-15 می داد، اما اجازه پرواز با این سرعت در حالی که هواپیما به طور کامل با تسلیحات مختلف لود شده است مشکلاتی را برای ادامه پرواز به وجود می آورد. بدین ترتیب، سرعت هواپیمای اف-15 در حالت مسلح به 1.78 ماخ محدود شده است و کامپیوتر های کنترل کننده سرعت، اجازه دستیابی به سرعت های بالاتر را به خلبان نمی دهند. طراحی هواپیمای اف-15، انقلابی در در طراحی کاکپیت هواپیماهای جنگنده نیز به شمار می آمد. این هواپیما با در اختیار گذاشتن کاکپیتی وسیع، دید بسیار عالی را برای خلبان فراهم آورده و نشان دهنده ها در بهترین وضعیت ممکن برای راحتی خلبان در جای خود قرار داده شده اند. پس از تولید 410 فروند از مدل های A و مدل آموزشی B از این هواپیمای تاکتیکی قدرتمند، مدل های C و D نیز با تغییراتی چون موتورهای نیرومندتر و رادار جدید AN/APG-70 معرفی شدند. در این میان، مدل C به محبوبترین مدل این هواپیما در بین دارندگان این جنگنده خوش ساخت تبدیل گردید. علاوه بر تغییرات مذکور، مدل C این هواپیما توانایی حمل دو مخزن سوخت اضافه در زیر هواکش موتورها را نیز دارابود که به نوبه خود، تاثیر به سزایی در افزایش برد این هواپیما در یک پرواز بدون سوخت گیری هوایی را داشتند. جالب این جاست که این هواپیما با سوخت گیری هوا به هوا می تواند مدت 15 ساعت تمام به انجام ماموریت به پردازد. اهمیت این مسئله هنگامی روشن می شود که بتوانید فشاری را که در چنین مدتی طولانی بر موتورها، سازه هواپیما و دستگاههای الکترونیکی هواپیما وارد می آید، تصور کنید. گفتنی است که اف-15، به داشتن محکم ترین بدنه جنگنده در دنیا مشهور است، چرا که بدنه ی این هواپیما در مانورهای جی شدید، می تواند تا بالای 9 جی یا 9 برابر شتاب جاذبه زمین را تحمل کند. اگر این مسئله به خوبی برایتان قابل درک نیست، باید اضافه کنیم که در این مانورها، وزن هواپیما به دلیل مقابله با شتاب جاذبه به حدود 225 تن می رسد!

برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید
هواپیماهای اف-15 ایگل در حال پرواز در فرمیشن
F-15 E-Strike Eagle یا اف-15 بمب افکن
پس از موفقیت های بزرگی که اف-15 بدست آورد، کم کم از گوشه و کنار صحبت طرحی که این جنگنده موفق را تبدیل به یک بمب افکن سبک نماید شنیده می شد. در آن زمان، تنها بمب افکن سبک نیروی هوایی یعنی هواپیمای اف-111 بازنشست شده بود و می بایست هرچه سریعتر، جای خالی این بمب افکن پر می شد. در ابتدا، نیروی هوایی مخالف تبدیل اف-15 به یک بمب افکن بود، چرا که اعتقاد بر این بود که با تبدیل این جنگنده به بمب افکن، قابلیت های رزمی آن در نبردهای هوا به هوا به شدت کاهش می یابد. اما پس از پیاده ساختن این طرح، نتیجه کاملاً برعکس از آب درآمد. بله، اف-15 پتانسیل تبدیل به یک بمب افکن موفق را در حالی که هنوز هم واقعاً یک «عقاب» بود داشت.

برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید
F-15E یا مدل بمب افکن هواپیمای اف-15
این مدل از اف-15، در جنگ عراق در سال 1991، نقش عمده ای را در بمباران اهداف معین شده بازی کرد. گفته می شد در آن زمان تنها دو هواپیما با آسودگی کامل به انجام عملیات بر فراز عراق می پرداختند: یکی هواپیمای F-117 که یک هواپیمای مخفی از دید رادار بود و دیگری، همین اف-15 سترایک ایگل بود که به دلیل مانور پذیری و چالاکی بی حد و مرزش، به راحتی می توانست پس از انجام عملیات، منطقه نبرد را ترک کرده و بدون هیچ آسیبی به پایگاه بازگردد. فیلم های واقعی که از نبرد این هواپیما در زمان جنگ عراق تهیه شده است، مو را بر اندام راست می کند. اما این در حالی است که خلبانان این هواپیما، اظهار کرده اند که عملیاتشان را با آسایش کامل انجام داده اند.

برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید
هواپیمای اف-15 ایگل در حال لندینگ یا فرود
F-15 با چه تسلیحاتی تجهیز شده است
هواپیمای اف-15 ایگل، همانند هواپیماهای قبلی نیروی هوایی، می تواند موشک های سایدویندر AIM-9 که یک موشک حرارت یاب است و همچنین موشک راداری اسپارو AIM-7 را حمل نماید، اما علاوه بر این موشک های همیشه در صحنه، موشک بسیار خطرناک و کشنده آمرام AIM-120 که یک موشک «شلیک کن، فراموش کن» است، می تواند روی هواپیمای اف-15 نصب شده و به راحتی سلطه آسمان پهناور را به «عقاب» واگذار نماید. چرا که حمل ترکیبی از این موشک ها به وسیله شاهین تیز پروازی چون F-15 دیگر جایی برای دیگر هواپیماها در آسمان باقی نمی گذارد.
سابقه نبردهای F-15 Eagle
1- اسرائیل، 1979: سرنگونی پنج فروند میگ سوریه
2- اسرائیل، 1981: حمله به راکتور هسته ای اوسیراک عراق
3- اسرائیل، 1982: حمله به لبنان توسط اسرائیل
4- عربستان سعودی، 1984: سرنگونی دو فروند فانتوم ایرانی به وسیله اف-15 های عربستان
5- اسرائیل، 1985: عملیات حمله اسرائیل به تونس
6- نیروی هوایی آمریکا، نیروی هوایی عربستان، 1991: شرکت در عملیات جنگ عراق
7- نیروی هوایی آمریکا، 1991: عملیات Northern & Southern Watch در جنگ عراق
8- نیروی هوایی آمریکا، 1995: عملیات در بوسنی و هرزگوین
9- نیروی هوایی آمریکا، 1998: عملیات روباه صحرا در عراق
10- نیروی هوایی آمریکا، 1999: عملیات در کوزوو به وسیله نیروهای متحد
11- نیروی هوایی آمریکا، 2001: عملیات جنگ افغانستان
12- نیروی هوایی آمریکا، 2003: عملیات آزادی عراق

برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید
هواپیماهای اف-15 در حال پرواز در کوهستان
مدل های مختلف F-15 Eagle
اولین نمونه ی هواپیمای اف-15 با نام F-15A به عنوان اولین نمونه این هواپیما به تعداد 355 فروند تولید گردید. مدل دو نفره یا مدل آموزشی این جنگنده با نام F-15B یا TF-15 به تعداد 57 فروند برای مقاصد آموزشی ساخته شد. مدل جدید این جنگنده یا سیستم های اویونیکی و موتورهای پیشرفته تر، با نام F-15C با برد بیشتر به تعداد 408 فروند توسط شرکت مکدانل داگلاس به تولید رسید. همچنین از همین مدل، مدلی آموزشی نیز با نام F-15D به تعداد 61 فروند طراحی و ساخته شد. مدل بعدی این هواپیما، مدل مشهور F-15E بود که همانطوری که گفته شد، دارای قابلیتهای چشمگیر هوا به زمین و توانایی بسیار در هدف قرار دادن اهداف زمینی بود. از هواپیمای اف-15، مدل های صادراتی نیز تولید گردید که از جمله ی آن ها می توان به اف-15 اسرائیلی، اف-15 های عربستان صعودی و اف-15 های ژاپن اشاره کرد که البته هواپیماهای ایگل ژاپن با کد J شناخته می شوند. همچنین، به تازگی، کره جنوبی نیز سفارش این هواپیما را به دولت آمریکا تسلیم کرده است که قرار است اف-15 های تحویلی به کره جنوبی، مدل K نامیده شوند. در سال های اخیر، برنامه هایی نیز برای تولید نمونه ای از اف-15 با کد PDF برای ایفای نقش هواپیمای F-22 با هزینه کمتر در نظر بود که سرانجام لغو شد.

برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی آن کلیک کنید
هواپیمای F-15E در حال حمل بمب های مختلف
هواپیمای اف-15 با آنکه بیش از 30 سال از حضورش در نیروی هوایی آمریکا و چندی از کشورهای دیگر می گذرد، اما بازهم جوان، نیرومند، سرحال و جنگنده می نماید. احتمال فراوان می رود که مدل های ابتدایی این جنگنده تا سال 2010 از خدمت بازنشسته شوند و مدل های جدیدتر نیز، پس از تکمیل حضور هواپیمای پیشرفته F-22، از خدمت نیروی هوایی ایالات متحده خارج شوند.
منبع:انجمنهای میلیتاری
موشک ضدکشتی نور در مانور دریایی ضربت ذوالفقار
ویژگی های برجسته ای همچون داشتن رادار کوچکی بازتابی پرواز در ارتفاع ۵ تا ۷ متر بالای سطح دریا در نزدیکی هدف و نیز مجهز بودن به سامانه هدایت با توانایی ضد اغتشاش پذیری قوی، موجب شهرت کارایی این موشک شده است و در عمل نیز کشتی هدف، شانس بسیار کمی برای ردگیری، مقابله و انهدام آن دارد.
موشک C-802 توانایی پرتاب از هواپیما ، شناور سطحی، زیر دریایی و نیز خودروهای زمینی را دارد و جزو بهترین موشک های ضدکشتی جهان به حساب می آید و احتمال برخورد موشک به هدف 98 درصد
تخمین زده شده است.
مانور دریایی ضربت ذوالفقار و ناو کلاس الوند ارتش در حال شلیک نور 
موشک C-802 از همان موتور و سامانه هدایت موشک و ظاهر بیرونی C-801 بهره می برد. با این تفاوت که برد آن افزایش یافته و موتور توربوجت با سوخت پارافینی جایگزین موتور سوخت جامد قبلی شده است. به همین خاطر برای حمل سوخت بیشتر اندکی از نمونه قبلی خود کشیده تر است. با وجود کاهش وزن در C-802 نه تنها قدرت سرجنگی آن کاهش پیدا نکرده، بلکه بیشنه برد موشک از 40 کیلومتر به 120 کیلومتررسیده است.
بدنه این موشک باریک و کشیده و دماغه آن تخم مرغی است. چهار عدد بالک دلتا شکل در جلو، چهار بالک کنترلی کوچک و چهار بالک تثبیت کننده بر روی دم آن وجود دارد.
برد رادار این موشک 130 کیلومتر است. افزون بر رادار هدایت، موشک C-802 مجهز به یک فرازیاب رادیویی و خلبان خودکار است. فرازیاب رادیویی دقیق آن، این امکان را به موشک می دهد تا در فراز دریا، موشک را در کمترین ارتفاع نگه دارد.
موشک C-802
این موشک از سرجنگی شدیدالانفجار با توانایی نفوذ نیمه زرهی به وزن 165 کیلوگرم استفاده می کند که با توجه به انرژی جنبشی موشک، توانایی نفوذ به درون عرشه را دارد. موشک پس از ورود به درون کشتی،
منفجر شده و موجبات انهدام هدف را فراهم می کند.
موشک C-802 در عرض چند ثانیه سرعت خود را از صفر به به 0.9 ماخ می رساند. وقتی سوخت موتور پرتاب به پایان رسید، از موشک جدا شده و موتور توربوجت شروع به کار می کند. موشک در ارتفاع 20 تا30 متری سطح دریا و با سرعت 0.9 ماخ پرواز کرده و توسط خلبان خودکار و فرازیاب رادیویی هدایت می شود. زمانی که موشک به فاز پایانی پرواز می رسد، برای یافتن هدف، بر روی هدایت راداری سوییچ میکند. هنگامی که بر روی هدف قفل شد، موشک در فاصله چند کیلومتری هدف ارتفاع خود را به 5 تا 7 متری سطح آب کاهش می دهد.
موشک C-802 شلیک شده از زیر دریایی 
البته در فاز پایانی پرواز ممکن است موشک مانورهای دیگری هم به طور خودکار انجام دهد تا توانایی سامانه
پدافند هدف را برای منهدم کردن موشک کاهش یابد. وقتی به هدف نزدیک شد، موشک به طرف خط مرز آب با کشتی شیرجه می رود تا بیشترین خسارت را به آن وارد سازد.
برخی گزارش های تایید نشده حاکی از آن است که گونه ای موشک کروز زمین پرتاب با برد 400 کیلومتر از روی C-802 ساخته شده است. گر چه این موضوع تایید نشده است اما روشن است که به راحتی میتوان این موشک را ارتقا داد و آن را به یک موشک کروز زمین پایه تبدیل کرد.
این موشک با نام نور در ایران تولید می شود و در اختیار نیروی دریایی ارتش و سپاه پاسداران قرار دارد. این احتمال نیز وجود دارد که ناوچه های اسراییلی توسط موشک های C-802 حزب الله در جنگ 33 روزه غرق شده باشند. احتمالا موشک های C-802 ساخت ایران در طول جنگ در اختیار حزب الله قرار گرفت، تا به نوعی در یک نبرد حقیقی آزموده شوند. در صورت نبرد احتمالی ایران و ایالات متحده در خلیج فارس،این موشک ها خطر بزرگی برای ناوگان جنگی آمریکا خواهند بود. و مسلما یکی از کارآمدترین سیستم های جنگی ما به حساب می آیند.
موشک نور در رژه روز ارتش 
منبع
هواپيماي پيش اخطار A-50 موسوم به Mainstay در دهه هفتاد و به منظور جايگزيني هواپيماي قديمي و ناتوان Tu-126 Moss طراحي شد و اولين نمونه از آن در سال 1980 اولين پرواز خود را به انجام رساند و تا سال 1992 بطور کامل جايگزين Tu-126 هاي قديمي شد، اين هواپيما که به مراتب توانمند تر از Tu-126 مي باشد توسط شرکت بريو روسيه برپايه هواپيماي ترابري ايليوشين 76 طراحي شد، علت اينکه ايليوشين 76 بعنوان هواپيماي پايه براي انجام ماموريت پيش اخطار انتخاب شد اولا کاهش هزينه پروژه بود که نياز به طراحي هواپيماي جديد را برطرف مي ساخت (مانند E-3 Sentry) و همچنين از ميان هواپيماهاي آن زمان شوروي ايليوشين 76 بواسطه ويژگي هاي پروازي (نظير سرعت، برد، وزن محموله و...) مناسبترين گزينه بود.
جديدترين نمونه از A-50 با نام A-50U است که از سيستم راداري Schnel-M بهره مي برد که توانايي هاي گسترده تري به اين نوع از Mainstay مي دهد، نيروي هوايي روسيه قرار است طي برنامه اي تمام A-50 هاي خود را به اين استاندارد ارتقا دهد که باعث مي شود اين پيش اخطار ها بتوانند تا سال 2020 در خدمت باقي بمانند.
کارايي:
A-50 توانايي انجام ماموريت هاي گشتي در ارتفاع 5000 تا 10000 متر را دارا است، اين هواپيما مي تواند حدود هفت ساعت به پرواز ادامه دهد و با يک بار سوخت گيري هوايي مي تواند حدود چهار ساعت ديگر نيز به پرواز ادامه دهد. حد اکثر برد اين هواپيما حدود 5000 کيلومتر مي باشد و در مسيري بطول 2000 کيلومتر مي تواند به مدت يک ساعت و بيست و پنج دقيقه در حالت گشتي باقي بماند. خدمه هواپيما نيز پانزده نفر شامل پنج نفر خدمه پرواز و ده نفر خدمه عمليات مي باشد.
سيستم هاي راداري:
عمده تفاوت A-50 و IL-76 حذف قسمت شيشه اي دماغه هواپيما و رادوم بزرگ بالاي بدنه است، اين رادوم در مدل هاي اوليه سيستم راداري Flat Jack و در مدل U سيستم Schnel-M ساخت وگا را در خود جاي داده است، اين سيستم شامل قسمت هاي زير مي باشد:
ايستگاه رادار
سيستم کاهش داده
سيستم انتقال مکالمات و انتقال علائم
مجموعه ديجيتال کامپيوتري
ابزار شناسايي دوست و دشمن
سيستم هدايت صوتي براي هدايت جنگنده ها
سيستم رمزگشايي ارتباطات
ابزار ارتباطي راديويي
ابزار مسافت ياب
ابزار ثبتي
برد اين سيستم 800 کيلومتر مي باشد و توانايي کشف و رديابي 50 تا 60 هدف را داشته و مي تواند 10 تا 12 جنگنده را بطور همزمان هدايت کند، گفته مي شود اين سيستم که توانايي کشف اهداف هوايي، زميني و دريايي را دارد از سيستم هاي بکار رفته در E-3 Sentry نيز قوي تر است، هرچند بسياري نيز با اين نظر مخالفند.
سيستم هاي عمل و ضد عمل الکترونيک:
A-50 مجهز به يک مجموعه کامل از سيستم هاي الکترونيکي است که مي تواند ضمن منحرف ساختن تسليحات هدايت شونده دشمن در برابر اقدامات الکترونيک آنها نيز مقاومت نموده و به انجام اقدامات الکترونيک بر عليه دشمن نيز بپردازد. سيستم هاي ارتباط راديويي بکار رفته نيز در برابر اقدامات الکترونيک دشمن کاملا قابل اعتماد اند و کمتر دچار مشکل مي شوند.
با اين وجود يکي از راه هاي حفاظت از آواکس نيز همراهي ديگر جنگنده ها است، چرا که هواپيماي بزرگي به مانند A-50 هر قدر هم که از سيستم هاي الکترونيکي پيشرفته اي بهره ببرد باز هم در برابر تجهيزات پيشرفته نمي تواند چندان مقاوم باشد.

کنترل پرواز و ناوبري:
A-50 از سيستم ناوبري و کنترل پرواز NPK-T استفاده مي کند، اين سيستم امکان ناوبري هواپيما در تمام ساعات شبانه روز و در هر نقطه اي از جهان را فراهم مي کند. بعلاوه داده هاي اين سيستم توسط سيستم هاي عملياتي نيز قابل استفاده است.
با وجود تمام ويژگي هاي مناسب A-50U و سيستم Schnel-M دو کشور هند و چين که اميد مي رفت A-50 را بعنوان پيش اخطار هوابرد خود انتخاب کنند سيستم اسرائيلي Phalcon را ترجيح دادند، اين امر نشان مي دهد که دو کشور هند و چين سيستم اسرائيلي فالکن را بر سيستم هاي موجود در A-50U ترجيح داده و آن را مناسب تر دانستند، هند قراردادي را بطور رسمي به مبلغ 1/1 ميليارد دلار با اسرائيل به امضا رساند و طي آن قرار شد سه سيستم فالکن روي هواپيماي اليوشن 76 نصب شده و به نيروهاي هندي تحويل شوند، چين نيز پس از لغو برنامه توليد A-50I تحت فشار آمريکا، تکنولوژي هاي اين سيستم را تا حدودي از اسرائيل بدست آورد و در KJ-2000 بکار گرفت.
---------------------------------------------------------- ----------------------------------------------------
منبع اصلي:www.army-technology.com
منبع كمكي:http://www.fas.org
منبع برداشت:انجمن هوا فضا نوشته alishahrag
نوع وسیله:
هواسر
G
بالگرد
H
عمود برخاست/نشست
V
وسيله سبکتر از هوا
Z
توضیح نوع ماموریت:
| حرف | توضيح | نمونه |
| A | هواگردی که برای جستجو,حمله و نابود سازی اهداف زمینی و یا دریایی طراحی شده وهم از جنگ افزارهای متعارف و هم از جنگ افزارهای مخصوص استفاده میکند.گاهی هم برای عملیات پشتیبانی هوایی نزدیک و باز دارنده استفاده می شود. | A-4 |
| B | هواگردی که برای بمباران ماضع دشمن طراحی شده |
B-2 |
| C | هواگردی که برای حمل بار یا مسافر به کار میرود | C-130 |
| E | هواگردی مجهز به دستگاهای الکتریکی با توانایی ایفای نقشهای:
الف-تدابیر متقابل الکترونیک ب-رادار هشدار زود هنگام پ-هواگرد فرماندهی و هدایت هوابرد ت-ارتباط دادهای تاکتیکی برای تمام حالات پروازی غیر خودکار |
E-3 E-2 E-4 |
| F | هواگردی که برای رهگیری و نابود سازی هواپیماها و یا موشکهای دشمن طراحی شده |
F-14 F-16 |
| H | تمامی هلیکوپترها | H-2 |
| K | هواگردی که برای سوخت رسانی به دیگر هواگردها در حین پروازطراحی شده | KC-10 |
| O | هواگردی که برای مشاهده و گزارش اطلاعات تاکتیکی طراحی شده است | O-10 |
| P | هواگرد بلند برد و چند موتوره و قابل پرواز در تمامی شرایط اب و هوایی و میتواند به طور مستقل به مین گذاری-شناسایی دریایی و به کارگیری جنگ افزارهای ضد زیر دریایی بپردازد | P-3 |
| R |
هواگردی که برای ماموریتهای شناسایی طراحی شده |
RF-4 |
| S | هواگردی که برای جستجو و بازشناسی و حمله و نابودی زیر دریاییهای دشمن طراحی شده | S-3A |
| T | هواگردی که برای آموزش خدمه در به کارهواگرد و تجهیزات آنطراحی شده | T-37 |
| U | هواگردی که برای ماموریتهای مختلف از قبیل حمل بار و مسافر یدک کشی و ......... طراحی شده | UH-1 |
| V | هواگردی که برای نشست و برخاست عمودی(نوبع) یا انجام نشست و برخاست کوتاه (نوبک) طراحی شدهاند | AV-8 |
| X | هواگردی که برای آزمایش مخصوص و جدید طراحی شده است. | X-35 |
انواع موتورها:
موتور پيستون پراپ:
پراپ مخفف کلمه پروپلر (Propeller) و به معنی پروانه (ملخ) هواپيما میباشد. دراين گونه موتورها نيروی جلوبرنده (Propulsion) توسط پروانه توليد میشود که پروانه نيز بوسيله موتور پيستونی میچرخد. محدوديت استفاده از اين موتورها وزن آنهاست زيرا درصورتی که نيروی زيادی از اين موتور ها بخواهيم بايد موتور هائی با وزن بسيار زياد طراحی گردند.
موتور توربو پراپ (پراپ جت يا توربو ملخی):
در اين موتورها نيز نيروی اصلی توسط پروانه توليد میشود ولی چرخش پروانه توسط موتور جت صورت میگيرد. هواپیمای ايران 140 ( An-140) نيز از اين گونه موتورها بهره میگیرد.
موتور توربو جت:
به زبان ساده اين موتورها هوا را از ورودی (Intake) به داخل کشيده وپس آنکه انرژی زيادی به هوا داده شد آن را با سرعت زياده از انتهای موتور خارج میکند و تغيير سرعت قابل توجه در ورودی و خروجی موجب حرکت هواپيما می گردد.
موتور توربو فن:
ساختمان اينگونه موتورها همان ساختمان موتورهای توربوجت است با اين تفاوت که اين موتور ها دارای قطر بزرگتری هستند و همه هوای ورودی از داخل موتور عبور نمیکند بلکه مقداری هوا از اطراف بدنه موتور و در داخل يک پوسته حرکت میکند.
موتور توربوشفت:
اين موتورها در هلیکوپتر ها کاربرد دارند و شباهت زيادی به موتورهای توربوپراپ دارند.
موتورهای رم جت:
اين موتور ها در سرعت های بسيار زياد کاربرد دارند و دارای هيچ عضو چرخنده ای نمیباشند (برخلاف کليه موتورهای ديگر).
انواع هواپیماها:
1-بمب افکن
2-رهگیر
3-جنگنده
4-شکاری
5-حمل و نقل نظامی
6-شناسایی و جاسوسی
7-مخفی از دید رادار(استیلت)
8-سوخت رسان
9-پشتیبانی نزدیک
10-گشت
11-آمزشی نظامی
12-ضد زیر دریایی
13-هشدار سریع
14-فرماندهی هوایی
15-رله مخابرات
16-هواپیمای سیبل(هدف)
17-هواپیمای ضد شورش
18-دیده بانی
19-مراقبت دریایی
20-برتری هوایی
21-آزمایشی
22-ضد کشتی
23-ضد تانک
24-دفاع هوایی
منبع:منابع مختلف
![]()
اين جنگنده که در حقيقت ادامه دهنده راه اسلاف خود يعني جنگنده هاي مشهور ميراژ جگوار سوپر اتاندارد و... است به منظور جايگزيني جنگنده هاي قديمي توسط نيروي هوايي فرانسه سفارش داده شده. اين جنگنده که ميتوان آن را تا حدودي جنگنده اي جوان وجديد ناميد در سال 2001 و در عمليات جنگ افغانستان عملکرد و برتري آشکار خود را بر شناخته شده ترين هواپيما هاي ناو نشين يعني f-18 و f14 به جهانيان ثابت نمود.رافال هواپيمايي دو موتوره با قابليت حمل بازه گسترده از تسليحات هوا به هوا و هوا به زمين بوده که در عين حال هواپيمايي بي نهايت تغير پذير است و به سرعت ميتواند نقش خود را از برتري هوايي به شناسايي حملات دريايي و يا زميني تغير دهد.در کاکپيت اين جنگنده از سيستم هاي اويونيک يا سيستم هاي الکترونيکي بسيار پيشرفته اي بهره برداري شده است مانند سيستم HUDهولوگرافيک با زاويه ديد بالا ساخت شرکت تالس اويونيک که اطلاعات ماموريت را به وفور در جلوي ديد خلبان حاضر مي نمايد.دوربين هاي CCDو همچنين صفحه نمايش هاي لمسي در طرفين خلبان که اطلاعات تاکتيکي موقعيت حاضر را ارايه کرده و به او امکان تصميم گيري به موقع را ميدهد.
![]()
در مورد تسليحات اين جنگنده بايد اظهار نمود که اين هواپيما قادر به حمل بيش از 9 هزار کيلوگرم جنگ ابزار هوا به هوا و هوا به زمين از انواع مختلفي چون موشکهاي ميکا ما÷يک سايدوايندر آپاچي اگزوست ماوريک هارپون و بمب هاي هدايت ليزريGBU-12 بسته به نوع ماموريت است.چنانکه پيش بيني نيز ميشود قرار بر اين است که اين جنگنده مدرن از سال 2006 به بمب هاي فوق دقيق هدايت ليزري يا GPSماهواره اي سا÷مAASM نيز براي منهدم کردن هدف هاي دشوار زميني مجهز گردد.اين جنگنده همچنين از دو توپ مسلسل با قدرت آتش 2500گلوله در دقيقه ساختGIAT نيز براي نبرد هاي هوايي نزديک نيز بهره مي جويد.
اين جنگنده از نظر جنگ الکترونيک نيزبرتري خود را حفظ کرده است ،چه،با در اختيار داشتن سيستم هاي هشدار تهاجم،گيرنده و آشکار سازي ليزري و سيستم هاي مغشوش کننده رادار هاي دشمن از توانايي قابل قبولي برخوردار است.با مجهز شدن اين هواپيما به سيستم راداريRBE2،اين جنگنده از قابليت هايي چون نگاه به پايين شليک به پايين نيز بهره مند شده قابليت شناسايي همزمان 8 هدف وشناسايي تهديدات هوايي را به نحو احسن را نيز دارا است.طول بال هاي دلتا شکل اين جنگنده حدود 11متر و طول خود هواپيما حدود 10 متر است و در عين حال، از مساحت بالي به ميزان 45 متر مربع بهره ميبرد. اين جنگنده مدرن از دو موتور M88-2ساخت سنکنما،براي فراهم آوردن نيروي پيشران خود استفاده مينمايد ک هالبته هر يک نيروي کشش استاتيکي معادل 75کيلو نيوتون را با پس سوز فراهم مي آورد که در اصل ورودي هاي اين موتور ها ، در زير سکان افقي هواپيما واقع شده است!البته تعجب نکنيد.واقه شدن ورودي هاي هوا زير سکان افقي، به اين دليل است که اين هواپيما از نوع کانارد مي باشد،يعني سکان افقي ان که غلتش حول محور عرضي را کنترل ميکند،به صورت دو بالچه در جلو واقع شده است و در عوض، در قسمت انتهاي هواپيما هيچ گونه سطح کنترلي مشاهده نشده و بال ها تا خروجي هاي موتور ادامه يافته اند.
![]()
موتور هاي قدرتمند اين جنگنده،رسيدن ان را به سرعتي معادل1/8ماخ و داشتن سقف پروازي برابر با 55 هزار پا را امکان پذير ساخته اند که توانايي هاي بهينه براي جنگنده اي در اين کلاس محسوب مي شود.
ناگفته نماند که اين جنکنده در انواع گوناگوني براي ماموريت هاي متواوت عرضه ميشود.اين مدل ها عبارت اند از:مدلBاين جنگنده در اصل براي استفاده نيروي هوايي طراحي گشته و هواپيمايي دو نفره شامل سرخلبان و افسر تسليحات نظامي است.مدلCنيز مانند مدل قبل براي نيروي هوايي توليد شده و در چندي موارد داراي بهبود يافتگي هايي نيز نسبت به مدل قبلي مشاهده ميشود.مدل Mنيز جنگنده تک نفره و مدل ناونشين رافال محسوب ميشود که به منظور انجام ماموريت هاي حفاظتي از ناوهاي هواپيمابر توليد گشته است.قابل توجه است که باز هم سازنده اين هواپيما،يعني شرکت داسالت،سنت شکني نکرده و هواپيماي رافال را نيزهواپيمايي با بال هاي دلتا شکل طراحي نموده است،يعني همان سنتي که در هواپيما هاي پيشين فرانسوي مانند ميراژ4000 رعايت شده است.جنگندهي رافال اولين هواپيماي نظامي جهان است که به منظور انجام ماموريت هاي هوا به هوا و هوا به زمين به صورت همزمان طراحي شده است.
به علاوه توانايي هاي اين هواپيما براي انجام عمليات در حالت هاي ماوراي ديد بصري(BVR)و ارتفاع بسيار پايين نسبت به سطح زمين،امکانات گسترده اي را به آن،براي جنگنده اي جند ماموريته بودن و قابليت بقاي فراوان در مقابل دشمن را داده است،و به هر سخن،اين هواپيما قادر است که نه تنها نيروي هوايي فرانسه،بلکه کشور هاي زيادي در جهان را که بعد ها از سفارش دهنده گان اين هواپيما خواهند بود،به سهلوت و با شايستگي هر چه تمامتر مرتفع نمايد.
![]()
جنگنده پنهانکار و مافوق صوت شفق که طراحی آن از چندین سال پیش شروع شد و در سال 2004 نیز تکمیل نمونه اولیه آن گزارش شده که چندین آزمایش موفقیت امیز را پشت سر گذازده که آزمایشات به صورت کاملا سری در یک پایگاه دور افتاده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی انجام گرفته است ، این جنگنده در سه نوع آموزشی دو نفره، جنگنده دو نفره و جنگنده یک نفره طراحی شده است. پروژه طراحی شفق توسّط وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح پس از فرمان رهبری ایران پس از جنگ مبنی بر خودکفایی در ساخت تسلیحات سرمایه گزاری شده و بوسیله مجتمع دانشگاهی هوایی (Aviation University Complex) که زیر مجموعه ای از دانشگاه صنعتی مالک اشتر می باشد پس از هزاران ساعت کار مداوم دانشمندان و دانشجویان ایرانی طراحی و ساخته شده است ( البته در ابتدای ساخت این جنگنده دو شرکت روسی میگ و سوخو نیز با ایران همکاری میکردند که ظهور مونیتور های دیجیتالی موجود در کاک پیت هواپیما که از جنس روسی هستند گواه بر این مدعا است ولی به دلیل افزایش فشار سیاسی ناشی از پرونده هسته ای از سوی آمریکا به روسیه این شرکتها از مشارکت در ادامه این طرح صرف نظر کردند)لازم به ذکر است که دانشگاه بزرگ صنعتی مالک اشتر که یکی از بزرگترین مراکز علمی و طراحی ایران می باشد وابسته و زیر نظر کامل وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جموری اسلامی ایران است .
بسیاری از کارشناسان شفق را از حیث توانایی و نوع طراحی با طرح هواپیمای MiG-I-2000 روسیه که جنگنده ای است شکاری و رهگیر مقایسه کرده اند. البته لازم به ذکر است در طراحی شفق به ویژگی پنهانکاری (رادارگریزی) آن توجه زیادی شده، بویژه که طرح بدنه آن از حیث RCS به جنگنده اف/ای-22 رپتور ساخت آمریکا که یک جنگنده پنهانکار است نیز تا اندازه ای شباهت دارد و بدنه آن از مواد جاذب امواج رادار (Radar Absorbing Materials) ساخته شده است،که توانایی ایجاد RCS کمتر از یک متر مربع را به جنگنده میدهد در واقع می توان شفق را اولین جنگنده پنهانکار ایرانی دانست. بنا به اظهارات بعضی رسانه ها طراحی نمونه ثانویه شفق که شامل بسیاری اصلاحات و بهبود ها در قسمتهای بالها و نیز دهانه خروجی موتور و همچنین سیستم های راداری پیشرفته تر می باشد تا سال 2008 بطول خواهد انجامید. با توجه به سرمایه گذاری های بسیار بالای ایران در صنایع هوایی و موشکی خود احتمال میرود که این پرنده کمی زودتر از موعد مقرر وارد خدمت در نیروهای مسلح در جمهوری اسلامی ایران شود
شفق دارای هفت جایگاه برای حمل تسلیحات مختلف می باشد. نوع سازه به کار رفته به شکل مناسبی اجازه حمل انواع بمب و موشکهای هوابه هوا و هوابه زمین و همچنین انواع بمب با هدایت لیزری را به این هواپیمای توانمند می دهد. که در زیر هر بال سه جایگاه و یک جایگاه نیز در زیر بدنه قرار دارد. توانایی شلیک موشک اسپاروو و ساید وایندر و نیز موشک های سری R روسی از جمله R-73 و R-77.ونیز موشکهای KH-29 و KH-31 به همراه موشک هدایت تلوزیونی ماوریک توانایی به خصوصی به این پرنده ساخت ایران در نبردهای چند منظوره میدهد . همچنین استفاده از سه نمایشگر چند کاره رنگی پیشرفته در کاکپیت آن موجب شده تا در جنگنده از نمایشگرهای آنالوگ کمتر استفاده شود . این نمایشگرها که به صورت سری و در کنار هم قرار دارند وظایفی از قبیل کنترل صفحه رادار برای رهگیری پرنده های مشکوک / مدیریت تسلیحات موجود در جنگنده / کنترل سیستم های دفاع الکترونیک برای استفاده در نبردهای الکترونیکی و نیز سیستم هدایت و کنترل شلیک انواع موشکها و بمبهای هدایت راداری و یا لیزری را به این جنگنده داده است .

علاوه بر این در این پرنده جدید به راحتی خلبان توجه زیادی شده است به همین منظور دارای شیشه (درب کابین) بزرگتری هست و از نظر میدان دید دارای بهترین کارایی لازم در میان جنگنده های معروف دنیا است که دلیل آن هم کشیدگی بیشتر شیشه کابین خلبان به سمت جلو و نیز پهنای بیشتر ان به سمت اطراف است که بیشترین دید ممکن را در اختیار خلبان و یا خلبانان این جنگنده ساخت ایران قرار خواهد داد ، همچنین در شفق از صندلی های پرتاب شونده K-36D ساخت روسیه نیز استفاده شده است که بنابه تاکید کارشناسان امریکایی بهترین صندلی پرتاب موجود در جهان می باشد ( آمریکا با صرف یک هزینه تحقیقاتی بالا در حال ساخت یک نمونه مشابه از این صندلی پرتاب پیشرفته برای جایگزینی ان با صندلی های پرتاب اف 22 و اف 35 است ).
وزن این جنگنده حدود 5 تن است که از این لحاظ یک جنگنده سبک بحساب می آید. پیشرانه این جنگنده یک و یا دو دستگاه موتور توربوجت RD-33 کلیموف روسی یعنی همان موتور بکار رفته در جنگنده MiG-29 است برخی منابع آگاه نیز از امکان استفاده از موتور های AL- 31F در این پرنده ساخت ایران خبر دادند . ( البته برخی گمانه زنی ها . بنا به گفته بعضی رسانه ها ایران برنامه هایی نیز برای تولید موتور کلیموف RD-33 و نمایشگر های تحت امتیاز روسیه در ایران دارد.)
از دیگر ویژگی های بارز شفق می توان به طراحی آیرودینامیکی و سرعت فراصوتی آن که دو تا دو ونیم برابر سرعت صوت است اشاره کرد، در طراحی شفق مساحت ریشه بالها بسیار بیشتر از نوک بال است( بالهای قیفی شکل : این نوع شکل بال از پایداری نسبتا خوبی نسبت به باله های دلتا شکل در سرعت های پایین و بالا برخوردار است ) و این امر موجب می شود تا جنگنده شفق در نبرد های هوایی تن به تن (داگ فایت) بتواند به سرعت زاویه حمله را بسوی هدف تغییر دهد، همچنین بواسطه طراحی ویژه بدنه آن توانایی پیچش، غلتش و قابلیت مانور پذیری شفق تا حد زیادی افزایش یافته و آن را به جنگنده ای برای استفاده در موقعیت های خاص تبدیل کرده است. کارشناسان در مورد شفق به گمانه زنی هایی پرداخته اند از جمله اینکه جنگنده شفق از توانایی پرواز در ارتفاع پایین نیز بخوبی برخوردار است و از لحاظ اویونیک یا سیستم های الکترونیک پروازی نیز بسیار پیشرفته می باشد . از پس از سال 2000 طرحی محرمانه در دانشگاههای ایران در حال تهیه است که به موجب آن راداری پیشرفته و بروز برای این جنگنده در حال ساخت است . این رادار که در نحوه عملکرد از رادار AWG-9 تامکت الهام گرفته دارای توانایی فوق العاده و قابل قبولی در بکارگیری در انواع موقعیتهای ضروری است .
اصول استفاده از طراحی مهندسی به خصوص در این جنکنده برای افزایش قابلیت پنهان کاری در این پرنده به خوبی رعایت شده است . حتی بسیاری از کارشناسان ویژگی پنهانکاری شفق را حاصل ترکیب طراحی ویژه و استفاده از مواد جاذب امواج رادار دانسته و توانایی پنهانکاری شفق را با جنگنده آمریکایی F-117 Nighthawk که جنگنده ای بسیار پیشرفته می باشد مقایسه می کنند.


منبع:انجمنهای میلیتاری
موشك Fateh-110 يا NP-110 يك موشك بالستيك استراتژيك با برد كوتاه است.اين موشك از يك موتور تك مرحله اي كه با سوخت جامد كار ميكند بهر ميبرد,فاتح 110 موشكي سطح به سطح است كه با استفاده از سوخت جامد توانايي هدف قرار دادن اهدافي در 200 كيلومتري(به گفته برخي منابع 170 كيلومتري)را داراست.فاتح 110 يكي از طرحهايي است كه در صنايع هوا و فضای ايران براي ساخت موشك هاي سوخت جامد و مايع دنبال ميشود.اين موشك در سپتامبر سال 2002 تست نهايي خود را با موفقيت انجام داد.برد ابتدايي اين موشك 200 كيلومتر بود اما در سپتامبر سال 2004 اعلام شد برد آن به 250 كيلومتر افزايش داده شده است و توانايي افزايش دوباره ان در صورت نياز وجود دارد.
طبق برخي گزارش ها Fateh-110A بر پايه موشك چيني DF-11A ساخته شده است كه بردي برابر با 300 يا 400 كيلومتر را دارست و توانايي حمل كلاهك هسته اي را دارد.
موشك فاتح 110 از راداري داخلي و الكترو اپتيكالي براي هدايت خود استفاده ميكند كه به آن دقتي بسيار دقيق بخشيده محدوده خطاي اين موشك((CPE فقط 10 متر است.فاتح 110 موشكي فوق مدرن است كه توانايي حمل كلاهكي به وزن 500 كيلوگرم را داراست.طراحي اوليه اين موشك در سال 1997 شروع شد و در سال 2002 وارد خدمت گرديد.
---------------------------------------------------------------------------------------------
خصوصيات
عملكرد: موشك بالستيك استراتژيك
سازنده: سازمان هوا وفضاي ايران
پيشرانه:موتور سوخت جامد تك مرحله اي
طول:8.06 متر
وزن:3.450 كيلوگرم
قطر: 0.61 متر
برد ۲۰۰ :كيلومتر در نوع اول و 250 كيلومتر در مدل بعدي
سيستم هدايت:رادار داخلي و چشم الكترونيكي
محدوده خطا:۱۰ متر CPE
كلاهك: 500 كيلوگرمي
جايگاه پرتاب:ثابت
زمان ساخت: 1997
ورود به خدمت:2002
منبع:فناوری موشکی
![]()
عملکرد موشک انداز زمین به هوای TOR-M1 بر نوعی سیستم دفاع هوایی متحرک مبتنی است که با هدف کاربرد در ارتفاعات متوسط، کم و بسیار کم جهت مقابله با انواع هواپیماهای ثابت و متحرک طراحی شده است.
این موشک انداز به سیستم حفاظت هسته ای، بیولوژیکی و شیمیایی (NBC (nuclear, biological and chemical مجهز بوده و قادر است هدف مورد حمایتش را در هر نوع شرایط جوی از انواع حملات مصون نگاه دارد.
سیستم پیشرفته TOR-M1 با ترکیب و اصلاح روش های به کار رفته در تجهیزات متحرکی که مختص پرتاب موشک هستند و اصطلاحا به آنها Threshold Limit Value یا TLV اطلاق می گردد، طراحی شده و در ترافیک های هوایی شدید نیز توانایی عملکرد خود را حفظ می کند.
به طور کلی هر سیستم TOR - که ساخت کشور روسیه است - به 3 تا 5 فروند از تجهیزات دفاعی دیگر که هر یک به 4 عدد TLV مجهز شده اند متصل است. هر TLV از 8 موشک انداز آماده به شلیک، رادارها، سیستم کنترل آتش و امکان دریافت دستور حمله توپخانه ای تشکیل شده است.
این جنگ افزار قادر است به طور اتوماتیک چه در حالت سکون و چه در حال حرکت شلیک نماید. فواصل شلیک که معمولا بر روی 3 دقیقه تنظیم می شود، بر حسب نوع واکنش دریافتی متغیر است، فاصله زمانی استاندارد بین مدت زمان تشخیص هدف تا پرتاب موشک 5 الی 8 ثانیه است. زمان واکنش نیز از 3.4 ثانیه برای هدف های ثابت تا 10 ثانیه برای هدف های متحرک، متغیر است. هر بخش به طور جداگانه می تواند به دو هدف کاملا مجزا شلیک نماید.
TOR-M1 قادر به تشخیص و ردیابی 48 هدف در حداکثر فاصله 25 کیلومتری است و به طور همزمان دو هدف با سرعت 700 میلی ثانیه و مسافت 1 تا 12 کیلومتری را دنبال می کند. هدف هایی که در ارتفاعات 6 تا 10 مایلی قرار دارند بیشترین امکان نابودی را دارا هستند.
راکت عمودی موجود در این موشک انداز تا gs 30 امکان مانور دارد و به یک کلاهک 15 کیلوگرمی حامل مواد منفجره که با یک فیوز فعال می گردد، مجهز است. این سیستم تا اندازه ای شبیه به یک جنگ افزار تعقیب کننده است که در حال متحرک نیز هدف را کنترل می کند، به یک آنتن ، یدک کش های مجزا و محفظه ای سرپوشیده جهت تامین امنیت در مواقع لزوم نیز مجهز است. این موشک انداز جهت مقابله با سلاح های پیشرفته و موشک اندازهای کروز نیز وسیله مناسبی است .
اولین بار سیستم TOR در نیروی هوایی ارتش روسیه به کار گرفته شد. نیروی دریایی روسیه نیز نوع مخصوصی از این جنگ افزار را که SA-N-9 نامیده می شد به کار گرفته است.
کشور چین طی سال های 1997 تا 2002، 50 فروند از موشک اندازهای نیروی دریایی را خریداری نموده است. ارتش یونان 21 سیستم Tor M-1 را در اختیار دارد.
در عین حال دولت روسیه استفاده از این جنگ افزار به سایر کشورها نیز پیشنهاد داده است. هزینه اعلام شده برای به کارگیری چنین سیستمی 700 میلیون دلار اعلام شده و تحویل آن از نوامبر 2006 آغاز و انتظار می رود تا سال 2008 ادامه یابد.
تور ام یک ایران
![]()
موشك P-270 موسكيت(روسي,П-270 «Москит»:انگليسي:( Mosquito يك موشك روسي مافوق صوت است كه از موتوري رم جت براي پرواز استفاده ميكند.كد طراحي اين موشك 3M80 است و ناتو اين موشك را SS-N-22 Sunburn نامگذاري كرده است.سيستم اين موشك توسط كمپاني معروف روسي Raduga Design Bureau در طول دهه 70 ميلادي طراحي شد كه دنباله طرح موشك SS-N-9 "Siren"بود.نسخه اصلي موسكيت براي پرتاب از كشتي طراحي شده بود اما در نمونه هاي بعدي توانايي پرتاب از پرتابگرهاي ساحلي و زيرآبي(زير دريايي) و هوايي(جنگنده هاي سوخو-33 و نسخه دريا پايه سوخو27)را بود.اين موشك توانايي حمل سر جنگي متعارف و هسته اي را داراست.
هنوز نوع و طبقه بندي اين موشك ناشناخته باقي مانده و گزارش هاي زيادي در مورد ان موجود است.اين موشك كه حالا با نامگذاري ناتو به نام SS-N-22 Sunburn شناخته ميشود.اين موشك توسط نيروهاي ناتو اناليز شده و ناتو از ان به عنوان موشكي ترسناك با پتانسيلي قوي و سرعت بسيار زياد كه توانايي نابود كردن نيروهاي دريايي كشورهاي عضو را دارست نام برده است.موسكيت توانايي در خطر قرار دادن نيروهاي ناتو در دريايي بالتيك, درياي سياه و اقيانوس ارام را داراست(شامل كره شمالي و ژاپن).با توجه به اينكه ايران نيز از دارندگان اين موشك است موسكيت توانايي در خطر انداختن كل ناوگان امريكا و كشورهاي خارجي مستقر در خليج فارس و درياي عمان را داراست.
موشك موسكيت سري 3M80 داراي طولي برابر با 9.39 متر و قطري برابر با 0.76 است طول بالهاي اين موشك برابر با 2.10 متر و وزن پرتاب ان برابر يا 3.950 كيلوگرم است.موسكيت از سيستم ناوبري خودكار همراه با فرماندهي خودكار مسير به روز شده و راداري فعال استفاده ميكند. 3M80 از موتوري رم جت كه با سوخت جامد كار ميكند براي پرواز استفاده ميكند كه به ان سرعتي برابر با 2.5 ماخ ميبخشد,موسكيت توانايي حمل كلاهكي 300 كيلويي يا 200 كيلوتني را تا مسافت 90 كيلومتري داراست.
موسكيت در سال 1980 عملياتي شده و در ختيار نيروي دريايي شوروي قرار گرفت.در سال 1992 روسيه شروع به طراحي نسخه اي جديد از 3M80 نمود كه 3M82 نام گذاري شد. 3M82 وزن پرتابي برابر با 4.500 كيلوگرم را داراست كه توانايي حمل كلاهكي 320 كيلوگرمي را به فاصله 160 كيلومتري داراست. 3M82 در سال 1993 وارد خدمت شد.روسيه نوع هواپايه اين موشك را طراحي و با نام Kh-41 وارد خدمت ساخت.نوع زمين پايه با كد 3M80E شناخته ميشود.طبق گزارش هايي در سال 1995 برد اين موشك از 160 كيلومتر به 200 كيلومتر رسيد كه از تانكر سوخت اضافي بهر ميبرد.
طبق گزارش هاي رسيده در سال 2001 چين و روسيه طرحي مشترك براي بهبود دادن SS-N-22 Sunburn را آغاز كرده اند.نام اين موشك جديد 3M80MBE بود كه توانايي رسيدن به برد 200 كيلومتر را دارد.
خصوصيات
عملكرد: موشك كروز ضد كشتي هوا/دريا/زمين
سازنده: Raduga Design Bureau
طول:9.39 متر
قطر: 0.76 متر
طول بال: 2.10 متر
برد: 3M80: 90 كيلومتر : 3M82160 كيلومتر 3M80MBE:200 كيلومتر
سرعت: 2.5 ماخ
سيستم هدايت: INS, datalink, active and passive radar
كلاهك: 200 كيلوتني هسته اي,320 كيلوگرمي متعارف
زمان ساخت: 1980
دارندگان: روسيه,چين,اوكراين,ايران
منابع:دانشنامه وكيپديا و missilethreat.com
وبلاگ فناوری موشکی
این جنگنده نسبت به همقطاران خود دو ویژگی بسیار برجسته داشت، که یکی دارابودن سیستم بال های متغیر و دیگری سیستم موشکی فینیکس، که مورد آخری ویژگی بسیار جدید و تکنولوژی نوینی در عرصه نبرد های هوایی به شمار می آمد و صد البته قیمت این پرنده به دلیل داشتن چنین سیستم گران قیمتی بسیار بالاست. در واقع، به جرات می توان اظهار کرد که محبوبیت هواپیمای تامکت بیشتر به دلیل توانایی حمل موشک های فینیکس بوده و اف-14 بدون آن هیچ کاره است. این موشک های هوا به هوا، با بردی معادل 150 کیلومتر جزو دوربرد ترین موشک های هوا به هوا به شمار آمده و با کد AIM-54 و لقب فینیکس به معنای ققنوس شناخته می شود.
سیستم هدایتی این موشک از نوع فعال است، که این به این معناست که پس قفل روی هدف و شلیک موشک، دیگر نیازی به قفل ماندن رادار هواپیما روی هدف نیست و موشک می تواند مستقل از رادار هواپیما به عملیات ادامه دهد. در این سیستم راداری، پس از شلیک موشک، هدایت موشک و محاسبه زاویه مناسب برای برخورد به هدف، به عهده کامپیوتر درونی موشک سپرده شده و هواپیما می تواند به تعقیب اهداف دیگر برود. دلیل ایجاد این ویژگی نیز مشخص است، به دلیل برد بسیار آن، اگر هدف در حداکثر برد موشک باشد، نسبتاً زمان زیادی طول می کشد که موشک به 150 کیلومتری رسیده و به هدف اصابت نماید، در نتیجه، بدیهی است که فقل ماندن رادار هواپیما تا برخورد موشک به هدف آن را از انجام عملیات دیگر محروم ساخته و چه بسا به خاطر حفظ قفل روی هدف، هواپیمای پرتابگر خود طعمه هواپیمای دیگری شود.

رادار فعال این موشک این امکان را به هواپیما می دهد که در هنگام برخورد به هدف، اف-14 پرتاب کننده حتی در آشیانه و خلبان های آن از آن خارج شده باشند. حداکثر سرعت عملیاتی این موشک پنج ماخ بوده و در بسیاری از موارد این موشک، پس از پیدا کردن هدف در نزدیکی آن منفجر شده و توان فوق العاده کلاهک جنگی آن هواپیمای هدف را منهدم نماید. طول این موشک حدود 4 متر بوده و قطر آن نیز به 30 سانتیمتر رسیده و وزن آن نیز حدود 450 کیلوگرم و وزن کلاهک جنگی آن در حدود 67 کیلوگرم است. این موشک از موتور توربوراکت با سوخت جامد استفاده می کند که به این موشک حداکثر سرعت را می بخشد. در هنگام شلیک این موشک، مستقیماً به دنبال هدف نمی رود بلکه مسیر احتمالی گذر آن را محاسبه کرده و به سمت آن جا می رود.
در تست هایی که بر روی این موشک در مراحل اولیه آزمایش صورت گرفت، شش هدف مصنوعی که در روی رادار هواپیما به شکل هواپیماهای واقعی نمایش داده می شوند، از زمین پرتاب گردید که هر شش هدف توسط رادار قدرتمند تامکت شناسایی گردیده و شش موشک فینیکس با فاصله ی بسیار اندک، یکی پس از دیگر پرتاب گشتند. از شش موشک پرتاب شده، پنج فروند آنان به صورت مستقیم یا دایرکت هیت به اهداف برخورد کرده و آنان را به طور کامل منهدم نمودند، اما یکی از این موشک ها به دلیل کوچک بودن نسبی هدف مصنوعی و نیز اشکالی در رادار این موشک، از مسیر خود منحرف شد که اعلام گردید در صورت واقعی بودن هدف، امکان چنین اشتباهی وجود ندارد. میزان موفقیت این آزمایش، هشتاد درصد اعلام گردید که برای آزمایش یک موشک تازه طراحی شده و البته با هدف های مصنوعی، میزان موفقیتی بسیار عالی بود.
در مورد این موشک، از بین بردن آن با انجام مانورهای شدید که در نتیجه موشک به دنبال هواپیما رفته و در اثر شتاب جی از بین می رود، امکان ندارد، چرا دیگر این حقه نیز قدیمی شده و این موشک توانایی تحمل شتاب جی، حداکثر دو برابر شتاب جی قابل تحمل توسط هواپیماهای جنگنده امروزی را دارد. در هواپیمای تامکت حداکثر شش موشک فینیکس می تواند حمل شود که شامل دو عدد زیر بال ها و چهار عدد در پایلون هایی زیر بدنه می شود. نا گفته نماند این موشک ساخت کمپانی هیوز بوده و در طی جنگ تحمیلی علیه ایران نیز نیروی هوایی کشورمان با استفاده از هواپیمای تامکت مجهز به این نوع موشک های قدرتمند هواپیماهای عراقی بسیاری را از فواصل بسیار دور و باور نکردنی، سرنگون ساخته و بار دیگر نیز برتری خود را به نمایش گذاشت.
جالب است بدانید که در یکی از نبردهای هوایی تامکت ایرانی توانست تنها با شلیک یک فروند موشک فینیکس چهار فروند میراژ عراقی را که در فرمیشن نزدیک به هم پرواز می کردند را ساقط سازد.
از آنجایی که موتور تانک در قسمت جلوی آن قرار دارد، در نتیجه جرم بیشتر تانک در این قسمت جمع شده و در شرایط بحرانی فرار از در پشتی تانک برای سرنشینان آسانتر می شود. مرکاوا سریع حرکت می کند، بسیار پر قدرت است و بدنه آن از نوعی فلز ضد ضربه کم نظیر ساخته شده است. مجموعه این خصوصیات Merkava را به یکی از ایمن ترین تانک های جهان برای سربازان تبدیل کرده است.
تعداد زیادی از این نوع تانک در کارخانه ای واقع در یکی از شهر های مرکزی اسرائیل به نام تلاشومر (Tel HaShomer) تولید و نگهداری می شوند، به علاوه قطعات لازم برای ساخت نیز در اسرائیل و توسط شرکت های فعال در زمینه صنایع نظامی از جمله IMI, Elbit, Soltam و ... ساخته می شوند.
تاریخچه
در سال 1967 پس از جنگ شش روزه - جنگ "اعراب و اسرائیل" یا جنگ "ماه ژوئن" نیز نامیده می شود و درواقع نبرد اسرائیل با کشورهای عربی نظیر مصر، اردن، عراق و سوریه بود که طی آن اسرائیل موفق شد نوارغزه، شبه جزیره سینا در مصر، نواحی غربی اردن و فلات جولان در سوریه را به تصرف خود در آورد - و تحریم اسرائیل توسط کشور فرانسه، وزارت دفاع اسرائیل قراردادی مبنی بر همکاری و مشارکت با کشور انگلستان در ساخت نوعی تانک جنگی به نام چیفتن (Chieftain) را به امضاء رساند.
در سال 1969 با فشار کشور های عربی، انگلستان مجبور به لغو این قرارداد و کنار گذاشتن اسرائیل از این پروژه شد. این کار اسرائیل را متوجه این نکته کرد که به منظور تامین تسلیحات نظامی اش نمی تواند به کمک دیگر کشورها تکیه کند، در نتیجه با استفاده بهینه از نیروهای داخلی، مصصم به ساخت یک تانک جنگی که عملا یکی از مخرب ترین جنگ افزارهای نظامی به شمار می رود، شد.
جمعیت اندک عامل ساخت مرکاوا
هر چند اسرائیل حادثه جنگ یوم کیپور (Yom Kippur) در سال 1973 را با ذخایر تسهیلات نظامی آمریکا پیش برد، اما به این نتیجه رسید که کشوری مانند اسرائیل با جمعیت اندکش نمی تواند از عهده تلفات سنگین چنین جنگ هایی برآید؛ در نتیجه تصمیم به ساخت تانک Merkava با هدف حفظ جان سربازانش گرفت.
جنگ یوم کیپور که جنگ رمضان، جنگ اکتبر یا جنگ 1973 اعراب و اسرائیل نیز نامیده می شود، جنگی بود که با اتحاد کشورهای عربی به رهبری مصر و سوریه در مقابله با اسرائیل در گرفت. این جنگ که در واقع نوعی جوابیه به جنگ شش روزه بود در تعطیلات یوم کپیور یهودیان آغاز شد و بیست روز به طول انجامید و نهایتا نیز به آتش بس رسید.
Merkava Mk 1
برای اولین بار این تانک که مجهز به یک توپ 105 میلیمتری بود، در ماه آوریل 1979 مورد بهره برداری قرار گرفت. در سال 1982 در جنگ لبنان آزمایش شد، ظاهرا سیستم ترمز تانک با مشکلاتی روبرو بود.
Merkava Mk 2
اشکالات Mk 1 در این مدل برطرف و بهسازی شد، از آن جمله اضافه شدن یک خمپاره 60 میلیمتری در داخل تانک بود. Mk 2 مجددا در تهاجم اسرائیل به لبنان و بیروت مورد استفاده قرار گرفت.
Merkava Mk 3
این مدل که در 1990 معرفی شد، مجهز به یک موتور با قدرتی معادل 1200 اسب بخار و یک اسلحه Smooth-Bore 120 میلیمتری بود.
Merkava Mk 3B :
در سال 1995 عرضه شد، این تانک که Merkava Baz نیز نامیده شد، در سیستم شلیک و تهویه هوای داخل آن نسبت به مدل های قبل تغییراتی بوجود آمد و یک پکیج زرهی به نام Kasag به آن افزوده شد. در واقع Merkava 3 Baz Kasag یکی از امن ترین تانک های دنیا به شمار می رود.
آخرین مدل ساخته شده از تانک های Merkava است که از سال 2004 مورد استفاده قرار گرفته است، سیتم ایمنی اش کامل تر شده دقیق تر شلیک می کند.
ملاحظات:
مانند هر تانک دیگر، Merkava نمی تواند در مقابل مین های زیرزمینی مقاومت کند. طی انتفاضه الاقصی سه عدد تانک مرکاوا توسط رزمندگان فلسطین در نوار غزه نابود شد و 7 سرباز اسرئیلی به هلاکت رسیدند.
در زد و خوردهای اخیر میان اسرائیل و لبنان (در سال 2006) نیز چندین تانک مرکاوا تخزیب شده و سرنشینان آنها زخمی شده یا به هلاکت رسیدند. مقامات اسرائیلی معتقد هستند که این عملیات و عملیات مشابه با کمک موشک های ضد تانک Metis-M ساخت کشور روسیه انجام شده است.
از سال 2005 تعداد ده هزار کارگر در 220 کارخانه ساخت تانک مرکاوا درکشور اسرائیل به کار گمارده شده اند. در همان سال درآمد دولت اسرائیل از صادر کردن تجهیزات و ابزار جانبی تانک مرکاوا رقمی بالغ بر 200 میلیون دلار بود. کارخانه های سازنده این تجهیزات در اسرائیل، در آمد حاصله از صادرات لوازم فوق الذکر را در سال 2007 معادل 400 میلیون دلار پیش بینی کرده اند.
ن
منبع: انجمن های میلیتاری


